X
تبلیغات
هنرومعماری

هنرومعماری

معماري پايدار(ایرانی)

هندسه منحنی

 هندسه منحنی

معماری ایتو با خانه کوچکی (خانه ناکانو هون ماچی) که پلان U شکل دارد آغاز می‌شود. این ساختمان آغاز معماری با هندسه منحنی است. هندسه منحنی را می توان در اکثر آثار ایتو مانند سقف رستوران «نوماد» (Nomad) و یا بام موزه «شی موسووا» دید. براحتی می توان دریافت که این هندسه یک عنصر پایه‌ای و اساسی در کارهای ایتو است.

فرم U در پلان خانه «ناکانو هون ماچی» ثابت کرد که می توان در کالبدهای مختلفی با استفاده ازهندسه پیچیده منحنی هم «سادگی» را به نمایش گذاشت. ولی مهم‌ترین ویژگی استفاده از فرم U در پلان ساختمان، این است که تجربه انسان به موازات انحنای دیوار منحنی شکل به دست می آید. در راهرو )با فرم U) این خانه نمی توان کسی را که در چند قدم جلو تر است، دید! هرچند که نمی توان اطلاعات دقیقی و مطمئنی ازاو کسب کرد ولی می توان وجود او را حس کرد. اگر راهرو مستقیم باشد، وجود یا عدم وجود فرد را دقیقا می توان تشخیص داد. ولی در راهرویی بشکل U، نمی توان مطمئن بود که فردی در چند قدمی شما هست یا نه. با زندگی در چنین محیطی دیدارها و اتفاقات نامشخصی را هر لحظه می توان تجربه کرد. این خصوصیت نا مشخص بودن همان چیزی است که ایتو به دنبال خلق آن است. به عبارت دیگر بجای راهروی مستقیم و «ماشینی» که در آن با دیدن ویا ندیدن فرد می توان پی به موقعیت فرد برد، ایتو ساختمان و راهروی را طراحی کرده که احتمال بودن و یا نبود فرد را در خود باقی می گذارد. اگر شرط لازم برای مفهومی بودن یک معماری این باشد که معماری وسیله ای برای آزمایش آن مفهوم بخصوص باشد، خانه U شکل ایتو یک معماری مفهومی برای هندسه منحنی است.

اگر آثار ایتو شاعرانه است، به دلیل این است که او ساختمان را مکانی برای جریان می داند؛ ساختمان را پیوسته با محیط اطرافش می داند و در اطراف آن جریان های مختلفی را ایجاد می کند. این جریان‌ها با «باد» تعریف شده‌اند ولی در عین حال جریان (فعالیت) انسان و یا جریان نوری که به داخل ساختمان می تابد را هم دربر می‌گیرند یا حتی جریان دید انسان وقتی که متحرکی را دنبال می کند هم شامل می شود! بنابراین در مقایسه با معمارهایی مانند کوربوزیه که ساختمان را ماشین می دانند معماری ایتو ساختمان را «مکانی برای جریان» می داند و در مقایسه با معماری مینمالیسم به رهبری میس وندرو، معماری ایتو معماری «هندسه منحنی» است.

سبک و روشن بودن

محقق معماری ژاپن کریستین ای بروکنر (Chridtine E. Brookner) ویژگی معماری ژاپن را با مفهوم «Light» توضیح می دهد؛ این لغت خیلی ظریفانه «سبکی و روشنی»، دو ویژگی معماری ژاپنی را به خوبی نشان می دهد. همگان معماری «کازویو سه جیما» (Kazuyo Sejima) و هم نسلان او را با عنوان های light Construction ویا light Architecture می شناسند.... ولی آغاز گر این حرکت ایتو می باشد.

وقتی ایتو از باد صحبت می کند براحتی می توان پی به هدف او که همان معماری سبک است پی برد؛ بطور کلی در معماری سنتی ژاپن دیوار وجود ندارد و می توان آن را معماری سبک به حساب آورد. با این همه خیلی سخت است که ایتو را یک معمار پایبند به اصول معماری سنتی ژاپن به حساب آورد. حتی با در نظر گرفتن اینکه او تحت تاثیر نا خودآگاه معماری چوبی ژاپن بوده است، «سبکی» را در زیباشناسی پاپ آرت (هنر مردم‌وار) یا جامعه مصرفی می بیند! ایتو وقتی خانه شخصی خود یعنی «کلاه نقره‌ای» (silver hat) را ساخت، یک چادر کوچک مانند «پا او» (Pao، خیمه به سبک مغولستان) در اتاق دخترش می سازد. در حالی که خود کلاه نقره ای یک نمونه از ساختمان لایت (light) است، باز هم یک وسیله مفهومی دیگر یعنی چادر را در آن می سازد. لازم به توضیح نیست که پااو، چادرقابل حمل اقوام ایلیاتی است. ایتو در توضیح این چادر از عبارت دختران کوچ نشین توکیو استفاده می کند!

برای ایتو باد به منزله آزاد زندگی کردن، آزادانه ساختمان ساختن است؛ این رهایی از ماشین در معماری مدرن و یا آداب ورسوم ژاپنی وجود دارد. در مقابل معماری مدرن و سنگین چاره ای جز ساختن ساختمان سبک وجود ندارد. براستی ایتو چگونه این مطالب را در ساختمان اجرا کرد؟ هر کدام از ایده‌های «هندسه منحنی» یا «مکانی برای جریان» بنمایه‌های «آزادی» و «سبکی» هستند. همانطور که در خانه سالمندان اداره آتش نشانی «کوماموتو» می توان دید، شکی نیست که ایتو قطعات ساختمانی را نازک و اتصالات را ساده کرد . بخصوص استفاده از بام های مسطح و ورق‌هایی که به راحتی برش داده می شوند، در بام ساختمان از فاکترهای مهم «سبکی و شفافیت» ساختمان های ایتو است. ولی ایتو یک روش بسیار مهم و بنیادی معماری برای «سبک» کردن دارد و آن این است که ایتو ساختمان را تکمیل نمی کند و نیمه کاره رها می کند. به عبارت دیگر ایتو به تکمیل عملیات ساختمانی توجه نمی کند. ایتو ساختمان سبک و روشن را مد نظر دارد ولی او نمی خواهد که تنها کالبد ساختمانی سبک و روشن بسازد. او برای اینکه «مکان جریان» را سبک و روشن کند، به کالبد ساختمان هم سبکی و روشنی عطا می‌کند!

ناپایدار، لحظه‌ای بودن

از دوران معماری «ماشینی»، پیشرفت معماری را نمی توان از پیشرفت تکنولوژی تولیدی جدا کرد؛ سبک های مختلف معمار مدرن هم به موازات تکنولوژی تولید ابداع و عمومی می‌شوند. اگر این فرایند را پیشرفت بنامیم، یکی از ویژگی‌های پیشرفت این است که در جریان آن کشف ها و اختراعات زیادی به وقوع می‌پیوندند که با استفاده از آنها «کالا» های مختلفی تولید شده و پخش می‌شود. در این میان تدریجا معماری هم از وسیله‌ای برای ثبت کشف و اختراع به «کالا»یی حاصل از پیشرفت تبدیل می شود.

معمارهای جوان تر از ایتو که خود با این تکنولوژی بزرگ شده اند، معماری را مانند طراحی لباس به عنوان کاری شیک و تحت تاثیر مد (fashionable) درک کرده‌اند. ولی ایتو برداشتی دیگرگون دارد؛ آن چیزی که در «کالا» یا «جامعه مصرفی» نظر ایتو را بخود جلب کرده است خصلت لحظه ای بودن آنها است، این خصلت با خصلت معماری کلاسیک یعنی «جاودانیت» در تضاد است. شاید بتوان گفت که صفت لحظه‌ای بودن برای زمان، مانند نسبت صفت سبکی برای فضا است. بدون شک هدف ایتو خلق ساختمان‌های ناپایدار (غیر جاودانه) است. نه تنها درساختمان هایی نظیر رستوران «نوماد» که برای زمانی کوتاه ساخته شده‌اند، بلکه وقتی که در معماری «سبکی و شفافیت» فاکتورهای مهمی باشند، طبیعی است که ساختمان ناپایدار (غیر جاودانه یا موقتی) می شود. ولی آنچه که ایتو می خواهد با ناپایدار ساختن نشان دهد مفهوم « گذرا بودن» است. همانگونه که ما در زندگی خود «گذر کالا» های مختلف را شاهدیم.

«گذار» متضاد «سکون» است. مثلا در دیدگاه کلاسیک مفهوم اجتماع (community) وجود دارد، که پیش فرض آن این است که تمام انسان ها در مجتمع هایی ساکن هستند، ولی امروزه این اصل عمومیت خود را از دست داده و شاید دیگر مفهوم سکونت اهمیت گذشته را نداشته باشد. درضمن امروز عصر الکترنیک و فناوری اطلاعات است که در آن مبحث دوری و فاصله اهمیت خود را از دست داده است و ایتو می خواهد بگوید که «سکون» و «گذار» هم دیگرتفاوت گذشته را ندارد!

مدل معماری بدون سازه

پروژه سندای مدیاتک (Sendai MediaTheque)، ایتو را به جهان شناساند و او را رهبر جریان معماری امروز کرد؛ در این ساختمان تمام تکنیک های «هندسه منحنی»، «سبک و روشن بودن»، «ناپایدار، لحظه‌ای بودن» را می توان به یکباره دیدآنچه این اثر را از آثار دیگر متمایز می‌سازد، این است که یک مدل معماری بنیادی را ارائه کرده که شاید بتوان آن را در ردیف مدل سیستم دومینو (Domino) کوربوزیه قرار داد. البته قبلا هم ساختمان هایی ساخته شده است که در آنها بار سقف را هسته مرکزی تحمل می کرد و موفق به حذف ستون وتیر شده بودند، ولی اینها همگی تنها درحد بهسازی یا جابجایی سازه ها بوده‌اند. در مدل معماری ایتو، هسته مرکزی (core) لوله‌ای (tube) است که نور را از خود عبور می‌دهد و هوا را حمل می کند، وسیله است برای «گذار». این هسته مرکزی به طوری که کالبد آن «هندسه منحنی» است باقی می‌ماند، به عبارت دیگر برعکس درک عمومی از معماری که در آن سازه وجودی قدرتمند دارد. در سندای مدیاتک حتی الامکان اجسام (سازه) حذف شده وبا فعلی مانند «گذار» نور و هوا، مدل «معماری بدون سازه» به نمایش گذاشته شده است. مدلی که ایتو برای معماری ارائه داده را شاید بتوان به عنوان مدلی برای فضا دانست

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 4:38  توسط میر تورج امجدی  | 

مجله صنعت ساختمان داريس

 این مقاله در مجله صنعت ساختمان داريس شماره اردیبهشت ماه چاپ شده است.

در این مقاله به سیر تکامل معماری تویو ایتو (Toyo Ito) معمار پیشرو ژاپنی، از ابتدا تا بنای سندای‌مدیاتیک Sendai Mediatheque (1995-2001) پرداخته شده است؛ سندای مدیاتک از یک طرف نقطه اوج و تکامل دوره فعالیت 30 ساله ایتو و از طرفی دیگر نقطه آغاز فعالیت او در قرن 21 است. بررسی نسل جدید آثار ایتو را به فرصتی دیگر می سپریم. این نوشته اقتباسی است از مقاله «باد» و «ماشین» به نوشته هیروشی هارا منتشر شده در مجله GA ARCITECT 17 TOYO ITO است.

تویو ایتو «باد» را به عنوان شعارخود انتخاب کرده است؛ بدون هیچ زیاده گویی، معماری او به زیبایی باد را به تصویر می کشد. سَبُکی ، لحظه‌ای بودن، تا حدودی به حال خود رها بودن، موجودیتی که احساس نمی‌شود (کم رنگ)، اینها همگی مشخصاتی شایسته ای برای معماریی «باد» گونه است. حقیقتا او از ابتدا به حرکت باد توجه خواصی داشته و هرچه آثارش نو تر می شود می توان دید که او زبردستانه تر ازباد استفاده می کند.... البته استفاده ازباد نه به معنای واقعی آن، بلکه درمعنایی رویاگونه، هماهنگ، ساده و انتزاعی، بیشتر تحسین برانگیز است!

بعد از لویی کان که از معماران فریور مکتب مدرنیته بود، دوران پست مدرن آغاز می شود؛ نهضتی برای مقابله با سیستم و نوع نگاه معماری مدرن، تلاش بر این بود که ادبیات کهن معماری که مدرنیته برچسب «ممنوع» روی آنها زده بود، ترویج و آزاد شود. بنابراین در این فعالیت‌ها هیچ ادبیات جدیدی خلق نشد! در عوض نسل بعدی معماران نمایش جدیدی از معماری را آغاز می کنند که ایتو هم از رهبران این نسل است.

اگر «باد» (یکی از اصول معماری ایتو) به عنوان اصلی منفرد مطرح شود، شاعرانه است، حتی می‌‌توان در آن نوا‌هایی زیست محیطی نیز احساس کرد، ولی معنای آن به این روشنی نیست؛ با این‌حال اگر «باد» را در مقابل «ماشین» (اساس معماری اوایل قرن 20 ) قرار دهیم معنای آن بسیار واضح می شود.

«ماشین» نماد عقلانیت است ولی « باد» نامریی بوده و غیر قابل اعتماد است؛ با دیدی دیگر، باد گاهی قوی و گاه ضعیف است، گاهی از غرب می وزد گاهی از شرق، به زبانی واضح‌تر، قابلیت آن را دارد که شرایط مختلف را به نمایش بگذارد. ارتباط نزدیکی با زندگی ما دارد ولی کنترل پذیر نیست. ماشین یک سیستم بسته و قابل برنامه‌ریزی است، ولی عوامل ایجاد باد بسیار زیاد است، سیستمی باز دارد با کنترلی محدود!

از لغت ماشین پی به مجموعه ای که از اجزا (اجسام) مختلف تشکیل دهنده که مابین آنها ارتباطی حساب شده است می بریم. درضمن کاربردی بودن کل مجموعه را نیز می‌فهمیم؛ به همین دلیل وقتی می گوییم که به‌مانند «ماشین» ارتباط جزء با کل را بیان کرده ایم. درمقابل آن باد یک حالت و یا فعلی برای هوا است، باد «مکان جریان» (field) را نشان می دهد. باد به مکان ساختمان یعنی مرزهای آن محدود نمی شود و بدون محدودیت است. موقعیت باد تابعی از زمان است. البته «باد» هم به مانند ماشین کارایی دارد و می توان کارایی آن را هم «کار کردن» نامید. ولی کارکردن «باد» به مانند ماشین ثابت و قابل اعتماد نیست.

تویو ایتو را می توان در میان آن دسته از معماران قرار داد که معماری آن ها 3 ویژگی زیر را دارد:

1) یک موقعیت از فضا را به نمایش می گذارند نه کاربرد ساختمان را.

2) فعل (فعالیت هوا، نور یا انسان) را به نمایش می گذارند نه جسم (دیوار یا بام).

3) تلاش می کنند درتقابل با جامعه و یا محیط، سیستمی باز را به نمایش بگذارند.

ایتو در راستای خلق آثار «باد»گونه تکنیک های مختلفی را یکی پس از دیگر به مرحله اجرا می گذارد؛ تکنیک هایی از قبیل «هندسه منحنی»، «سبک و روشن بودن»، «ناپایدار، لحظه‌ای بودن». در نهایت با آنها «مدل معماری بدون سازه» را بعنوان یک مدل جدید معماری خلق می کند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 4:36  توسط میر تورج امجدی  | 

قوم تسيمشيان (TSIMSHIAN)

قوم تسيمشيان (TSIMSHIAN)، عمدتا در شمال كانادا و نواحي آلاسكا زندگي مي‌كنند. كل جمعيت اين قوم به يك‌هزار نفر هم نمي‌رسد.

آنها به شيوه‌اي بدوي و به دور از فناوري‌ها و دستاوردهاي جهان مدرن روزگار خود را مي‌گذرانند، با اين حال از يك نظر، بر هنر مدرن تاثير گذاشته‌اند. هنرمندان قوم تسيمشيان بي‌آنكه با تاريخ هنر و دانش‌هاي نظري آن آشنا باشند گاه آثاري خلق كرده‌اند كه نمونه‌هاي مثال‌زدني پسامدرنیسم قلمداد مي‌شوند. يكي از همين آثار كه در سده نوزدهم خلق شده و معلوم نيست خالق آن چه كسي بوده، چند روز پيش در حراج خانه Sotherbyدر نيويورك به قيمت يك‌ميليون و 800 هزار دلار به فروش رفت، اين اثر ساده و در عين حال پيچيده كه نام و نشاني جز قوم تسيمشيان بر خود ندارد، يك ماسك فلزي است كه به گونه‌اي جادويي نقاشي شده و نشانگر حكمت دروني و رمز و راز تاريخي آن قوم حاشيه‌نشين و فراموش شده است. مبلغي كه براي خريد اين ماسك پرداخت شده در هنر بومي سابقه ندارد. به گفته كارشناسان هنرهاي بومي (Native arts) هنرمندان تسيمشيان دو شيوه بارز دارند. زنان هنرمند این قوم  روي پارچه و سبد نقاشي مي‌كنند كه در واقع شيوه كار آنها ضد بازنمايي است، يعني الگوها و نشانه‌هايی را كه ريشه در انتزاع دارد، خلق مي‌كنند. هنرمندان مرد، اما روي سنگ، چوب، فلز، استخوان و پوست حيوانات نقاشي مي‌كنند و عمدتا به بازنمايي جهان بيرون مي‌پردازند. در واقع زنان اين قوم به نمادها و نشانه‌ها روي آورده‌اند و مردان به واقعيت. آنها همواره با هنر، فرهنگ و زبان بومي خود زيسته اند و رغبتي به تماس با دنياي بیرون ندارند، هرچند كه نمي‌دانند مردمان ديگر آثارشان را با قيمت‌هاي تخيلي خريد و فروش مي‌كنند و بهره‌اي هم به آنها نمي‌رسانند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 4:32  توسط میر تورج امجدی  | 

نگاهی به کتاب "استانبول، خاطرات یک شهر"

نگاهی به  کتاب "استانبول، خاطرات یک شهر"

به زبان آوردن  حزن  

 

 

کتاب " استانبول ، خاطرات  یک  شهر " آمیزه ای  از  متن ، عکس و نقاشی است که طبقه بندی آن در قالب  یک گونه ی نوشتاری  مشخص نمی گنجد. در واقع به قول خود پاموک  کتابی است " همزیسته با اسطوره ، تاریخ و واقعیت".نگاه نویسنده به  استانبول، مخاطب را  غرق در  فضایی می کند که بی شباهت به فضای قصر زیر زمینی  "باسیلیکا سیسترن"  در این شهر نیست. ساختار کتاب بر بنیان همین نشانه ها شکل می گیرد و  سرشار از رمز و راز آن است. در آن قصر ، کله ی مدوزا ، یکی از اساطیر یونان باستان را می بینیم که به بخشی از معماری بنا  تبدیل شده است . در کتاب پاموک هم ، این اتفاق در زبان و شیوه ی روایت ترکیبی آن می افتد. پاموک در جوانی قصد کرده که معماری بخواند اما  سه سال بعد از ورود به دانشگاه استانبول ، انصراف می دهد. معماری با کلمه را جایگزین معماری با خشت و گل و غیره می کند . خودش گفته است " می خواستم  معماری نوشتن را به معماری شهر  استانبول پیوند بزنم". در این کتاب و چند کتاب دیگر از جمله دو رمان " کتاب سیاه " و " برف "  همین کار را کرده است  در آثار او  ، مکان و فضاهای معمارانه ، نقشی پر رنگ دارند و در شکل گیری فضای روایت اثرگذارند. در کتاب "استانبول ..."  از زاویه دید " دیگری " به شهر زادگاهش می نگرد، شهری که ابرنشانه ی تاریخی اش ، ایاصوفیه این بنای لایه به لایه و پالیمسستیک  است. ایاصوفیه در آغاز کلیسا بوده ( عصر امپراتوری کنستانتینیوس ) بعد به مسجد تبدیل شده ( دوران عثمانیه) و امروز ،  موزه ای است " سرشار از حضور و غیاب گذشته ". در این همنشینی نشانه ها ، هم تفاوت را می توان دید و هم  این همانی را . صورت لایه به لایه ی ایاصوفیه ، اکنون در حضور دیگری  تاویل می شود . آن دیگری هم خود اورهان پاموک است و هم آن هزاران توریست که روزانه از این موزه  دیدار می کنند.

پاموک می نویسد " من هرگز  استانبول؛  خانه ها ، خیابان ها  و همسایگی های دوران کودکی ام را ترک نکرده ام". و بعد روی این جمله تاکید می کند " من متعلق به مرده ای  زنده هستم ". در واقع او "جریان حیات"  در استانبول را در همپیوندی با "صورت های مرگ "  می نویسد همان طور که ایاصوفیه از پس دوره های زندگی و مرگ ، بارها به شیوه ای متفاوت  به زبان دیگری نوشته شده و هنوز  لایه های گچ بر  نقش و نگار گنبدها و دیوارهای آن آشکار است. استانبول چنان که پاموک به مخاطب یاد آوری می کند شهر سرگشتگی گذشته و اکنون است ، شهر  تقسیم شده میانه اروپا و آسیا، شرق و غرب.  " استانبول ، کانون هر آن چیزی است که دیگر وجود ندارد یا به صورت دیگر وجود دارد".  او در این کتاب ، زندگی خود و خانواده اش را به میان می آورد که نمونه ای از زندگی ناساز ه وار در این شهر بوده است. یکجا درباره ی حس و حال و سرخوشی ها و اندوه های خودش می نویسد که به گونه ای غریب با تاریخ و حزن و نوستالژیای استانبول آمیخته است و جایی دیگر ، از افراد خانواده اش  روایت می کند که " اثبات گرا و عاشق ریاضیات بوده اند ". پس رفتن او به سوی معماری هم  بی سبب نبوده است. " پدرم می گفت برای آنکه ترکیه را بسازیم باید ریاضیات بخوانیم نه آنکه دنبال احساسات و عواطف برویم". پاموک اما چنین نمی کند از نظر او نقش کلمه در خلق دورانی تازه برای استانبول به هیچ وجه کمتر از تاثیر ریاضیات نیست. او می نویسد "روی عرشه ی کشتی ها می نشستم و به خانه های دو سوی تنگه بسفر نگاه می کردم که آماده برای نوشته شدن ، بودند ". بااین حال سال ها طول می کشد تا پاموک سودای نوشتن استانبول را روی کاغذ بیاورد. او به مهاجرت  و سفر نویسندگانی چون وی.اس. نایپاول ، جوزف کنراد و ولادیمیر ناباکوف در زبان ها و فرهنگ های دیگر اشاره می کند و اینکه آن ها نیز ، پس از تجربه ی دنیاهای دیگران به خلق دنیای زبانی و فرهنگی خاص خود دست یافتند. باید حس او به استانبول بارها پوست می انداخت تا کلمات "مجال دیدن و دیده شدن " می یافتند.البته او در رمان "نام من قرمز است "  نیز تصویر  دیگری از استانبول به دست می دهد ." هنگامی که داشتم این رمان را می نوشتم با خود می اندیشیدم احتمالا منتقدان خواهند گفت همان طور که جیمز جویس ،  دوبلین را روایت کرده   ، پاموک هم استانبول را روایت کرده ". در این مشابهت روایی ، همگونگی هایی هم دیده می شود. دوبلین و استانبول هر دو در حاشیه اروپا قرار گرفته اند نه در مرکز آن. بنابرین هر دو نویسنده ، روایتگر حاشیه ها هستند که البته حاشیه های استانبول بسی بیشتر و شگرف تر از دوبلین است. استانبول از روزگاران  قدیم تا  دوره ی حاضر، شهر تجارت و مبادله فرهنگ و تمدن ها  بوده و از این منظر ، فضایی هزار و یک شبی دارد ، در حاشیه واقع شده اما یکی از کانون های  فرهنگ ، توریسم و تجارت در دوران جدید است. پاموک ، برای نوشتن از / درباره استانبول ،با  شمایل کودکی و نوجوانی خود  وارد ناخودآگاهی تاریخی و زندگی روزمره در این شهر می شود." زیستن در شهرهای بزرگ ، زیستن در کهکشان  وقایع اتفاقیه و تصاویر تهی است . باید خیابان ها ، کوچه های سنگ چین ، معماری خانه ها ، پنجره ها ، گوشه ها و تراس ها ، ایستگاه اتوبوس ها ، و دیگر علایم شهری را از نظر گذراند . بافت و متن هر شهری از این عناصر به وجود می آید و از این منظر هر شهری یک شهر متفاوت است که برای شناخت آن باید به همین جزییات دقت کرد اگر نه تصویر واقعی و ذهنی هیچ شهری از روی کارت پستال به دست نمی آید". کتاب پاموک نه یک کارت پستال که دروازه ای از "کلمات و تصاویر" به روی  این شهر باستانی است. پاموک  ، حزون استانبول را به زبان  آورده و حزون همان نوستالژیاست ؛ کلمه ای که از زبان عربی وارد زبان ترکی شده و در کتاب " استانبول ، خاطرات یک  شهر  " نقش کلیدی دارد.

 

* تمام نقل قول ها از متن انگلیسی کتاب " استانبول ، خاطرات  یک  شهر" و سایت رسمی اورهان پاموک به نشانی

   آورده شده است. www.orhanpamuk.net

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 4:31  توسط میر تورج امجدی  | 

نگینی بر دامن كركس و گورستان غول ها

نگینی بر دامن كركس
گورستان غول ها
نگینی بر دامن كركس
غلام رضا قلمی
217464.jpg
در غرب كوه های كركس و در دامنه صخره ای دره هنجن، همرنگ با طبیعت قرمز رنگ صخره ها، روستایی قرار دارد با عمری به بلندای تاریخ. این روستا كه در ۴۵ كیلومتری شمال غربی جاده نطنز به كاشان جاده منشعب از جاده اصلی به طول ۱۸ كیلومتر واقع شده ابیانه نام دارد. واژه ابیانه از ریشه «ویونا» كه به معنی بیدستان است گرفته شده زیرا در گذشته های دور در این منطقه جنگلی از درختان بید وجود داشته است و به این جهت آن را بدین نام خوانده اند. واژه «ویونا» تحت تاثیر لهجه های ناشناخته پارسی بعدها به ابیانه تبدیل شده است.
آنچه این روستا را حائزاهمیت ساخته سابقه تاریخی، خصوصیات زندگی و اخلاقی مردم آن و به ویژه علاقه شدیدی است كه اهالی این روستا به حفظ آداب و رسوم و سنن قدیمی خود دارند. وجود این خصایص باعث گردیده كه ابیانه با حفظ بافت معماری، آداب و رسوم، صنایع دستی و آنچه كه مربوط به فرهنگ گذشتگان است امروزه به عنوان بكرترین روستای ایران به شمار آید.
برای تدوین تاریخ ابیانه باید به آثار و ابنیه به جای مانده از گذشته این روستا رجوع كرد. وجود آتشكده «هرپاك» یا «هارپاك» كه قدمت تاریخی آن به بیش از ۲۰۰۰ سال پیش می رسد و همچنین معبد «هینزا» كه به احتمال زیاد «هینزا» همان «میترا» است. و وجود آتشكده های دیگر و آثار به جای مانده از قلعه كهن و قدیمی آن واقع در كوه «چیخمه» كه یكی از قدیمی ترین آثار به جای مانده آن روستا است نشان از آن دارد كه ابیانه در ایران قبل از اسلام محلی آباد بوده است.
كهن ترین بنای اسلامی روستا كه هم اكنون بر جای مانده مسجد جامع آن است كه تاریخ بنای آن به ۹۵۰ سال پیش می رسد و منبر و در دولنگه چوبی آنكه قدمتی بیش از ۹۰۰ سال دارند با كنده كاری های زیبا از باارزش ترین و زیباترین آثار تاریخی این روستا به شمار می روند.
گذشته از مسجد جامع چند حسینیه و بنای امام زاده و منزل مسكونی در این روستا برجای مانده كه سابقه چندصدساله دارند و با گذشت قرن ها در دامنه قله های بلند كركس و در زیر بارش برف و باران بر پای ایستاده اند تا از هنر معمارانی بگویند كه با سنگ و خاك و چوب، فرهنگی دیرینه را برای نسل امروز این روستا به یادگار گذاشته اند.
آنچه امروزه بیش از هر موضوع این روستا را در دید گردشگران، دیدنی جلوه می دهد نمای ظاهری آن است. فضای عمومی روستا مجموعه ای متشكل از صدها واحد مسكونی است كه همرنگ و همگون با طبیعت اطراف در دامنه های كوه بنا شده اند. آنچه در این معماری جلب توجه می كند استفاده از تیرك های چوبی در ساخت بنای دیوارها و سقف ها است كه از خصیصه معماری ایران قدیم به شمار می رود و همچنین ماندگاری سنت معماری در ساخت طاق های هلالی و جناقی كه حكایت از نفوذ و پایداری هنر معماری صفویه در این روستا است. پله ای بودن منازل مسكونی و شیب تند كوچه ها و یكنواختی رنگ قرمز بناها كاهگل دیوارها و استفاده از درها و پنجره های مشبك و... دست به دست هم فضایی بی نظیر و تماشایی را به وجود آورده است.شیب تند روستا در دامنه كوه، شكلی خاص به ساختمان ها و معابر داده است. بناها به گونه ای است كه عبور از معابر در فصول مختلف سال تا آنجا كه امكان دارد به راحتی صورت گیرد و ساختمان ها نیز به تبعیت از شكل معابر و همچنین شیب دامنه ها، قرار گرفته اند.
به دلیل این شیب تند، ساختمان ها در طبقات متعدد بر روی هم بنا شده اند و به وسیله معابری كه در سطوح متفاوت قرار گرفته اند می توان با طبقات مختلف رابطه مستقیم داشت.
نمای ظاهری روستا به صورت مجموعه مكعب هایی است با ابعاد كم و بیش یكسان كه در روی صخره های سنگی و بر روی هم قرار گرفته اند و تندی و كندی شیب محل و همچنین طول و عرض این مكعب ها نسبت به هم، حجم های متنوعی را ایجاد كرده كه تراكم و پیچیدگی این ابعاد حجمی، در قسمت های مسطح كمتر و در شیب های تند، بیشتر به چشم می خورد تا اینكه در قسمت های مسطح به زمین های مزروعی و باغات و روستا منتهی می شود.
عدم تطابق طبقه بالایی ساختمان ها با طبقه زیرین باعث تركیب هایی از مجموعه های مكعب شكل در ارتفاعات مختلف شده كه خود زیبایی خاصی به روستا و بافت معماری آن داده است. علاوه بر آن استفاده از خاك قرمز رنگ آن محل جهت كاهگل دیوارها كه از چسبندگی زیادی برخوردار است گذشته از همرنگ كردن بناها با طبیعت، عاملی برای بالا بردن مقاومت ساختمان ها در برابر بارندگی های شدید فصل زمستان در این روستا شده است.
گذشته از آثار تاریخی و بافت معماری ابیانه باید از هنر و صنایع دستی این روستا یاد كرد كه از گذشته های دور به یادگار مانده است. چرا كه هنر و دستمایه آن زیباترین آثاری است كه از فرهنگ و گذشته یك ملت و یا قوم به یادگار می ماند. یكی از رشته های هنری كه بیش از همه ریشه در قدمت و تاریخ گذشته ابیانه دارد هنر چوبكاری، چوب بری و كنده كاری روی چوب است. مردمان این روستا از گذشته های دور چوب را به خوبی می شناخته اند و سلیقه های متنوعی در به كار بردن آن از خود نشان داده اند و شاید نیاكان امروزین این روستا بعد از خاك یكی از مهمترین ابزاری كه آنها به خوبی به شناخت آن واقف بوده اند و از آن استفاده می كرده اند چوب بوده است.
موقعیت روستا درگذشته به گونه ای بوده است كه انبوهی از درختان بید و گردو و ... فضای اطراف روستا را احاطه می كرده و مواد اولیه مورد استفاده هنرمندان نجار را فراهم می ساخته است. ولی در حال حاضر از گستردگی درختان و فضای سبز این منطقه كاسته شده و با مهاجرت های بی رویه اهالی روستا هنر چوبكاری در معرض نابودی قرار گرفته و آنچه از هنر درخشان این رشته در این روستا به یادگار مانده است وجود تعداد زیادی از در های كنده كاری شده منازل و اماكن عمومی روستا است كه روی بیشتر آنها با كنده كاری های برجسته، نام صاحب خانه، نجار و سازنده در و بعضا اشعاری به خط ثلث، نسخ نستعلیق كنده كاری شده است. در كوی «خانقاه» روی هفت در از خانه ها و مساجد آنجا تاریخ سال های ۷۰۱ ، ۹۳۶ ، ۹۵۹، ۱۰۰۹ ، ۱۰۴۴ ، ۱۰۵۸ ، ۱۰۸۶ دیده می شود و به عنوان نمونه بر در خانه ای شعر ذیل حك شده است:
217467.jpg
الهی تو بگشای بر من دری
كه منت نمی خواهم از دیگری
تاریخ: سلخ شعبان المعظم سنه ست و ثمانین و الف
صاحبه استاد امیرقلی میراج ابیانه عمل استاد محمد نجارابیانه
گذشته از هنر چوبكاری كه امروزه رو به زوال است، قالی بافی، یراق دوزی، گل دوزی و دوخت لباس های محلی از مهمترین صنایع دستی زنان این روستا به شمار می رفته كه كم و بیش امروزه هم ادامه دارد.
پوشش مردم ابیانه همچون بافت معماری و فرهنگی آن یادگاری است كه از نیاكان خویش به ارث برده اند. پوشش مردان در این روستا عبارت است از: روقبا یا «آرلخالق» تن پوشی است شبیه جلیقه با آستین های بلند و یقه، قبا كه در زیر آرلخالق می پوشند، پیراهن بلند بی یقه، «تمبون ده» شلوار گشاد بسیار بلند، گیوه سفید، كلاه نمدی سیاه یا قهوه ای. پوشاك زنانه عبارت است از: روسری بلند گل دار یا چارقد، دامن پرچین، پیراهن بلند زنانه، كت زنانه یا یل، جوراب و گیوه ملكی.
آنچه كه در مورد پوشاك مردم ابیانه قابل توجه است، استفاده از رنگ های شاد و روشن است كه به صورت یك فرهنگ دیرینه از گذشته تا به حال همچنان باقی مانده و این انتخاب شاید پیوندی نزدیك با رنگ و فرم در معماری روستا داشته باشد و از طرف دیگر تناسبی است كه بین روشنی رنگ ها و سن افراد وجود دارد. یعنی هرچه بر سن افراد افزوده می شود رنگ لباس ها به تیرگی می گراید و اوج این تشخیص در اختلاف لباس دختران و زنان روستا به چشم می خورد و تنها علائم شناخت دختران از زنان در این است كه دختران اكثرا جوراب بسیار روشن و چارقدهای سفید با گل های قرمز و صورتی رنگ می پوشند ولی زنان جوراب های تیره و چارقد كرم رنگ با گل های سرمه ای، كه این خود اوج سنت گرایی و حفظ آداب و رسوم دیرینه ساكنین این روستا را می رساند.
آنچه تا به حال به آن اشاره شد آثار به جای مانده از گذر زمان بود كه همراه و همگام با فرهنگ و سنت دیرینه آن ابیانه را به یكی از زیباترین و باارزشترین روستاهای تاریخی ایران تبدیل كرده است. ابیانه در حصار قله های بلند كركس درگذر زمان از تهاجم بیگانگان در امان مانده و آنچه از آن به جا است دارای بكرترین آثاری است كه از زبان و فرهنگ ایران باستان، می توان در پهنه ایران زمین از آن نام برد.
تركیب فرهنگ اسلامی با آداب و سنن دیرینه زرتشتی نشان از تغییر دین اهالی به سازش و رغبت بوده كه طی سال های متمادی و با تمایل خود ساكنین انجام گرفته و بدین جهت است كه امروزه در جای جای مراسم و اعیاد مذهبی و ملی این روستا می توان نمادهایی از فرهنگ و سنت زرتشتی را جست وجو كرد.
نخل گردانی در روز عاشورا و كشیدن نخل به بالای كوه را شاید بتوان با فرهنگ زرتشتی در باب اینكه مردگان خویش را بر فراز قله ها و برج ها می نهادند مقایسه كرد. هرچند این خلط و آمیزش فرهنگی در این یك مورد خلاصه نمی شود و در بیشتر مراسم از جمله عزاداری ها، اعیاد و... وجود دارد و این نشان از اعتقادات اهالی به دین مبین اسلام همراه با آمیخته ای از فرهنگ و سنت رنگ باخته و تغییر شكل یافته زرتشتی است كه در گذر قرن ها به اهالی امروزین این روستا رسیده است كه می توان در تك تك این موارد از آداب و رسوم به كنكاش و تحقیق پرداخت. امروزه ابیانه با گذشت بیش از ۲۰ قرن از تاریخش، با همه كوچكی دیگر یك روستا نیست. تاریخ بلند یك ملت است با فرهنگی غنی و ره پیموده در فراز و نشیب زمان وبا كوله باری از آداب و سنن باقی مانده از نیاكان این سرزمین. خشت خشت بنای این روستا از گذشته های دور سخن می گویند.
... اگر روزی تو پای بر كوچه های پرشیب اش گذاشتی آهسته قدم بردار، و گوش بسپار به زمزمه تاریخ كه از فراسوی قله های كركس به گوش می رسد.

گورستان غول ها
كشف بیشترین فسیل دایناسور در جهان در پارك محلی دایناسورها در آلبرتای كانادا اتفاق افتاد.
به گفته رئیس مركز گردشگری پارك آلبرتا كمتر از یك ماه پس از پخش فیلم «پارك ژوراسیك» در سال ۱۹۹۳ جهانگردان مسئولان پارك را غافلگیر كردند. خیلی ها آن موقع می خواستند از نزدیك ببینند كه در حقیقت از غول های دوران باستان چه چیزی باقی مانده است. برای این منظور پارك آلبرتا كه در فاصله دو ساعت و نیمی با اتومبیل در شرق كلان شهر كالگاری قرار دارد تا به امروز نمونه بی نظیری است چرا كه به ندرت می توان در دنیا جایی را یافت كه این همه فسیل دایناسور در آن كشف شده باشد.
بروك در بزرگراه ترانس كانادا مكانی است در فاصله ۴۸ كیلومتری این پارك كه دارای تجهیزاتی برای گردشگران است و كسانی كه با خودرو مجهز به امكانات نیامده باشند و یا در پارك محلی چادر نزنند شب را در آنجا سپری می كنند و از آنجایی كه برای مسافران شهر كالگاری این پارك محل متروك و دورافتاده ای است و برای بازدیدی كامل هم لااقل دو روز وقت نیاز است اكثر بازدید كنندگان یكی از این امكانات را برمی گزینند. البته در عمل شناخت ابعاد پارك در زمانی كوتاه میسر نیست. مناظر هر دو سوی دریاچه «گوزن سرخ» یكنواختی مرغزار را درهم می شكند. دشت با عمقی دست كم ۸۰ متری به سمت دریاچه سرازیر می شود و سنگ های عجیب و غریب ساحل شش و نیم كیلومتری در اینجا نتیجه فرسایشی است كه بیش از ۲۰۰۰ سال پیش اتفاق افتاده است. گفتنی است پس از آخرین عصر یخبندان آب های ذوب شده یخچال ها تعداد زیادی از استخوان های دایناسورهایی را با خود آوردند كه از حداقل ۷۶ میلیون سال پیش زیر سطح كره زمین مدفون بودند.
از جمله امكانات این پارك این است كه گردشگران می توانند در مركز جدید جهانگردی سفر واقعی با رایانه به دوره های مختلف كره زمین را بیاموزند. آنها همچنین می توانند در تورها و راه پیمایی های بخش هایی شركت كنند كه برای همگان قابل دسترس نیست البته به علت گنجایش محدود بهتر است این تورها به موقع رزرو شود. از آنجایی كه تعداد اسكلت های موجود در پارك زیاد نیست گردشگران راغب می توانند از موزه «تورل رویال» شهر دروم هلر بازدید كنند. در آنجا بازدیدكنندگان قبل از تماشای اسكلت های بزرگ و كپی استخوانی دایناسورهای غول پیكر عازم سفری واقعی با رایانه به دوره های مختلف زمین می شوند. شهر دروم هلر خود را برای پذیرایی از گردشگران آماده كرده است حتی از فروشگاه های شهر هم می توان فسیل دایناسور خریداری كرد. با وجودی كه هتلی محلی سعی دارد نظر گردشگران را به خود جلب كند رستوران «فرد و بارنی» تلاش می كند طرفداران سریال پر بیننده «خانواده فویر اشتاین» را به خود علاقه مند كند. البته بزرگترین دایناسور جهان هم در این پارك قرار دارد یك كپی ساخته شده از پلاستیك و فولاد به طول ۴۶ متر و ارتفاع ۲۶ متر كه چه بسا هیولاهای پارك محلی را بترساند اما آنها در فاصله مطمئن تری در موزه قرار گرفته اند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 4:29  توسط میر تورج امجدی  | 

آثار معماری معاصر مشهد

 آثار معماری معاصر مشهد

معماری معاصر مشهد(بخش اول)

همانطوریکه در پروژه های معرفی و بررسی آثار معماران معاصر مشهد (که توسط تیمهای دانشجویی در حال انجام است) بدنبال شناسایی کالبدی معماری معاصر مشهد هستیم ، از طرفی دیگر با طرح نظری مباحث ، بدنبال پایگاه تئوریک این پروژه بوده و سعی برآن داریم با پیشبرد دو محور نظری و عملی ، به ارتقا کیفیت مطالعات آزمایشی (Pilot Study) نائل شویم. لذا با این مقدمه ،سلسله مباحث نظری معماری معاصر مشهد را آغاز نموده و مطابق معمول پذیرای نظر کلیه علاقمندان می باشیم .
مبحث معماری معاصر مشهد را شاید بتوان از دو منظر بررسی نمود ؛

الف ) با تکیه بر این ویژگی معماری که آیینه تمام نمای جامعه خود است (سرمایه گذار ، متقاضی ،کارفرما ، طراح ، سازنده ، بهره بردار و ...... ) ، به جای بحث بر سر معماری معاصر مشهد به جامعه معاصر مشهد و از آنجا جامعه معاصر ایران بپردازیم و با شناخت و بررسی تمایلات ، امکانات و خاستگاههای عمومی این جامعه ، معماری را معلول طبیعی این نیروهای اجتماعی بدانیم . طبعاً زمینه بحث در اینجا حول موضوعات جامعه و کنشهای اجتماعی خواهد بود و شاید تا حدودی خارج از تخصص معماری .

ب ) و یا آنکه بصورت دقیق به مباحث فضایی- کالبدی معماری معاصر در مشهد پرداخته و به بررسی ساخت و سازها بپردازیم .در این مسیر کلیه دست اندرکاران ساخت و ساز معماری مشهد در دایره این شناسایی و بررسی قرار می گیرند که در یک دسته بندی کلی می توان به سه بخش ایشان را تقسیم نمود ؛
دسته اول : معماران حقیقی ؛ یعنی آندسته از معمارانی که در حال حاضر به صورت یک فرد در جامعه حرفه ای مشغول به کار هستند و در قالب اسم حقیقی خود شناخته می شوند .
دسته دوم : معماران حقوقی ؛ تیمهای مشاوره و طراحی که در قالب مهندسین مشاور دارای هویت حرفه ای هستند و شاید بتوان گفت بارزترین تفاوت ایشان با گروه اول ، مقیاس پروژه های ایشان می باشد .
دسته سوم : معماران حقیقی و یا حقوقی که بومی (مشهدی ) نیستند و در مشهد بنایی را خلق نموده اند .(در معماری معاصر مشهد حضور مهندسین مشاور (معماران حقوقی)از معماران حقیقی پررنگتر بوده است .)

شاید بتوان منظر دوم را نیز به نوعی زیر مجموعه موضوع اول دانست ،چراکه معتقدیم ، دسته بندی معماران و دست اندرکاران طراحی و ساخت و ساز بناها به شکلی ، تقسیم بندی بخشی از تخصصهای یک جامعه است و این متخصصین قبل از داشتن حرفه ای خاص ، فردی از یک اجتماع بحساب می آیند و می توان مباحث مربوط به تعاملات اجتماعی را بر آنان نیز جاری و ساری دانست .
لذا با فرض قبول این مطلب ، در ادامه بحث درآمیختگی و رفت و برگشت میان این دو موضوع را موجه می دانیم و تفکیک موضوع معماری معاصر مشهد را به این دو عنوان ، بیشتر در جهت روشن شدن بحث بر اساس روشی تجزیه گرا ، مورد توجه قرار می دهیم .

موضوع اول (معماری آیینه جامعه )

پیوستگی و یکپارچگی معماری با حوزه اندیشه و بیان چه به صورت فردی و چه به صورت جمعی ، باعث ارتباط مستقیم معماری با جامعه مخاطب خود می گردد .
در اینجا معماری در حکم ظرف و قالب بیانی (شکلی) ، بینشها و ذهنیات حاکم بر جامعه تحت عنوان مظروف می باشد ( از کوزه همان برون تراود که دروست) .
معماری تجسم آمال ، آرزوها ، افکار ،تصورات و شاخص فرهنگی جامعه است .
مردم خواسته و ناخواسته دیدگاهها و طرز فکر خود را در معماری خانه ها و ساختمانهای خود به نمایش می گذارند و ساختمانها حامل پیامهایی هستند که الفبای آن ، در زبان و ادبیات معماری قابل شرح و بسط است .
(یکبار دیگر ناگزیر از این توضیح هستیم که وقتی صحبت از مردم و خواسته هایشان به میان می آید ، تصوری عام از مردم یعنی یک اجتماع از انسانها را در نظر داشته و کلیه آحاد یک جامعه و طبعاً معماران نیز در آن حضور دارند .)
وقتی از این منظر به معماری نگاه می کنیم ، دیگر چندان تفاوتی بین معماری و مردم و سلائق و علائق وجود نخواهد داشت و معماری بیانی ، زبان حال و تصویری از جامعه خواهد بود .
در یک چنین حالتی ، هر ناظری با حضور در فضاهای مصنوع (ساخت بشر) یک جامعه ، پی به روحیات حاکم برآن اجتماع خواهد برد .این مجموعه فضایی – کالبدی ،محصول و برآیند تمامی کنشها و واکنشهای اجتماعی حاکم بر روند شگل گیری خود می باشد و در واقع می توان گفت فضاهای ساخته شده ، شاهدی هستند بر جریانات جمعی حاکم بر موجودیت خود .
به نقل قول از مرحوم حسن فتحی " ساختمانها فرم چند بعدی جامعه را به خود می گیرند ."
با این مقدمه به سراغ معماری معاصر مشهد و جامعه معاصر مشهد می آییم ، با این توجه که جامعه معاصر مشهد جرئی از جامعه معاصر ایران می باشد .
اجازه بدهید در خصوص جوامع انسانی به ذکر چند مطلب بپردازیم ؛
با توجه به میزان بالای اطلاعات و ارتباطات در جوامع کنونی ، تقریباً می توان مطمئن بود که جامعه ای ایزوله (مجزا) و یا مستقل در حال حاضر وجود ندارد و جوامع انسانی معاصر در زنجیره ای از تعاملات بی پایان ، سیر تحول خود را طی می نمایند . بدون آنکه ادعایی خاص در مورد نظریات جامعه شناختی داشته باشیم ، می توانیم این فرض را مطرح کنیم که جوامع انسانی در هر کجای جهان که باشند ، تحت تاثیر یک جریان عمومی و کلی قرار دارند که در اینجا تحت عنوان "دوره یا عصر صنعتی " از آن نام می بریم .صاحب نظران براین باورند که در عصر صنعتی ،مقتضیات و مختصات زندگی انسان با دوره ماقبل آن یعنی عصر کشاورزی تفاوتهای بعضاً بنیادی پیدا نموده که آثار آن را می توان بصورت تغییراتی در الگوی زندگی معاصر ، مناسبات اجتماعی ، اقتصاد و نحوه معیشت ، نهاد خانواده و سایر موارد مشاهده کرد . از دید کلان (ماکرو ) این تغییرات بر جوامع انسانی با رشدی فزاینده حضور می یابند و ازنتایج عمومی این عصر یک شکلی الگوی زندگی و حذف تنوعات و تمایزات منطقه ای است . ( می توان به ضرباهنگ تندشونده این تغییر و تحولات به اینگونه اشاره نمود که نمونه آن حذف تدریجی زبان مشترک بین نسلها یعنی والدین با فرزندان خود می باشد ،که به علت تجربیات و تصورات کاملاً متفاوت از زندگی ،ناشی از بالا رفتن سرعت تحول در شرایط عمومی زیستن است .)
از طرف دیگر وقتی با دید جز یا خردنگر(میکرو ) ،به زمینه و بوم گرایی یک جامعه توجه می کنیم ، به تمایزات ، تنوعات و اختلافهایی برخورد می کنیم که حتی بین دو انسان به علت خلقت متفاوت وجود دارد و در یک سیر جمع گرا با تفاوتهای طبیعی و حیاتی در مجموعه های انسانی مواجه می شویم که می توان گفت ، کاملاً باارزشند .از این زاویه هر جامعه ای که در زیر یک چتر فرهنگی قرار دارد ، اولین کلونی و نخستین گروهی است که آن را می توانیم یک مجموعه واحد با یک هدف و تقدیر اجتماعی بحساب آورده و از اینجا خطوط تفکیک و تمایز را آشکار سازیم .ادوارد ساپیر (جامعه شناس) می گوید ؛" جامعه در حقیقت یک اصطلاح فرهنگی است که افراد به نسبت روابطی که با یکدیگر دارند ،برای بیان برخی از صور رفتارهای خود بکار می برند" . به این علت هر جامعه حتی کوچک و ناشناخته ای به اعتبار فرهنگ متمایز خود ،قابل تمیز ،تشخیص و تعریف می باشد و لذا حقوق آن محترم و پابرجاست .
پس در یک جریان دو طرفه از کل به جز و بالعکس ، هر جامعه ای در آن واحد تحت اثر دو نیرو می باشد ؛ نیروهای بالادست حاکم که مقیاسی جهانی دارند و هیچ جامعه ولو دورافتاده ای را نیز از آن گریزی نیست و نیروهای درون زای خود جوش و خود تنظیم که خاستگاه منطقه ای و بومی داشته و با جریان زندگی تک تک اعضا یک جامعه پیوندی بنیادی دارد .
در بخش دوم به مدل مطالعاتی خود خواهیم پرداخت ؛ جامعه معاصر شهر مشهد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 4:24  توسط میر تورج امجدی  | 

جوهر « بهسازی لرزه ای>> وفرق آن با « مقاومسازی » چیست؟

جوهر « بهسازی لرزه ای>> وفرق آن با « مقاومسازی » چیست؟

جوهر « بهسازی لرزه ای>> وفرق آن با « مقاومسازی » چیست؟

متن سخنرانی  :

دکتر مهدی قالیبافیان


عضو هیئت علمی دانشکده فنی دانشگاه تهران

مدیر فنی شرکت مهندسان مشاورسانو

جوهر « بهسازی لرزه ای » وفرق آن با « مقاومسازی»  چیست ؟
 « بهسازی لرزه ای »  (Seismic Rehabilitation) بیانگرمفهومی مرکب از دو مفهوم دیگر به شرح زیر است :
 اول، « بهسازی » ، که مفهومی است گسترده و فراگیر و دارای وجوه مختلف و متعدد
 
دوم، «  لرزه ای »  که مشخص می کند چه نوع بهسازی مورد نظر است. برای شناخت « بهسازی لرزه ای » باید دو مفهوم فوق مورد بررسی و واکاوی قرار داده شوند تا بتوان با نگاه کردن به امر « بهسازی لرزه ای » از زوایای مختلف، جوهراصلی آن را دریافت.

1-  بهســـازی

 « بهسازی »  (Rehabilitation) درلغت به مفهوم بهتر کردن،  اصلاح یا بهبود بخشیدن به وضعی یا شرایطی است .

 در صنعت ساختمان، بهسازی برحسب تعریف ، ایجاد قابلیت انجام وظیفه یا وظائفی است در ساختمان، سازة ساختمان یا اجزا (Components) و عناصر (Elements) آن ، که در وضع موجود قادر به انجام تمام و کمال آن وظیفه یا وظائف نیستند.

در این تعریف :

 -  منظور از « ساختمان » (construction) هر فضائی است که برای زیست ، کار ، خدمات ، تولید، ارتباطات ، جابه جا شدن انسانها و حمل ونقل تولیدات صنعتی و کشاورزی حاصل از کار انسانها، ساخته می شود.
- « سازه»  (Structure) مجموعه آن  « اجزا »   (Components) و « عنــــاصـر» (Elements) ساختمان است که بارها و اثر عاملهای دیگر را از قسمتهای مختلف ساختمان گرفته و به زمین منتقل می سازند.

- عدم توانائی ساختمان برای انجام وظیفه، که دراین تعریف مورد اشاره قرارگرفته، ممکن است ناشی از نارسائی طرح، نامناسب بودن اجرا، بهره برداری بی ضابطه یا فروپایگی ساختمان، سازه ساختمان یا اجراو عناصر آن در اثر از دست رفتن مشخصه های مصالح و تجهیزات به دلائل مختلف از جمله اثر فرساینده زمان،  سانحه، حادثه یا عوامل دیگر ، یا حاصل تغییر و تحول در شرایط زیست و کار وسنگین تر شدن وظائف مورد انتظار از ساختمان باشد.
 اگر بهسازی به منظور جبران فروپایگی و برگرداندن ساختمان، سازه ساختمان یا اجرا وعناصر آن به وضع اولیه باشد، « اعاده کیفیت » یا « اعادة وضع»  (Retrofitting) گفته می شود.

اگر بهسازی به منظور پاسخگوئی به تغییر و تحول شرایط بهره برداری و سنگین تر شدن وظائف مورد انتظار از ساختمان باشد، اعم از اینکه در ساختمان ، سازة ساختمان یا اجزا و عناصر آن فروپایگی به جود آمده باشد یا خیر، « ارتقای کیفیت » یا « ارتقای وضع» (Upgrading) نام دارد.

بهسازی طیفی گسترده از خدمات مهندسی و فعالیتهائی را در بر می گیرد که ممکن است به منظورهای مختلف فنی ، اقتصادی، اجتماعی ، فرهنگی، زیبائی شناسی وحتی سیاسی، انجام داده شوند، از جمله:
-  نمای ساختمان را به منظور تلطیف منظر یا هماهنگی با محیط اطراف بهسازی می کنند.

 -  به منظور کم کردن بار ساختمان، دیوارهای جداگر آن را تخریب و با مصالح سبک تر جایگزین
می نمایند.

- دیوارهای ساختمان را به منظور کاهش آلودگی صوتی، بهبود شرایط زیست و افزایش

رفاه بهره برداری کنندگان ، عایق بندی صدائی می کنند.

-  گردشکار داخلی بنا را به منظور پاسخگوئی به نیازهای جدید و هماهنگ کردن آن با شرایط وتکنولوژی روز تغییر می دهند.

- به منظور کاهش هزینه های تامین شرایط دمائی در داخل ساختمان و کاهش میزان تبادل حرارتی آن با بیرون، دیوارهای ساختمان را عایق بندی حرارتی می نمایند.

- برای بهتر کردن شرایط دمائی در فضاهای داخل ساختمان و کاهش هزینه های گرمایش، خنک کردن وتهویه، موتورخانه ها وسیستمهای تاسیساتی را تعویض و با سیستمهائی کاراتر جایگزین می کنند.

- با تغییر یافتن وضع شبکه های زیربنائی سراسری آب ، فاضلاب ، گاز وبرق، به منظور تامین هماهنگی ، شبکه های داخلی را اصلاح یا تعویض می نمایند.

- به منظور ایجاد قابلیت های لازم در ساختمان برای استفاده از کامپیوتر و سیستمهای ارتباطی و مخابراتی  روز آمد، تغییراتی در فضاهای داخل بنا داده می شوند.

- بناهائی را به عنوان میراث فرهنگی باقیمانده از گذشتگان ، احیا، تعمیر یا مرمت می کنند تا بتوان آنها را حفظ کرده وسالم به آیندگان سپرد.

- محتمل است یک بنا را که جنبه ملی و نمادین دارد، مثلا" ساختمانی را که اتفاقی ویژه ومهم در آن رخ داده، منزل یک رهبر سیاسی، یک دانشمند یا یک هنرمند را از طریق بهسازی حفظ نمایند.

- ممکن است سازه یک ساختمان و اجزا وعناصر متشکله آن، به منظور افزایش ایمنی و عمر مفید ساختمان، مورد بهسازی قرار داده شوند.

- به منظور « ایمنداشت » (Preservation)  یعنی حراست زندگی انسان در مقابل بلاهائی که خود به وجود آورده ، نظیر خطرات  امواج الکترو مغناطیسی ، تابشهای رادیو اکتیو و آلودگیهای زیست محیطی، محتمل است که تغییراتی کوچک یا بزرگ در اجزا و عناصر ساختمان داده شوند.

- بهسازی صرفنظر از نوع و گستردگی آن ، مستلزم «دخالت » (Intervention) در وضع موجود ساختمان است و همانطور که بهسازی، طیفی گسترده را شامل می شود، میزان دخالت در وضع ساختان،اجزا و عناصر آن نیز طیفی گسترده از بسیار کم تا بسیار زیاد را پوشش می دهد که از ترمیم (Make up, Clean up) آغاز شده و پس از عبور از تعمیر (Repair) ، تقویت (Strengthening)، باز پیرائی (تعمیر و رنگ) (Refurbishing) ، نوکاری (تعمیر و رنگ کلی) (Renovation) ، تعمیرسازگاری (Adaptation)،
 (تعمیر اساسی)(Reconditioning)، تغییرنوع بهره برداری و گردشکار (Remodeling) ، بازسازی (Rebuilding) ،  جـــایگزینی (Substitution) یـا تعویض (Restoration) در ساختمانهای پیش ساخته،  به احیای (Restoration) ، بناهای قدیمی می رسد که وارد جزییات آنها نمی شوم . بدیهی است که اگر هیچ یک از این راه حلها وافی به مقصود نبود، اگر ساختمان مزاحمتی نداشت، به حال خود رها می شود یا تخریب و به جای آن بنائی دیگر با مشخصه های دیگر احداث می گردد که  « نوسازی» (Reconstruction) گفته می شود.


2- مفهوم « لرزه ای»

مفهوم « لرزه  ای» از زمانی در نوشته ها وخدمات مهندسی وارد شد ، که مهندسان به تجربه دریافتند که برای تامین ایمنی آنچه می سازند، ناگزیر باید اثر تکانهای شدید زمین را ، که به صورت ادواری حادث می شوند، در نظر بگیرند.

در واقع، لطمات ناشی از زلزله های بزرگ وکوچک و کوشش برای احتراز از این لطمات، محمل اصلی تکوین ورشد روشها و مشخص شدن معیارهای تامین ایمنی ساختمانها در برابر زلزله بوده اند و بطور بدیهی، هرچه مراکز تجمع جمعیت بزرگتر شده اند، به دلیل افزایش آسیب پذیری بالقوه آنها در برابر زلزله، ضرورت تامین ایمنی آنها در برابر زلزله محسوستر وتلاش برای یافتن راه حلی به منظور تامین ایمنی بیشتر شده است. پیشگامان این راه دانشمندان کشور ژاپن و در پی آنان دانشمندان ایالات متحده آمریکا بوده اند.

اولین اقدام عملی در این راه ، انجام پژوهشهائی در دانشگاه توکیو از سالهای 1910 برای شناختن رفتار ساختمانها در موقع زلزله و تامین پایداری آنها ، به ابتکار دکتر ر.سانو (Dr.R.SANO) بوده است.

در ایالات متحده آمریکا پس از زلزله سال 1906 سانفرانسیسکو و حریق فراگیر ناشی از آن در ساختمانهای چوبی ، ابتدا حریق در مرکز توجه قرار گرفت ولی بتدریج توجه به سمت تامین پایداری ساختمانها در برابر زلزله معطوف شد و درسال 1925 پس از زلزله سانتاباربارا ، برای اولین بار ضوابط و معیارهائی برای تامین پایداری ساختمانها در برابر زلزله در آئین نامه متحدالشکل آمریکا U.B.C. مطرح شدند که رعایت آنها اختیاری بود و حدود 10 سال طول کشید که رعایت این ضوابط از حالت اختیاری خارج و اجباری گردد. این امر در سال 1935 در U.B.C. تصریح شد.

تدوین ضوابط برای تامین ایمنی ساختمانها در برابر زلزله، بتدریج در سایر کشورها هم آغاز گردید و هنوز تلاش برای تدقیق و پالایش این ضوابط، بطور گسترده وجهانی ادامه دارد. در کشور ما نیز پس اززلزله ویرانگر بوئین زهرا در سال 1341، تلاش برای تدوین اولین مدرک آئین نامه ای به منظور تامین ایمنی ساختمانها در برابر زلزله ، به ابتکار و هدایت آقای مهندس علی اکبر معین فر در چارچوب دفتر فنی سازمان برنامه آغاز گردید.

با توجه  به اینکه تلاش مهندسان برای طراحی ساختمانها در برابر زلزله وقتی شروع شدکه دهها سال از تدوین ضوابط طراحی و تامین ایمنی ساختمانها در مقابل بارهای قائم می گذشت، بطور طبیعی برای طراحی ساختمانها  در برابر زلزله، از همان الگوی تامین ایمنی در مقابل بارهای قائم کمک گرفتند و همانطور که تامین ایمنی در مقابل بارهای قائم و گاه بارهای جانبی باد، با برداشتی « یقین اندیشانه» به «تامین مقاومت» اجزا و عناصر سازه ای مشخص، در محیط ارتجاعی ، در مقابل نیروهای مشخص، محدود می شد، کوشش به عمل آمد که اثر زلزله را هم به صورت نیروئی جانبی در نظر گرفته و بر روی ساختمان اثر بدهند.

در اولین ضوابط مربوط به طراحی ساختمانها در برابر زلزله، با این استدلال که در موقع زلزله ، ساختمان تحت اثر(شتاب زمین) شتاب می گیرد واین شتاب به پدید آمدن نیروی اینرسی می انجامد، در صدی از وزن ساختمان و اشیاء، مواد و بارهای دیگر موجود در آن را به صورت نیروئی افقی برساختمان اثر دادند و تصور حاکم این بود که با تامین «مقاومت» اجزا و عناصر سازه ای در برابر این نیرو در محیط ارتجاعی ، می توان ایمنی در برابر زلزله را تامین کرد و مانع خرابی ساختمان شد. به این ترتیب « طراحی برای مقاومت در برابر زلزله»  شکل گرفت . ولی به دلیل قدرت تخریبی زیاد مشاهده شده در زلزله های شدید ونامشخص بودن سقف آن، در هر تجدید نظر، درصد منظور شده در ضوابط افزایش داده می شد و  خیلی زودآشکار گردید که با پذیرش رفتار ارتجاعی اجزا و عناصر سازه ای، ابعاد این اجزا وعناصر بطور غیر متعارف بزرگ می شوند وعملا" امکانات موجود انسان پاسخگوی این راه حل نیست. رسوبات ذهنی آن دوره هنوز هم کاملا" از بین نرفته  وهنوز هم عده ای از مهندسان، تامین ایمنی در برابر زلزله را به « تامین مقاومت» تعبیر می کنند.

وقتی مهندسان دریافتند که تامین ایمنی ساختمانها در برابر نیروهای زلزله با همان  الگوی تامین ایمنی در برابر بارهای قائم عملی نیست، جستجوی راه حلهای دیگر را در دستور کارشان قراردادند.

در اولین پژوهشها، مشخص گردید که باید فرق ماهوی موجود بین بارهای قائم ونیروهای اینرسی ناشی از زلزله را در بررسی ایمنی ساختمانها در برابر زلزله مد نظر داشت. مقادیربارهای قائم در جریان زلزله تغییری
نمی کنند و ثابت اند ولی نیروهای اینرسی تابع شتاب داده شده به ساختمان دراثر زلزله اند و با تغییر مقدار شتاب تغییر می کنند و در واقع نمایانگر انرژی حرکتی القا شده به ساختمان می باشند که باید توسط ساختمان جذب و مستهلک شوند. با عنایت  به اینکه بخشی از این انرژی می تواند با تغییر شکلهای ارتجاعی و بخشی دیگر با تغییر شکلهای فرا ارتجاعی جذب شوند واگر ساختمان قادر به جذب و اتلاف انرژی حرکتی از این طریق نباشد، خرابی آن حتمی خواهد بود، مهندسان کوشش کردند با پذیرش خرابیهای محدود قابل کنترل وبا قبول درهم شکستن موضعی بخشهائی از اجزا وعناصر متشکله سازه ساختمان که خرابی آنها باعث فروپاشی ساختمان نمی شود وپس از زلزله، بسادگی قابل بهسازی اند، نیروهای زلزله را جذب و مستهلک نمایند. به عبارت دیگرسعی کردند که اگر نمی توانند از بروزخرابی جلوگیری کنند، آن را به جائی منتقل نمایند که آثار زیانبارش کمتر وجبران آنها پس از زلزله آسانتر باشد.به علاوه برای محدود کردن آثار جانبی خرابی، سعی کردند که پدیدار شدن گسیختگی در اجزا و عناصر سازه  حالت ترد و ناگهانی نداشته و به صورت تغییر شکلهای فرا ارتجاعی و تشکیل مفصلهای خمیری باشد. به این ترتیب بتدریج ، اهمیت تغییر شکلهای فرا ارتجاعی برای جذب و اتلاف انرژی القا شده به ساختمان در اثر زلزله ، روشن شد و ابتدا مفهوم « شکل پذیری » در ضوابط طراحی منعکس و سپس «طراحی برای ظرفیت» شکل گرفت.

موضوع محوری « طراحی برای ظرفیت» جذب و اتلاف انرژی حرکتی زلزله به کمک تغییر شکلهای فرا ارتجاعی و تشکیل مفصلهای خمیری در مقاطع و مناطق از پیش تعیین شده سازه می باشد که بطور بدیهی مستلزم آن است که سازه نا معین (هیپرستاتیک) و دارای پیوندهای اضافی مناسب باشد، بطوریکه با از بین رفتن تعدادی از این پیوندها دراثر تغییر شکلهای فرا ارتجاعی ، سازه فرو نریزد.

بموازات این تغییر وتحولات ، اهمیت تغییر مکانهای جانبی نقاط مختلف اجزا و عناصر سازه ای در پایداری سازه ها روشن و محدود کردن این تغییر مکانها به منظورتامین ایمنی در برابر نیروهای زلزله ضرورت یافت، بویژه توجه به این نکته معطوف گردید که گرچه بروز تغییر شکلهای فرا ارتجاعی وتشکیل مفصلهای خمیری کار جذب و اتلاف انرژی حرکتی ناشی از تکانهای شدید زمین را تسهیل می نماید، ولی تغییر مکانهای جانبی سازه نسبت به تغییر مکانهای نظیر رفتار ارتجاعی بیشتر می شوندو این مسئله از لحاظ انطباق با ضوابط و قیود آئین نامه ای مربوط به تغییر مکانهای جانبی باید در طراحی ملحوظ شود.

همچنین بتدریج با توجه به اینکه در همه احوال منظور از طراحی ، تامین و حفظ قابلیت بهره برداری از ساختمان است و سازه فقط بخشی از این قابلیت را فراهم می کندو اجرا و عناصر غیر سازه ای هم در تامین قابلیت
بهره برداری از ساختمان نقش اساسی دارند، بتدریج ضوابط و قیودی، هرچند کمرنگ، در آئین نامه ها وضوابط تایمن ایمنی ساختمانها در برابر زلزله وارد شدند.

3- بهسازی لرزه ای

با آنچه در مورد «بهسازی» و مفهوم لرزه ای گفته شد، اکنون می توان «بهسازی لرزه ای » را بررسی کرد.
گفتیم «بهسازی» موقعی صورت می گیرد که نارسائی یا کمبودهای در ساختمان وجود داشته باشد وبرخی از موارد بهسازی را نام بردیم.

همچین دیدیم که مفهوم « لرزه ای» به چه مقولاتی مربوط می شود و بویژه دیدیم که آئین نامه ها در مورد سازة ساختمان، از دیدگاه این مفهوم روی چه نکاتی تاکید می ورزند.

حال می توانیم بگوئیم «بهسازی» وقتی مطرح می شود که ساختمانی، بهر علت، آسیب دیده یا احتمال آسیب دیدنش در شرایط مختلف و به صورت عام وجود داشته باشد. اما بهسازی لرزه بطور عمده موقعی مطرح
می شود که کاهش احتمال آسیب پذیری و بروز نارسائیهای کوچک یا بزرگ در ساختمان در اثر زلزله مد نظر باشد.
ذکر این نکته خالی از لطف نیست که گرچه بهسازی به قدمت ساختن و در واقع همزاد آن است، تا چند دهه پیش ، «بهسازی» کار مهندسی محسوب نمی شد و آن را به حرفه مندان رده های پایین ، یعنی معماران (به مفهوم سنتی) و بنایان واگذار می کردند و بطور استثنائی در موارد ویژه و برای ساختمانهای خاص از مهندسان کمک گرفته می شد. کارمهندسان ساختن فضاهای زیست و کار وارتباطات بود ودر واقع مهندسان کالبد فیزیکی زندگی مدنی را می ساختند و اکنون هم می سازند، ولی با پیچیده تر شدن ساختمانها و بالطبع بغرنج شدن بهسازی آنها، بتدریج حضور مهندسان در این عرصه بیشتر شد ووقتی در حدود ربع قرن پیش شورای اقتصادی سازمان ملل متحد در یک اقدام بی سابقه، کتابی در زمینه بهسازی وبرخی ضوابط حاکم بر آن منتشر کرد، مسئله جایگاهی دیگر یافت. بویژه انتشار این کتاب اهمیتی نمادین از لحاظ نشان دادن جایگاه مهم بهسازی در اقتصاد جهان داشت.

حدود بیست سال پیش، وقتی پیشنهاد کردم که  «بهسازی» به عنوان درسی مستقل و واحدی اختیاری، برای اولین بار در دانشکده فنی ارائه شود، شاید برخی از همکاران هم به خاطر داشته باشند که می گفتم  « اگر قرن بیستم قرن ساختن است، قرن بیست و یکم قرن بهسازی خواهد بود» و  در قرن بیست و یکم، «ساختن» و
« بهسازی»  همعنان و رکاب به رکاب حرکت خواهند کرد. ولی اکنون وضع ازاین هم  فراتر رفته و بهسازی جلوتر از ساختن و نوسازی حرکت می کند. یکی از علل عمده این مسئله ، این است که مهندسان در نوسازی بطور عمده در چارچوب مقررات و مفاهیم کلاسیک و متداول باید حرکت کنند ولی در بهسازی امکان مطرح کردن افکار نو و راه حلهای غیر متعارف بیشتر است. یکی از ثمره های بزرگ این نحوة برخورد با مسئله ، «طراحی ساختمانها دربرابر زلزله برمبنای عملکرد» است که اول بار در بهسازی مطرح شد وسپس راه خود را به سمت آئین نامه های ساختن ساختمانهای نوگشود وگسترش یافت.

در اولین کارهای بهسازی که مهندسان به عهده گرفتند، بطور طبیعی تلاشها متوجه تعمیم مقررات تامین ایمنی ساختمانهای نو، بر امر بهسازی ساختمانهای موجود بود ولی تجربیات حاصل نشان  دادند که رعایت این مقررات در بهسازی خواه به منظور « اعاده کیفیت» (اعاده وضعیت) ساختمانهای آسیب دیده و خواه به منظور «ارتقای کیفیت» (ارتقای وضعیت) ساختمانهائی که انجام وظیفه یا وظائفی سنگین تر از آنها مورد نظر است ، دخالت بسیار در وضع موجود ساختمان را ایجاب می کند و به مراتب پرهزینه تراز اعمال مقررات مزبور در ساختمانهای در دست طراحی و ساخت است و امکاناتی قابل ملاحظه می طلبد که فراهم کردن این امکانات اگر غیر ممکن نباشد، اغلب بسیار مشکل است بطوریکه دراغلب موارد پافشاری در کاربرد مقررات نوسازی در امر بهسازی ، کار را به بن بست می کشاند. کوشش برای یافتن راه حل ادامه یافت و مهندسان دست اندرکار بهسازی بتدریج به این نتیجه رسیدند که اگر نمی توان باهزینه ای منطقی و معقول ایمنی ساختمانی را تا حد یک ساختمان
نو بالابرد، دلیلی ندارد که آن را به حال خود رها کنیم. بلکه عقل سلیم و منطق مهندسی حکم می کنند که با تساهل و تسامح واختیار کردن میزان دخالت در وضع ساختمان متناسب با امکانات، هرمیزان ایمنی را که دستیابی به آن درچارچوب منطق وامکانات میسر است، تامین کنیم.

اهمیت این راه حل موقعی بیشتر شد که از سوئی ، برمبنای شناخت بیشتر از پدیدة زلزله، آئین نامه های روز آمد تامین ایمنی ساختمانها در برابر زلزله، محدودیتهائی بیشتر برای طراحی ساختمانها در نظر گرفتند و از سوئی دیگر ، توقع جوامع انسانی برای تامین ایمنی، با سرعت رو به افزایش نهاد و « بهسازی لرزه ای ساختمانهای موجود» در دستور روز قرار گرفت. زیرا مسئله از دو حال خارج نبود، یا ساختمانها براساس آئین نامه ای معتبر برای زلزله طراحی نشده بودند یا  براساس آئین نامه های پیشین طراحی شده بودند که نیروها و محدودیتهائی کمتر نسبت به آئین نامه های جدیداعمال می کردند ولذا در هر دو حال ، ایمنی ساختمانها در برابر نیروهای زلزله مورد تردیدبود و می بایست  مورد واکاوی قرار می گرفت و بطور بدیهی، با توجه به حجم زیاد ساختمانها و محدودیت امکانات، تامین ایمنی همه ساختمانهای موجود در حد ساختمانهای نو میسر نبود و چاره ای جز این نبود که به تامین ایمنی نسبی در حد مقدورات اکتفا شود. وقتی که به این ترتیب بهسازی با تساهل و تسامح برای تامین ایمنی محدود ضرورت یافت ، برای احتراز از اعمال سلیقه های متفاوت و ضابطه مند کردن امر بهسازی با پذیرش ایمنی نسبی، فکر تدوین ضوابطی برای بهسازی ساختمانهای موجود، در مجامع مهندسی پدید آمد.
کار تدوین این ضوابط با تعریف «سطوح عملکرد ساختمان» شامل «سطوح عملکرد سازه ای» و
«سطوح عملکرد غیرسازه ای » از یک سو و تعریف سطوح مخاطرات زلزله تهدید کنندة ساختمانها از سوئی دیگر، آغاز شد و بتدریج به تدوین « ضوابط بهسازی لرزه ای ساختمانهای موجود» انجامید.

به این ترتیب، با تجدید نظر در فلسفه بهسازی ، بهسازی از قید آئین نامه های طراحی و ساخت ساختمانهای نو رها گردید.

براساس این ضوابط، «بهسازی لرزه ای» را می توان نوعی « بهینه سازی » در « بهسازی» دانست که شاخصه اصلی آن تامین ایمنی بطور نسبی، متناسب با مقدورات  وامکانات ، برای تمام اجزا و عناصر ساختمان،  اعم از سازه ای و غیر سازه ای است واین را می توان «جوهر اصلی بهسازی لرزه ای» دانست .

در کشور ما نیز، تقریبا" همزمان با اکثر کشورهای زلزله خیز جهان، این ضوابط توسط «سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور» تدوین و تحت عنوان «دستورالعمل بهسازی ساختمانهای موجود» منتشر گردید و در اختیار دست اندرکاران قرارگرفت .

براساس این دستوالعمل ، وقتی صحبت از بهسازی لرزه ای ساختمانی به میان می آید، مفهومش این است که ساختمان مزبور، کم یا بیش، عملکرد لازم را در برابر زلزله ندارد.

عملکرد ساختمان ، همانطور که دیدیم ، مشتمل بردو مولفه است ، عملکرد سازه ای و عملکرد غیرسازه ای . عملکرد سازه ای بطور بدیهی به سازه ساختمان مربوط می شود و عملکرد غیرسازه ای ،اقلام معماری و تاسیساتی را شامل می گردد.

وقتی می گوئیم سازه یک ساختمان عملکرد لازم ندارد، محتمل است که یکی یا تعدادی از نارسائیهای مشروحه زیررا داشته باشد:

- برخی از اجزای سازه یا کل آن ، « مقاومت»کافی دربرابر نیروهای ناشی اززلزله را نداشته باشند و تلاشها و تنشها در مقاطع مختلف سازه از حد قابل پذیرش فراترروند.

- برخی از اجزای سازه یا کل آن ، فاقد «سختی» مناسب در برابر اثر نیروهای ناشی از زلزله باشند و تغییر مکانهای جانبی سازه از حد قابل پذیرش تجاوز نمایند.

-  برخی از اجزای سازه یا کل آن از «شکل پذیری» کافی برخوردار نباشند و نتوانند انرژی منتقله از زلزله به ساختمان را گرفته ، از طریق احراز تغییر شکلهای فرا ارتجاعی در مقاطع واجزای از پیش تعیین شده ، بدون درهم شکستن و فروریختن ساختمان ، تلف نمایند.

وقتی عملکرد غیر سازه ای ساختمانی در برابر زلزله نارسائی داشته باشد، ممکن است در موقع زلزله کاستیهای زیر درآن پدید آیند:


- شبکه برق ساختمان آسیب ببیند و زندگی درداخل ساختمان مختل شود (مثلا" آسانسورها متوقف شوند) یا در اثر اتصالی مدارها و جرقه زدن آنها سبب ایجاد حریق گردد.

- چراغها جداشده ، فروافتاده و گردشکار در داخل ساختمان و راههای خروج اضطراری به دلیل از بین رفتن سیستم تامین روشنائی ، مختل شود.

- در ساختمانهای خاص نظیر بیمارستانها، سیستم تامین و توزیع برق اضطراری آسیب دیده و قادربه انجام وظیفه نباشد.

- شبکه تلفن ، سیستم ارتباطی ومخابراتی، تجهیزات پیام رسانی ، تجهیزات شبکه کامپیوتر ، تجهیزات اعلام حریق و پیشگیری از آن آسیب دیده و کارشان دچار اختلال شود.

- شبکه لوله کشی آب آسیب دیده و آب به داخل فضاها نشت نماید یا حتی  لوله ها شکسته و جریان آب قطع گردد.
- لوله کشی فاضلاب آسیب دیده و نشت فاضلاب، بهداشت فضاها را مختل کرده و سلامتی بهره برداران از ساختمان را به مخاطره اندازد.

- لوله کشی گاز آسیب دیده ، گاز به بیرون نشت نماید وخطر انفجار و آتش سوزی درساختمان پدید آید.
- سیستمهای گرمایش ،سرمایش ،تهویه و تعویض هوا و موتورخانه ها آسیب دیده و شرایط نامناسب رفاهی برای زندگی پدیدآورند و سبب پخش شدن موادی نظیر آمونیاک و گازهای هالوژنه شده و بهداشت ساکنان را به مخاطره اندازند.

- تیغه ها و دیوارهای جداگر فروریخته ، باعث لطمات جانی ومالی شده و گردشکارفضاها را برهم زنند.
- سقفهای کاذب فروریخته یا دراثر ضربه زدن به دیوارها و جداگرها وحتی به اجزای سازه ای ، باعث تشدید خرابیهای ناشی اززلزله و افزایش لطمات و تلفات گردند.

- شیشه های درها و پنجره ها شکسته و فضاها غیرقابل استفاده گردند.

- درها و پنجره ها در نتیجه تغییر شکلهای ماندگار ناشی از حرکات زلزله ، بازوبسته نشوند.

- .........................

     از این موارد باز هم می توان یافت ، به عبارت دیگر موارد کاستیهای ناشی از نقص عملکرد سازه ای ، بویژه نقص عملکرد غیرسازه ای به موارد فوق محدود نمی شوند و طبعا" در « بهسازی لرزه ای» بایدبه همه این کاستیها اندیشید و آنها را رفع کرد و توجه داشت که نه با تامین عملکرد سازه ای ساختمان به تنهائی و نه تنها با تامین عملکرد غیره سازه ای ساختمان، عملکرد مورد انتظار ساختمان تامین نمی شود. به عنوان مثال ساختمان بیمارستانی را درنظر بگیرید که سازه آن همه جانبه بهسازی شده بطوریکه در مقابل زلزله خدشه ای به عملکرد آن وارد نیامده است ولی تمام شبکه های آن شامل شبکه آب ، فاضلاب ، برق، گازآسیب دیده ، شیشه های درها و پنجره ها شکسته اند. آیا چنین بیمارستانی می تواند عملکرد مورد انتظار را در موقع زلزله و پس از زلزله داشته باشد؟

      با توجه به آنچه گذشت می توان نتیجه گرفت که « مقاوم سازی» جزئی از یک کل به نام               
« بهسازی لرزه ای» است واطلاق نام جزءبه کل و کاربرد واژه « مقاوم سازی » به جای « بهسازی لرزه ای» گمراه کننده است و این شبهه را ایجاد می کند که همانند یک قرن پیش، هنوز تنها به مقاومت می اندیشیم و  می خواهیم سازه و اجزای سازه ای ساختمان موجودی را چنان تقویت کنیم که دربرابر زلزله مقاومت نمایند. این کاراگر غیرممکن نباشد، بسیار مشکل ، پرهزینه و زمان براست ، در حالیکه « بهسازی لرزه ای »

جامع نگر و فراگیر است و همه اجزا و عناصر ساختمان، اعم از سازه ای و غیر سازه ای را شامل می شود و می تواند به درجات مختلف صورت گیرد و با رعایت موازین بهسازی لرزه ای،  متناسب با امکانات می توان ایمنی راکم یا زیاداختیار نمود و زمان و هزینه لازم برای بهسازی را کاهش یا افزایش داد. به عبارت دیگر، فرق  « مقاوم سازی» با « بهسازی لرزه ای» ، فرق موجود بین یک « جزء» محدود و غیر قابل انعطاف با یک  «کل» فراگیرو انعطاف پذیر است.
     با توجه به تعددساختمانهای موجود در سطح کشور و اینکه بطور طبیعی آئین نامه های جدید طراحی ساختمانها در برابر زلزله ، که ملحوظ داشتن نیروهای بیشتری رادرطراحی ساختمانها طلب می کنند،
نمی توانسته اند درطرح واجرای آنها رعایت شوند، حجم عملیات لازم برای «مقاوم سازی » ساختمانهای مزبور زیادو هزینه های مربوطه بقدری گزاف خواهند بودکه عملا" قابل تامین نیستند و صحبت از
«مقاوم سازی » آنها ، تعلیق کار به محال است .

     ولی می توان براحتی از ایمن سازی فنی وبهسازی لرزه ای صحبت کردزیرا « ایمنی » مقوله ای نسبی است و می توان حتی بدون هزینه یا با هزینه ای ناچیز، از بخشی از لطمات و خسارات جانی و مالی ناشی از زلزله جلوگیری کرد. به عنوان مثال می توان با انتقال بارهای سنگین (مثل بایگانی و آرشیو) از طبقات بالای ساختمان یک اداره به طبقات پائین یا به زیرزمین ، میزان ایمنی دربرابرزلزله را افزود. یا با بستن قفسه ها، یخچال و غیره به دیوار، آسیب پذیری آنها را کاهش داد. بدیهی است که هرچه امکانات بیشتر باشند، میزان ایمنی را بیشتر می توان افزود و میزان ایمنی را متناسب با عملکرد مورد انتظار از ساختمان ، زیاد یا کم اختیار کرد.

     برای حسن ختام یادآوری می شود که وقتی سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور، بابررسی جوانب امر، نام جامع و مانع « بهسازی لرزه ای »  را برای تامین ایمنی ساختمانهای موجوددربرابر زلزله اختیار کرده
است ، اصلح آن است که این نام را بپذیریم و با کاربردواژه های نارسا، ایجاد اغتشاش فکری نکنیم .

  
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 4:21  توسط میر تورج امجدی  | 

درآمدی بر بتن سبک مسلح و مرکب ارتجاعی

درآمدی بر بتن سبک مسلح و مرکب ارتجاعی


بتــن سبــک مسلــح و مرکــب ارتجاعی با تغییـــرات غیر خطـــی کرنش در ارتفـاع تیـــر در طی خمش، و مــدول فنریـت و قابلیت کرنش پذیری بـالا در خمـــش نوعــی بتـن سبک مسلــحِ فیبــروالاستیک با ساختــار شبکــه‏ای می‏باشد.
در این سیستم مرکب، بنا به بافت منسجم و نظام شبکه‏ای موجود و نوع و تناسب رفتار اجزاء به کار رفته در تعامل با یکدیگر، امکان توزیع گسترده و مناسب‏تر کرنش‏ها و تنش‏ها (همراه با جذب و مهار نسبی آنها) فراهم آمده، ظرفیت‏های ذخیره و جذب انرژی زیاد بوده، و کرنش پذیریِ بالا (به ویژه در محدوده ارتجاعی) هم به سهم خود امکان بهره‏گیری از توان‏ مجموعه‏ تسلیحات در کشش را بهتر میسر ساخته است. بدین ترتیب، ضمن تاُمین ذخیره مقاومت و شکل پذیری (Ductility) مورد نظر دست‏یابی به قابلیت‏های بالای باربری (به خصوص در خمش و از جمله در مورد بارهای دینامیک و ضربه‏ای) در عین دارا بودن ابعاد و وزن پائین و نیز نرم و منتشر بودن الگوی شکست به خوبی امکان‏پذیر گشته است.
چنان که گفته شد در این سیستم در جریان خمش، تغییرات کرنش در ارتفاع تیر خطی نیست. این ویژگی همچنین می‏تواند متضمن توزیع بهتر تنش‏های داخلی و کاهش تمرکز نسبی آنها (چون تنش‏های فشاری) در مناطقی خاص از مقطع و افزایش ظرفیت کلی جذب و مهار و تحمل تنش‏ها و قابلیت کرنش پذیری ... در طی خمش باشد.
از جمله خصوصیات بتن کرنش پذیر به کار رفته در این سیستم نیز می‏توان به نسبت‏های مناسب مدول‏های الاستیسیته, و مقاومت‏های کششی و برشی به مقاومت فشاری و نیز مقاومت در حد رفتار ارتجاعی ... به مقاومت نهائی- بالا بودن طاقت شکست و ضـرایب بلوک تنـش و ، کرنش متناظر با قله مقاومت و به ویژه، کرنش متناظــر با گسیختــگی و وقوع نوعــی الگوی له شدگی به جای خرد شدگی معمول و گسترش یابنده (در بارگذاری‏های فشاری بیش از حد آستانه اشاره نمود. مجموعه اینها با در نظر داشتن نقش چندگانه ساختار شبکه‏ای مزبور در بافت منسجم موجود، عامل نیل به ویژگی‏های پیش‏گفته محسوب می‏گردند. (گفتنی است که در این سیستم حتی شکست از نوع موسوم به فشاری اولیه در برخی بارگذاری‏های محوری هم باز الگویی نرم و تدریجی داشته است (
ضمنا چنان که می‏دانیم برخی از مشکلات رایج و بعضا، راه‏بردی فرا راه کاربرد بتن‏های سبک مسلحِ معمول عبارتند از: خطرِ ترد گشتن الگوی شکست، جمع شدگی زیاد و ناپایداری حجمی، درگیری نامناسب تسلیحات در بتن، پائین بودن مقاومت‏های مکانیکی از جمله، برش پانچ، کم بودن نسبت‏های مقاومت‏های برشی و کششی … و نیز مدول‏های الاستیسیته استاتیکی و دینامیکی به مقاومت فشاری، معضلات ناشی از افت و خزش و خستگی، مسائل مربوط به پایایی به خصوص در درازمدت و در برخی شرایط محیطی، موضوع انتقال نیروهای جانبی، برخی محدودیت‏های اجرای کارگاهی و ....
بدین سان در این فن‏آوری نو و با توجه به امکان کاربرد مقتضیِ برخی عناصر همراه سعی در حل توأمان بخش مهمی از مشکلات مزبور در چارچوب سیستمی واحد و یکپارچه با مدول فنریت و مقاومت ویژه شایان توجه در خمش قیمت مناسب تمام شده و دارای موارد کاربری متعدد گشته است.

این مطلب از مجله راه و ساختمان شماره 17 نقل شده است

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 4:19  توسط میر تورج امجدی  | 

سردر دانشگاه تهران

سردر دانشگاه تهران


بنای برج آزادی و سر در دانشگاه تهران برای بسیاری از گردشگران تداعی کننده تهران و حتی ایران است.


بی شک ارزش بین المللی دانشگاه تهران، شهرت جهانی سردر اصلی آن را نیز به ارمغان آورده است. این بنای تاریخی، علاوه بر این که در سطح ملی سمبل تمام نمای علم، دانش، معرفت و نماد زندگی شیرین دانشجویی در زیر سقف مرکز نمادین علمی کشور (دانشگاه تهران) است، در خارج از ایران نیز معرف یک دانشگاه نامدار در سطح خاورمیانه است.


با یک بررسی گذرا می توان ادعا کرد که از میان معروف ترین و معتبرترین دانشگاه های دنیا، دانشگاه تهران تنها دانشگاهی است که از طریق یک بنای فرهنگی سمبلیک با مهندسی پیچیده، پیام های ویژه معنوی، علمی و فرهنگی را به مخاطبان خود القا می کند.

برخی بر این عقیده اند که طرح سردر دانشگاه، الهام گرفته از تصویر خیالی دو پرنده ای است که بال هایشان را برای اوج گرفتن و برخاستن از زمین، باز کرده اند. علم و دانش به دو بال تشبیه شده اند که ورود به دانشگاه با آن دو ممکن است و خروج از دانشگاه نیز با تقویت این بال ها موجب صعود افراد بر فراز اجتماع خود و پاسداری از آن می شود.

عده ای دیگر آن را به عنوان کتابی که به صورت باز در مقابل دیدگان گذارده شده باشد می دانند که بیانگر ارزش مطالعه و تحقیق است. اما از تاریخچه و نحوه ساخت این سردر اطلاعات و اسناد کاملی به دست نیامده است.

بر پایه گفته ای در سال های ۴۶- ۴۵ به دستور ریاست وقت دانشگاه طرحی در میان دانشجویان و طراحان مختلف به مسابقه گذاشته شد. از میان طرح های رسیده طرح دانشجویی به نام «کوروش فرزامی» (از دانشکده هنرهای زیبا) به عنوان طرح برتر برگزیده شد. کار اجرای طرح، ابتدا به یک شرکت پیمانکار سوئیسی واگذار شد که به دلیل نواقص مربوط به مراحل قالب بندی از ادامه کار توسط این شرکت ممانعت شد و یک شرکت پیمانکاری ایران به نام «شرکت آرمه» اجرای طرح را به عهده گرفته و به اتمام رساند.
 

بر پایه آخرین صورت حساب و وضعیت شرکت آرمه هزینه اجرای طرح مبلغ ۲۴هزار و ۵۰۰تومان بوده است.

اگرچه تاریخ ساخت سردر را در سال های ۴۶-۴۵ می دانند، اما تا سال ۱۳۴۸ هیچ سندی در خصوص آن در آرشیو دانشگاه مشاهده نشده است. در نشریه شماره ۲ «هنر معماری» (تیر، مرداد، شهریور ۱۳۴۸) عکس هایی از سردر دانشگاه تهران به چاپ رسیده است و در ذیل آن نام طراح و محاسب سردر آورده شده است (این منبع نیز طراح را کوروش فرزامی و محاسب آن را سیمون سرکیسیان ذکر کرده است). علاوه بر این در کتابچه راهنمای دانشگاه تهران (۱۳۵۱) نیز عکس سردر چاپ شده است.

  
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 4:18  توسط میر تورج امجدی  | 

کتابخانه ملى بهترین کار اسکلت بتن آرمه کشور شناخته شد.

کتابخانه ملى بهترین کار اسکلت بتن آرمه کشور شناخته شد.
اسکلت بتونى ساختمان کتابخانه ملى از سوى انجمن بتن ایران به عنوان بهترین کار اسکلت بتن آرمه کشور شناخته شد .
علیرضا تابش مدیرعامل سازمان مجرى ساختمان ها و تأسیسات دولتى و عمومى گفت: ساختمان جدید کتابخانه ملی در شرایط عادى مى تواند تا حدود چهار میلیون جلد کتاب و در صورتى که از سیستم قفسه بندى فشرده و یا ربات استفاده کند تا هفت میلیون جلد کتاب و نشریات ادوارى را در خود جاى دهد . این ساختمان داراى سالن هاى همایش ، تالار مطالعه نقشه و منابع ادارى ، شنیدارى و موسیقى ، بخش صحافى ، مرمت ، ضد عفونى منابع کتابخانه ، خدمات پشتیبانى اجرایى ، خدمات نگهدارى ، مخزن هاى بسته و مرکز تحقیقات اسلام شناسى ـ ایران شناسى می باشد.
کاظم موسوى بجنوردى رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملى مى گوید: کتابخانه ملى در سطح منطقه خاورمیانه بى نظیر است و از نظر معمارى حتى از کتابخانه ملى انگلیس نیز زیباتر است . کاظم موسوى بجنوردى رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملى مى گوید: ساختمان جدید کتابخانه ملى در مساحتى بیش از ۹۷ هزار مترمربع ساخته شد که حدود ۶۰ هزار مترمربع آن به بهره بردارى رسیده و حدود ۱۶ - ۱۵ هزار مترمربع از زیربناى آن را تالارهاى مطالعه تشکیل داده اند . این کتابخانه داراى هفت مخزن ، یک دانشکده کتابدارى و چند سالن سخنرانى است و از نظر معمارى ساختمان کتابخانه ملى با دارا بودن مشخصه هاى معمارى ایرانى و اسلامى یادآور شکوه و عظمت ایرانیان ، عمق و وسعت تاریخ و فرهنگ ماست.
وی دامه خاطر نشان کرد، همچنین مى توان از طریق سیستم الکترونیکى کتابخانه ملى به کتابهاى سراسر جهان دسترسى داشت و منبع عظیمى از اطلاعات را در اختیار گرفت . در کنار آن شاید بتوانیم به برخى اساتید ویژه که طرح تحقیقاتى خاصى دارند امکاناتى بدهیم که با در دست داشتن یک رمز ورود از رایانه شخصى خویش به سیستم الکترونیکى کتابخانه ملى متصل شوند. البته اینها طرحهاى در دست بررسى است که به مرور زمان محقق مى شود . دسترسى به اطلاعات نیز از طریق کتاب و اینترنت نیست بلکه ما امکانات صوتى و تصویرى هم در اختیار پژوهشگران قرار مى دهیم.
کلنگ احداث ساختمان جدید کتابخانه ملى در اواخر دوره ریاست جمهورى هاشمى رفسنجانى در سال ۱۳۷۵ به زمین زده شد و براى شرکت در مراسم افتتاحیه توسط آقای خاتمی به همراه ۲۱ وزیر فرهنگ کشورهاى مختلف دعوت به عمل آمد.
شایان ذکر است اسکلت بتونى ساختمان کتابخانه ملى در سال ۸۲ از سوى انجمن بتن ایران به عنوان بهترین کار اسکلت بتن آرمه کشور شناخته شد

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 4:17  توسط میر تورج امجدی  | 

چکیده سخنرانی 18 آبان ماه سال 1384

چکیده سخنرانی 18 آبان ماه سال 1384
مروری بر طرح، اجرا و پژوهش در "طرح توسعه حرم حضرت معصومه (س)"

طرح برتر بتنی در بخش سازه و ساختمان در سومین همایش روز بتن
کارفرما: سازمان مجری ساختمانها و تأسیسات دولتی و عمومی وزارت مسکن و شهرسازی
مشاور: مهندسان مشاور پیرراز
مجری: مجتمع عمرانی ایرانشهر
مشاور تحقیقاتی بتن: انستیتو مصالح ساختمانی دانشکده فنی دانشگاه تهران
سخنران اول: جناب آقای مهندس بابک شادرو ـ مهندسان مشاور پیرراز
موضوع: طراحی در طرح توسعه:
1. مقدمه
ـ سوابق، موقعیت، نحوه انتخاب طرح معماری و مشاور طرح تملک زمین، شروع و اتمام عملیات اجرایی
2. اصول حاکم بر طراحی:
ـ اصل مربوط به عدم تقلید و تکرار طرح های سنتی
ـ اصل رعایت اصول فنی مربوط به ایستایی ساختمان و لزوم استفاده از مصالح امروزی به جای مصالح سنتی
ـ اصل انطباق طرح با روحیه فضاهای متناسب با عملکرد مذهبی چشم آشنای سنتی و فضای روحانی
3. ویژگی های طرح سازه:
ـ نوع ساختمان (نمایان بودن)، جنس سازه (بتنی بودن)، رنگ سازه (سفید بودن)
ـ شکل سازه (وافل اسلب و سرستون های قارچی شکل)
ـ مدول سازه (بر پایه مدول خرد 25/1 * 25/1 و مدول کلان 5/7 * 5/7)
4. مؤلفه های طراحی:
ـ عدم امکان استفاده از دیوارهای برشی به جهت ایجاد انعطاف در فضاها و لذا استفاده از سیستم قاب صلب
ـ سیستم سقف ـ وافل اسلب با سرستون های قارچی
ـ استفاده از دیوارهای بتنی پیرامون برای انتقال تراز پایه زلزله به همکف
سخنران دوم: جناب آقای مهندس علی مشرف ـ مجتمع عمرانی ایرانشهر
موضوع: اجرا در طرح توسعه:
1. توضیح اجمالی درخصوص وضعیت خاک و نحوه خاکبرداری
2. بیان لزوم اجرای طرح تحکیم ترانشه خاکبرداری و تشریح چگونگی انجام سازه نگهبان خاک
3. تشریح شروع عملیات اجرایی و دقت های اولیه به عمل آمده در اجرای سازه
4. چگونگی ساخت قالب سقف های معمولی و آب بند کردن در قالب ها
5. استفاده از تیرها با دهانه بلند و نحوه اجرای آنها
6. لزوم استفاده از سازه فلزی در بعضی قسمت ها
7. چگونگی ساخت و ریختن بتن سفید
8. قالب بندی سرستون ها و سقف ها و دقت های به عمل آمده در ساخت و اجرای قالب ها
9. نگهداری از بتن و حفاظت فیزیکی سطوح بتنی
10. چگونگی اجرای گنبد
11. چگونگی اجرای ایزولاسیون گنبد با وجود حفظ اصالت بتن آن
12. اجرای کتیبه های آیات قرآنی اطراف بنا
13. نحوه ساخت بتن الیافی
14. تزئینات داخلی بنا شامل برنزکاری، گچ بری، آینه کاری و محراب سنگی
15. کاشی کاری و کاربندی گچی
سخنران سوم: جناب آقای مهندس ابوذر بنکدار ـ انستیتو مصالح ساختمانی دانشکده فنی دانشگاه تهران
موضوع: پژوهش در طرح توسعه:
1. ویژگی های طرح توسعه و لزوم استفاده از مصالح نوین
2. رئوس فعالیت های پژوهشی انستیتو مصالح ساختمانی
3. محافظت از المان های بتن سفید
ـ مواد آلاینده و مراحل لک زدایی
ـ انواع پوشش های محافظ و چگونگی عملکرد آنها در بتن
4. بتن تزئینی (دکوراتیو) نقش پذیر
ـ مشخصات بتن تازه و بتن سخت شده
ـ کارپذیری بتن خود تراکم (SCC)
5. بتن توانمند کف پارکینگ و راهکارهای ساخت
ـ مشخصات بتن تازه و بتن سخت شده
ـ کارپذیری بتن الیافی (FRC)
6. قابلیت های بتن به عنوان مصالح قرن

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 4:16  توسط میر تورج امجدی  | 

خلاصه ای در مورد صنعت سیمان

خلاصه ای در مورد صنعت سیمان
صنعت سیمان کشور هفت دهه پرفراز و نشیب را پشت سر گذاشته است.تولید روزانه یکصد تن سیمان در هفتاد سال گذشته به یکصد هزار تن در حال حاضر ، مرهون مشقات فراوان کارشناسان متخصص و متعهد است.
انجمن کار فرمایان صنعت سیمان طی سال گذشته و سال جاری ، با برگزاری مراسم هفتادمین سالگرد صنعت سیمان و بزرگداشت بنیان گذاران و پیشکسوتان این صنعت ، انتشار یادواره صنعت سیمان و چاپ کتابچه سیمان کشور به زبان انگلیسی، تلاش کردگوشه ای از سیمای این صنعت بنیادین را برای مدیران، کارشناسان و کلیه زحمتکشان عرصه کار و تولید را به نمایش گذارد.
در ادامه باید گفت ، اکنون به همت دست اندرکاران صنعت سیمان و صنایع مرتبط در پی یک سال تلاش مستمر همکاران و کارکنان ماهنامه سیمان و کارگاه هنر ، شاهد اولین کتاب راهنمای سیمان هستیم .
شایان ذکر است پنجاهمین سالگرد سیمان در هشتم دی ماه برگزار خواهد شد.
خلاصه ای از سخنان جناب آقای مهندس جلال صفارزاده
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 4:15  توسط میر تورج امجدی  | 

هدر رفتن سرمایه های ملی

هدر رفتن سرمایه های ملی
زیان هاى ناشى از راه اندازى نشدن اسکله بزرگ کاوه در شرایطى که هر ۱۲ دقیقه یک شناور از خلیج فارس عبور مى کند کشور را از درآمدهاى هنگفتى محروم کرده و عواید آن را نصیب شیخ نشین هاى جنوب خلیج فارس مى کند
اجراى این طرح که از سال ۱۳۷۷ با ۲۲ میلیارد تومان سرمایه گذارى آغاز شد، امیدواریهاى زیادى براى رونق اقتصادى قشم ایجاد کرد
بزرگترین اسکله بخش خصوصى که ۱۵ ماه پیش با حضور مسؤولان اقتصادى داخل و خارج کشور به بهره بردارى رسید، به دلیل مشکلات و ناهماهنگى هاى بین بخشى در تعطیلى به سر برده و همچنان خاک مى خورد.
اسکله یکصد هزار تنى کاوه جزیره بزرگ قشم، در آبان ماه سال ۸۲ با حضور سفیران و نمایندگان جمهورى اسلامى ایران در کشورهاى خارجى و با پهلو گرفتن یک کشتى ۲۰ هزار تنى اماراتى در کنار این اسکله، به طور آزمایشى به بهره بردارى رسید.
سید مسلم یگانه خبرنگار روزنامه ایران مشخصات فنی این اسکله را چنین اعلام می کند :
اسکله چندمنظوره کاوه نخستین اسکله بزرگ کشور است که ساخت آن توسط مهندسین ایرانى طراحى و اجرا شده است. محدوده کلى این اسکله که با مشارکت شرکت سرمایه گذارى صنعت نفت و سازمان منطقه آزاد قشم ساخته شده است، در زمینى به عرض ۷۰۰ متر و طول ۹۰۰ متر و مساحت تقریبى ۶۳ هکتار در حد فاصل جاده در «گهان ـ لافت» تا دریا است.
به طور کلى اسکله و پل دسترسى آن از نوع شمع فولادى و عرضه Composite فولادى و بتن آرمه ساخته شده است. احجام کلى کار انجام شده عبارت است از: شمع کوبى ۹‎/۵ کیلومتر، بتن ریزى ۷ هزار متر مکعب، اسکلت فلزى ۲۴۰۰ تن، آرماتوربندى ۱۰۰۰ تن، رنگ آمیزى سطوح فلزى ۲۳ هزار متر مربع و رنگ آمیزى سطوح بتنى ۱۵ هزار متر مربع.
وی همچنین می افزاید، طول پل دسترسى به اسکله حدود ۲۳۰ متر بوده که دو باند عبورى هر یک به عرض ۳‎/۵ متر و یک متر در طرفین پل به عنوان پیاده رو دارد و فاصله ایمن تا گاردریل ها است. طول اسکله ۲۶۱ متر و با احتساب دلفین شرقى ۲۹۰ متر است. بخشى از اسکله داراى عرضه ۲۰‎/۵ متر و در قسمتهایى تا ۳۶ متر اجرا شده است. ساختار سازه اى اسکله نیز از شمع هاى فولادى ۵۶ اینچ با طول ۴۸ متر است که به فواصل ده مترى از یکدیگر در ردیفهاى چهار و هفت تایى در بستر دریا مستقر شده اند. این شمع ها در تراز بالاى خود توسط یک سرشمع بتنى به یکدیگر متصل مى شوند. کل تعداد شمع هاى اسکله ۱۴۱ شمع است.
خانم نصیری مدیر پروژه اکسله کاوه نیز در خصوص توسعه اسکله کاوه گفت: «طرح مطالعاتى براى ساخت بندر کاوه و ایجاد انبارهاى اختصاصى، ترانزیت و پشتیبانى نیز در وسعت ۲۷۰ هکتار در حاشیه اسکله صورت گرفته است که با بهره بردارى از آن و ساخت پل خلیج فارس، بندر کاوه منطقه آزاد قشم به یکى از مناسب ترین مکانها براى تخلیه و بارگیرى کالاها به مقصد دیگر مناطق جهان تبدیل خواهد شد. وى افزود: بندر کاوه از تنگه خوران به بعد، داراى کانال دسترسى اختصاصى براى هدایت کشتى ها به اسکله کاوه است.»
در همین حال ، مهندس فخرالدین انوار، مدیرعامل سازمان منطقه آزاد قشم به آینده اسکله کاوه خوشبین است و مى گوید: بزرگترین و کامل ترین اسکله بخش خصوصى در ایران على رغم تمام مشکلات خود در حال بهره بردارى است و در حال حاضر بخش عمده اى از صادرات جزیره قشم بویژه صادرات سیمان به کشورهاى عربى از اسکله کاوه صورت مى گیرد.
انتظار مى رود مسؤولان کشور براى راه اندازى و فعال کردن هرچه سریعتر بندر و اسکله کاوه گامهاى استوارترى بردارند، چرا که با بهره بردارى از این اسکله، شناورهاى بزرگ امکان پهلوگیرى مستقیم در اسکله هاى ایران را خواهند یافت. این بدان معنى است که شاخص L.D.F در کرانه هاى ایران هم در سمت واردات و هم در صادرات به سطح بالایى گام گذارده و سطح جدیدى از اقتصاد حمل و نقل دریایى را براى کشور به وجود خواهد آورد

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 4:14  توسط میر تورج امجدی  | 

سازه سوپر فریم در ایران

سازه سوپر فریم در ایران
به نقل از سایت خبری ایران بتن ، کلنگ احداث نخستین ساختمان سوپرفریم کشور با حضور وزیرمسکن و شهرسازی در تبریز به زمین زده شد
کلنگ احداث نخستین ساختمان سوپرفریم کشور با حضور وزیرمسکن و شهرسازی در تبریز به زمین زده شد.
این ساختمان در زمینی به مساحت هشت هزار مترمربع در ۳۳ طبقه وبا زیربنای ۴۱ هزار مترمربع در قالب ۱۵۶ واحد مسکونی ساخته می شود که برای احــداث آن یکصد میلیارد ریال هزینه خواهد شد.همچنین مساحت هرطبقه این ساختمان یکهزار مترمربع درنظر گرفته شده است ومدت زمان بهره برداری از آن سی ماه خواهد.تکنولوژی سوپرفریم در ساختمان سازی های بلند مرتبه ضد زلزله بعداز زلزله هولناک ۱۹۹۵ کوبه ژاپن مورد استفاده قرار گرفت که براساس آن ساختار مرکزی ساختمان بر روی غلطکی قرار می گیرد که این غلطک به عنوان زلزله گیر عمل کرده و ایجاد هر نوع لرزش در ساختمان را خنثی می کند
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 4:13  توسط میر تورج امجدی  | 

سبک سازی ساختمان ها

سبک سازی ساختمان ها
مهندسین و معماران سازنده ساختمان در دنیا با استفاده از بتن سبک در قسمت های مختلف بنا با سبک کردن وزن ساختمان به طور مستقیم ( به لحاظ سبکی ویژه این نوع بتن ) و صرفه جویی در مصرف انرژی بطور غیر مستقیم ( به لحاظ عایق بودن این نوع بتن در مقابل سرما و گرما و در نتیجه کاهش میزان مواد سوختی ) , از لحاظ اقتصادی امروزه گام های بلند و مهمی برداشته اند .
خانم مهندس آزاده شفاعی د ر مقاله ای به معرفی فوم بتن ( بتن کفی ) و ذکر خواص ویژه آن پرداخته اند.
ایشان در این مقاله می نویسد: فوم بتن مصالحی است جدید که برای مصارف مختلف در ساختمان بکار می رود.باید اشاره کرد خواص فیزیکی منحصر به فرد این محصول ، آن را بتنی سبک و عایق با مقاومت لازم و کیفیت مطلوب می نماید . این محصول از ترکیب سیمان , ماسه بادی (ماسه نرم ) , آب و فوم ( ماده شیمیائی تولید کننده کف ) تشکیل می شود . ماده کف زا در ضمن اختلاط با آب در دستگاه مخصوص , با سرعت زیادی , حباب های هوا را تولید و تثبیت نموده و کف حاصل که کاملا پایدار می باشد در ضمن اختلاط با ملات سیمان و ماسه بادی در دستگاه مخلوط کن ویژه , خمیری روان تشگیل می دهد که به صورت درجا با در قالب های فلزی یا پلاستیکی قابل استفاده می باشد .لازم به ذکر است این خمیر پس از خشک شدن با توجه به درصد سیمان و ماسه بادی دارای وزن فضایی از 300 الی 1600 کیلو گرم در متر مربع خواهد بود .
گفتنی است ویژگی های عمده فوم بتن را می توان به صورت زیر دسته بندی کرد::
۱-عامل اقتصادی : سبکی وزن با مقاومت مطلوب فوم بتن یا توجه به نوع کاربرد آن , بطور کلی به لحاظ اقتصادی مخارج ساختمان را میزان قابل ملاحظه ای کاهش می دهد
۲- سهولت در حمل و نقل و نصب قطعات پیش ساخته : حمل و نقل قطعات پیش ساخته : حمل و نقل قطعات پیش ساخته با فوم بتن هزینه کمتری را نسبت به قطعات بتنی دربرداشته و نصب قطعات بعلت سبکی آنها . بسیار آسان می باشد
۳- خواص فوق العاده عایق بودن در مقابل گرما , سرما و صدا : فوم بتن به علت پائین بودن وزن مخصوص آن یک عایق موثر در مقابل گرما , سرما و صداست . ضریب انتقال حرارتی فوم بتن بین65 0/0 تا (435/0 k cal / m2 hc می باشد ( ضریب هدایت حرارتی یتن معمولی بین 3/1 تا 7/1 واحد
۴- خصوصیات عالی در مقابل یخ زدگی و فرسایش ناشی از آن و مقاومت در برابر نفوذ رطوبت و آب : نظر به اینکه فوم بتن در قشرهای سطحی دارای تخلخل فراوان می باشد در نتیجه شکاف های موئین و و درزهای کمتری در سطح ایجاد می شود و اگر پوشش فوم بتن با ضخامت کافی مورد استفاده قرار گیرد در مقابل خطر نفوذ باران و رطوبت مقاومت مطلوبی خواهد داشت .
۵- مقاومت فوق العاده در مقابل آتش : مقاومت فوم بتن در مقابل آتش فوق العاده می باشد .
۶- قابل برش بودن : به دلیل قابل برش بودن با اره نجاری و میخ پذیر بودن آن . کارهای سیم کشی و نصب لوازم برقی و تاسیسات خیلی سریع و به راحتی قابل عمل خواهد بود .
شایان ذکر است از کاربرد فوم بتن در ساختمان می توا د به موارئد زیر اشاره کرد:
۱- شیب بندی پشت بام
۲- کف بندی طبقات
۳- بلوک های غیر بار بر سبک
۴- پانل های جدا کننده یکپارچه و نرده های حصاری جهت محوطه و کاربری در موارد خاص

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 4:13  توسط میر تورج امجدی  | 

سنگ روان در خدمت معماری نوین(بتن1)

سنگ روان در خدمت معماری نوین
بتن که میزان تولید آن بالغ بر 8/3 بیلیون مترمکعب در سال تخمین زده می شود، به علت دارا بودن خواص و ویژگی های ممتاز و نیز در دسترس بودن مصالح آن، پس از آب، پرمصرف ترین ماده روی زمین به شمار می رود. بتن در همه جا موجود است و در یکصد سال اخیر، استفاده از آن در ساخت بناهای مسکونی و اداری، پیاده روها، راه ها و جاده ها و نیز انواع مختلف ساختمان های فنی عملکردی از قبیل کارخانه ها، پارکینگ ها، متروها، فرودگاه ها، پل ها، سدها، سیلوها، سازه های دریایی، رآکتورهای اتمی و سازه های مقاوم در برابر انفجارات و زلزله، مقبولیتی همگانی پیدا کرده است.
چنانچه از عنوان این نوشتار برمی آید، بتن یک ماده متناقض است. بتن با اینکه تداعی کننده مفهوم سختی است، لیکن در ابتدای فرآیند اختلاط مواد تشکیل دهنده اش، نرم و روان است؛ اگرچه بتن، بر اساس تعریفی که از آن سراغ داریم، یک ماده پیوندی و چندرگه است که از اختلاط سیمان، آب، ماسه و مصالح دانه ای معدنی از قبیل شن یا سنگریزه به دست می آید، اما معمولا به عنوان یک ماده یکپارچه و دارای شخصیت مستقل در نظر گرفته می شود. بتن شکل ذاتی و طبیعی بخصوصی ندارد و از این رو باید با استفاده از قالب بندی به شکل معینی درآورده شود؛ یعنی شکل و بافت نهایی بتن را قالبی که بتن به درون آن ریخته می شود، تعیین می کند.
بتن می تواند هر رنگ، بافت و طرحی را به خود بگیرد، از این رو شاید بتوان آن را به یک آفتاب پرست تشبیه کرد. رنگ بتن اغلب خاکستری ست، اما از طریق انتخاب سیمان و مصالح دانه ای مناسب یا با استفاده از رنگدانه های شیمیایی می توان به آسانی آن را در رنگ های سفید، قهوه ای یا حتی قرمز روشن تولید کرد. بتن بسته به قالب مورد استفاده در تولید آن، می تواند صاف و ساده یا دارای طرح های دقیق و پیچیده باشد؛ بتن می تواند همچون شیشه صاف باشد یا همچون صخره زمخت و ناصاف. بتن ممکن است بدون پرداخت رها شده یا همچون یک تندیس به دقت روی آن کار شود. در واقع، بتن، با توجه به ویژگی های خاص سطح آن، یک فرآورده واحد نیست، بلکه طیف گسترده ای از مصالح را دربرمی گیرد که از نظر بافت، رنگ و بیان معمارانه از قابلیت های بی شماری برخوردار است.
ترکیب مقاومت فشاری سنگ و مقاومت کششی فولاد در بتن مسلح، سازه های بتنی را قادر به تحمل وزن بسیار زیاد و پوشش دهانه های بزرگ می سازد. از آنجایی که عناصر تشکیل دهنده سازه بتن مسلح می توانند بصورت یک شبکه پیوسته و یکپارچه، به هم بافته شوند، استفاده از بتن مسلح در طراحی سازه، آن را از قابلیت انعطاف پذیری بی نظیری برخوردار می کند. معماران و مهندسان از این ویژگی برای خلق عناصر ساختمانی مختلف، از صفحات بتنی یکپارچه گرفته تا قاب های سازه ای سه بعدی و کنسول های عظیم و مهیب، بهره می گیرند.
بررسی تاریخی کاربرد بتن در معماری نشان می دهد که بتن توسط معماران رومی و صدر مسیحیت مورد استفاده قرار می گرفت، اما در قرون وسطی و رنسانس اغلب بی استفاده ماند، تا آنکه در نیمه دوم قرن نوزدهم بار دیگر، عمدتا برای مصارف معمولی، مورد توجه قرار گرفت، بویژه در مواردی که ساخت ارزان، قابلیت ایجاد دهانه های عریض و نسوز بودن، ضرورت به کارگیری آن را ایجاب می کرد. مسلح کردن بتن نیز که برای این کار میلگردهای فولادی را به منظور استحکام بیشتر در میان بتن قرار می دادند، به دهه 1870 باز می گردد. معماران قرن نوزدهم بعضا به قابلیت های بتن مسلح خیلی اطمینان نداشتند و نسبت به آن بدگمان بودند. بتن در آن زمان یک ماده خیلی جدید به شمار می رفت و ویژگی های آن برای معماران بخوبی قابل درک نبود، زیرا فاقد یک فرم ذاتی و پایدار بود. جالب آنکه این دقیقا همان خصوصیتی است که بتن را برای بسیاری از معماران امروز به وسیله ای امیدوارکننده جهت تحقق ایده هایشان تبدیل می کند.
پدیده بتن در چند سال آخر قرن نوزدهم که معماران سعی کردند سبکی مبتنی بر این مصالح بیابند، آشکارتر شد. در حالی که یکی از طراحان احتمالا چنین استدلال می کرد که ویژگی انعطاف پذیری بتن آن را به ماده ای مناسب برای بیان گرایی هنری در معماری تبدیل می کند، دیگری ممکن بود بر نقش روش قاب و قاب بندی تکیه کند و مدعی ارزش گذاری بر نمونه های پیشین گوتیک یا حتی شیوه های معماری فولاد و شیشه شود. نظریات مشابه مختلفی نیز با توجه به جنبه بیرونی بتن ابراز می شد، بدین معنا که یک معمار، بتن را ماده ای معمولی و پیش پاافتاده و نیازمند پوشانیده شدن با کاشی ها و روکارهای آجری می دانست و دیگری از زیبایی ذاتی آن دم می زد که به همین دلیل باید نمایان می ماند. استفاده گسترده و فراگیر از بتن مسلح در معماری حدودا به نیمه اول قرن بیستم باز می گردد. این ماده جدید به دلیل برخورداری از قابلیت استفاده در بناهای مختلف و نیز فرم پذیری قابل توجهش، در آن زمان در مقیاس وسیع مورد استفاده قرار گرفت و با سرعت شگفت آوری تاثیرات خود را در معماری بر جای گذاشت و بین سالهای 1910 و 1920، تقریبا به علامت مشخصه معماری جدید تبدیل شد. شاید از بسیاری جهات بتوان گفت خردگرایی و بتن مسلح دو عنصری بودند که سرانجام در دوره افتخارآمیز معماری مدرن در دهه 1920 در یکدیگر ادغام شدند؛ معماران خردگرای این دهه که بتن را به لحاظ برآورده کردن نیازهای اساسی چون ارزانی، یکسان سازی، نورپردازی کافی، تهویه گسترده و فضاهای داخلی انعطاف پذیر و نامحدود، ماده ای مناسب یافته بودند، در سطح وسیع آن را مورد استفاده قرار دادند.
آگوست پره مهندس معمار فرانسوی، نخستین کسی ست که بتن مسلح را به عنوان وسیله ای برای بیان مقاصد معماری شناخت و به کار برد. آپارتمان های مسکونی که او با استفاده از قابلیت های هنری بتن مسلح ساخت، منزلت بتن را در عالم معماری افزایش داد. فرانک لویدرایت نیز یکی از معماران برجسته آمریکایی است که در پروژه هایش از قابلیت های این ماده جدید استفاده فراوانی کرده است. ارزانی بتن و قابلیت ایجاد دهانه های عریض با استفاده از آن، باعث روی آوردن او به این ماده شد. علاوه بر این، او با بتن براحتی می توانست به ایده های فضایی خود جامه عمل بپوشاند. رایت به خاطر تاکید هنری و حرفه ای اش بر ماهیت مصالح، سطح بتن را در اغلب کارهایش عاری از پوشش باقی می گذاشت. پتانسیل تقریبا نامحدود بتن جهت خلق فرم ها و سطوح انتزاعی، برخورداری از قابلیت تطابق با شرایط و کارکردهای مختلف و نیز داشتن استحکام بالا، بتن را در حال حاضر به یکی از مصالح پرطرفدار و مورد توجه در میان بسیاری از معماران و مهندسان تبدیل کرده است. بتن به خاطر داشتن خاصیت انعطاف پذیری بالا، آزادی عمل قابل توجهی در اختیار طراحان و معماران قرار می دهد. بتن، همانند خاک رس در دستان یک تندیس گر، برای معماران امکان خلق ساختمان هایی را فراهم می کند که به طور منحصر به فردی گیرا، جالب توجه و از نظر هندسی متهورانه است. فرم ها و ترکیباتی که ساختن آنها پیش از ابداع بتن مسلح، با استفاده از سایر مصالح متداول دشوار یا غیرممکن بود، با استفاده از بتن مسلح اغلب به آسانی قابل دستیابی هستند. به جرات می توان گفت که بدون استفاده از بتن، اجرای برخی از زیباترین و نوآورانه ترین آثار معماری معاصر جهان هرگز قابل تصور و تحقق نبود.
امروزه بتن با گذشت سالها از پیدایش و کاربرد آن به صورت کنونی، دستخوش تحولات و پیشرفت های شگرفی شده است. از زمان شروع استفاده گسترده از بتن مسلح در ساخت وسازها (در بیش از یک قرن قبل)، برخی انگاره های بنیادی درباره خواص این ماده و محدودیت های آن تاکنون با چالش و تردید جدی مواجه نشده بودند، اما در سالهای اخیر، با توجه به پیشرفت علم و تکنولوژی، تحقیقات متعددی روی خواص بتن صورت گرفته و در حال حاضر طیف متنوعی از فرآورده های آن ابداع و به بازار عرضه شده اند که این قبیل انگاره ها را به چالش کشیده و آزادی بیشتری جهت تجربه و ابداع در اختیار معماران و مهندسان قرار داده اند. بر این اساس است که در سالهای اخیر، معماران مختلف در پروژه هایشان برخی از انگاره های غالب درباره فرم معماری و فناوری بتن را به چالش کشیده و رویکرد های جدیدی را در هر دو زمینه ارائه کرده اند. بسیاری از معماران نیز با کاربرد هوشمندانه بتن، از آن به عنوان ابزاری جهت خلق زیبایی در آثارشان بهره جسته اند. البته با توجه به پیشرفت های سریع و روزافزون صنعت بتن در سالهای اخیر، به نظر می رسد در سالهای آینده شاهد استفاده گسترده تری از قابلیت های بتن در عرصه معماری خواهیم بود.
مقاله ای از روزنامه همشهری
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 4:12  توسط میر تورج امجدی  | 

● میدان شهری فضایی فراموش شده...!

میدان شهری فضایی فراموش شده...!

Ali Khiabanian علی خیابانیانمطالعه شهر از دوران کهن، به خصوص شهرهای ایران بعد از اسلام، تا زمانیکه شهرسازی از لحاظ ورود مفاهیم تازه، غریبه و گسستن از ارزش های گذشته خود قرار نگرفته است، گویای آن است که همواره میدان نیز همچون دیگر اندام های موثر و کارکردی، در حیات جاری شهر، حضوری موثر دارد به طوریکه میدان از دوره سلجوقیان به بعد شروع به تثبیت خود کرد و در دوره صفویه به مفاهیم عمیق و کارآمدی در معماری و شهرسازی رسیده و در دوران قاجار به نهایت نقش خود دست یافته است، اما رفته رفته نقش می بازد تا جایی که از سال های میانی دوره پهلوی هویت خود را از دست داده و در دو دهه اخیر نیز در بلاتکلیفی مطلق به سر می برد.

درکی که اکنون از میدان وجود دارد همانی است که در ذهن همگان و به طور یکسان از تقاطع چند خیابان که فضایی در میانه آن برای تفکیک حرکت سواره پدید آمده و با ترکیبی از پوشش گیاهی، آب نما و فواره شکل می گیرد و هیچ ارتباط معقولی با انسان، حرکت انسانی و حضور معنی دار انسان برقرار نمی سازد. میدان بدون حضور موثر و امن انسان و به منظوری معین معنی خارجی ندارد و حضور انسان در این فضای میانی تقاطع ها نه دارای معنی است، نه موثر است و نه امن.
میدان بر حسب ضرورت های مکانی و زمانی نقش و عملکرد های مختلفی به خود گرفته است. گاهی به صورت مکانی برای عرضه کالا بوده و زمانی فضایی حکومتی و دیوانی و یا مذهبی داشته است و در دوران معاصر بسیاری از عملکرد های کلاسیک آن به بنا ها منتقل شده است و به علت وضیعت و موقعیت فعلی، نمی توان عملکرد های گوناگون اجتماعی دوران گذشته را از آن انتظار داشت.
آنچه امروزه در مورد میدان های شهری مطرح است چگونگی فرم، نوع استفاده و پیوند آنها با بافت شهری است؛ در حالی که اکثر میدان های نوساز شهری در ایران فاقد طراحی صحیح برای این ویژگی ها است و تنها از جنبه معماری قابل بررسی است و بیشتر، محوطه ای است که به آن میدان اطلاق می شود و در عمل به اشغال وسایل نقلیه درآمده و به کلی تغییر شکل یافته است. برای میدان ویژگی ها و تعاریف مختلفی را می توان مطرح کرد که در زیر به نمونه هایی از آنها اشاره می کنیم:
- میدان فضایی است با سه بعد کاملا مشخص، دارای محدوده ای معین به داخل و خارج، که کف و بدنه آن از معماری تعریف شده ای برخوردار است. گرچه میدان های جدید و مهمی نیز وجود دارند که فضای شان جزء به جزء طراحی شده ولی دارای بدنه مشخصی نیستند.
- میدان فضایی است عمومی و قابل استفاده برای همگان و این وجه تمایزی است بین یک میدان و فضای باز و اختصاصی یک بنای مسکونی.
- میدان شهری مسقف نیست و همین مورد سالن های بزرگ و مسقف (پاساژ ها) را از آن متمایز کرده است.
- غالبا میدان شهری فضایی است، با سوابق ویژه تاریخی، یادبودها و آثاری از رخدادهای دوران گذشته شهر که چون خاطره ای محترم و مشترک برای شهروندان محسوب می شود.
- میدان، اگر کیفیت اقامت و گذراندن اوقات فراغت در آن مطلوب باشد، با اتبوه جمعیت، آمد و شد مداوم مواجه می شود، که دال بر جاذبه و کشش آن است؛ چنین میدانی از میدان های مورد علاقه مردم خواهد بود.
از دیر باز تاکنون بین طرفداران دو دیدگاه متضاد درباره شهرسازی، بحثی در گرفته است که هنوز نیز ادامه دارد: گروهی از شهرسازان اولویت را به جنبه های هنری شهرسازی داده و بیشتر بر روی فضاهای شهری تاکید می کنند، دسته دیگری اولویت را به جنبه های اجتماعی داده و بیشتر عملکرد فضا را مد نظر دارند. گرچه تاکنون اصول و قوانین بسیاری برای شهرسازی تدوین و تصویب شده و به اجرا در آمده است ولی این قوانین تا کنون نتوانسته است از ساخته های ناهنجار و بی قاعده در شهر ها جلوگیری کند. عکس العملی که در مقابل این ناهنجاری ها مشاهده می شود، نمایاگر علاقمندی بیشتر به فضاهای شهری و بازگشت به ایده ها هنری در شهرسازی است.
اینک با توجه به افزایش اوقات فراغت، فرصت مناسبی به دست آمده است تا با نوسازی میدان های قدیمی و احداث میدان های جدید امکانات مطلوبی برای گذران اوقات فراغت به شهروندان داده شود. نکته مهم اینکه آیا در طرحی که ارایه می شود انتظارها و سلیقه های گروهی مختلف مردم به اندازه کافی رعایت می شود یا خیر؟ و در همین جا تفاوت آشکار بین معماری و طراحی شهری و سایر هنرها به طور مشخص روشن می شود؛ زیرا برای مردم میدان شهری فضایی است که از آن استفاده های مختلفی می شود و این قابلیت در استفاده روزانه مردم از آن مشخص خواهد شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 4:9  توسط میر تورج امجدی  | 

آدمها ....

آدمها ....

آدمها .... آدمهايی که از هنگام تولد شير از پستان تمرّد می نوشند . آدمهايی که خانه های برادرانشان را می سوزانند تا برابری برقرار کنند .... آدمهايی که سايهء خدا را بر روی زمين می يابند و او را سجده می کنند . آدمهايی که خود را سايهء خدا بر روی زمين می دانند .... آدمها .... آدمهايی که در تمام عمر توتم پرستند .... آدمهايی که عروسکهای خيمه شب بازی تماشاخانه های تاريک و سرد و دخمه های کثيف می شوند . آدمهايی که با اشباح و ارواح زندگی می کنند نه با انسانها . آدمها .... آدمهايی که بردگی را بر می گزينند و می انديشند که آزادند و آدمهايی که آزادگيشان را باور نمی کنند و می پندارند زندانی اند .... آدمها .... آدمهایی که می خواهند کر و کور باشند .... آدمها .... آدمهايی که در برابر در بند ماندگان مغرورانه خودنمايی می کنند و در مقابل پادشاهان بزدلانه سر به زير می اندازند .... آدمها .... آدمهايی که قربانگاه و مسلخ خود را نيز مانند قصر شاهانه ای می آرايند و آنهايی که قصر شاهانه شان را کلبهء گدايان حقير می بينند .... زنانی که حجلهء خود را در شب زفاف تنها ميعادگاه می دانند و مردانی که بستر ساير زنها را ميعادگاه خود .... آدمها .... آدمهايی که صحنهء زندگی را ميدان نبرد می دانند و و آدمهايی که عشق را سلاحی برای جنگيدن در اين نبرد .... آدمهايی که طعام از دهان ديگری بر می گيرند تا از همدردی با گرسنگان بگويند .... آدمها .... زنهايی که چون عيسای ناصری را بر بالای صليب می بينند می انگارند مريم مجدليه اند و مردانی که يهودای اسخریوطی را به خاطر جسارتش تحسين می کنند .... آدمها .... آدمهايی که هرگاه از خواب بيدار می شوند می پندارند که خوابهايشان تصويرهای روشن زندگی بوده است .... آدمهايی که خود را با اوراق کتابها کفن پيچ می کنند و زندگان را احمقهايی بيش نمی دانند .... آدمها .... آدمهايی که در محرم هر سال برای تشنگی حسين خون گريه می کنند و امّا بعد خون انسانها را می نوشند تا رفع تشنگی کنند . آدمهايی که سوار بر مرکب غرور همه عمر می تازند و عزيزانشان را زير سم اسبان نخوت از دست می دهند .... آدمها .... آدمهايی مثل من .... آدمها .... آدمهايی مثل تو .

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 4:7  توسط میر تورج امجدی  | 

جنگ !

جنگ !

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 4:2  توسط میر تورج امجدی  | 

عاشقانه ی عاقلانه

عاشقانه ی عاقلانه

چند روز پيش يکی از دوستان که هميشه عقيده داشت من واقعا عاقلانه می نويسم با ترديد نظرم رو دربارهء عشق پرسيد ٬ امروز هم يه لينک بامزّه از خودم ديدم نوشته بود :« کسی که رک و پوست کنده دور احساسش يه ديوار عقل کشيده ولی ... » خب می دونين هم برام جالب بود هم اينکه يه کم حالم گرفته شد . شايد روزی که اسم اينجا رو گذاشتم عاقلانه از روی نوعی لجبازی با خودم بود ( حدود ۹ ماه پيش ) چون می دونستم که اين اسم اصلا برای خوانندهء وبلاگ تحريک کننده نيست ! من خودم اگه يه همچين اسمی می ديدم فکر می کردم صاحب وبلاگ يه آدم گند دماغيه که همش بالای منبره و نصيحت های عقلانی می کنه و عمرا حاضر بودم همچين چرندياتی رو بخونم ! ولی می خواستم عاقل باشم از همون نوعی که ضد عشقه از همون نوعی که مولوی می گه عقل در شرحش چو خر در گل بخفت ... آره می خواستم خر باشم ! حالا هم فکر می کنم که بلد نيستم عاشقانه بنويسم ٬ اگه بخوام به عشق فکر کنم نوشتنم نمياد ! نمی فهمم روابط عاشقانه رو نمی فهم ! احتمالا اين حس خواننده هام درسته ٬ ديگه واقعا تبديل شدم به يه واعظ عاقل نما ! ولی جای اميد هست : واعظان کاين جلوه در محراب و منبر می کنند / چون به خلوت می روند آن کار ديگر می کنند ....

آخه چی بنويسم ؟ راجع به عشقی بنويسم که طرف عاشق يکی دو تا خصيصهء ظاهری يا حتی باطنی معشوق می شه و بعد می بينه که بقيهء چيزا خيلی دارن رو اعصابش راه می رن و با خودش می گه که کمال برای هر کس و در هر سنی ممکنه اتفاق بيفته و چون کمال همونه که اون بهش رسیده ٬ تصميم می گيره طرفش رو متکامل کنه و اونی رو بسازه که تمام و کمال عاشقش باشه و بعد در حين عمليات پاکسازی و اصلاح هر دو طرف متوجه می شن که بابا عشق کيلو چنده ؟ ......... يا اون عشقی که پسره از ترس اينکه دختره حرف ازدواج رو پيش بکشه هيچ وقت رو نمی شه ٬ چون می دونه که تو ايران دخترا زود قضيه رو به ازدواج می کشونن تا از ترشيده شدن نجات پيدا کنن ؟........ يا اون عشقی که اونقدر شديده ! که باعث می شه پسره يه ماشين و موبايل در اختيار دختره بذاره تا هر وقت خواست عشقش در دسترس باشه ؟ ........ يا اون آدمايی که از شانس بدشون معشوق هميشه دوست دختر يا دوست پسر يکی ديگه از آب در مياد و اين بزرگترين ظلم تاريخه که اين تصادف ( آشنايی ) برای اونها اتفاق نيفتاده ؟ .........يا اون عشقی که تنها رابطهء عاشقانه وقتيه که عاشق از زير پنجرهء اتاق معشوقش تو کوچه رد می شه و با تکون پردهء پنجره می فهمه که اون اونجاست ؟ .........يا اون عشقی که اگه روابط فيزيکی رو ازش حذف کنيم هيچی از اون نمی مونه و فقط Sex نگهش می داره چون حرفی برای گفتن وجود نداره ؟ ! .........يا اونی که طرف اونقدر عاشقه که در مقابل تمام اشتباهات معشوقش فقط سکوت می کنه تا اون نرنجه و روزی به خودش مياد که اونقدر رنجيده که ديگه چيزی از عشق نمونده ؟ .......... يا اون عشقی که عاشق می ترسه اگه ابرازش کنه طرف معذّب بشه و تو هچل بيفته ؟ ........ يا اون که غرورش اونقدر از عشق بيشتره که می ترسه اگه ابراز بشه خودش له بشه ؟ .......... يا اونی که خودش فکر می کنه عاشقه ولی نمی دونه چرا اين عشق اينقدر زود اثرش از بين می ره و جاشو به خودخواهی می ده ؟ .....يا اونی که عاشق می شه به شرطی که حق انتخابش زياد باشه و بتونه هر روز عاشق يکی باشه تا يه وقت سردی بر مزاجش نائل نشه و زندگي متنوعش مختل نشه ؟ ......... شما بگين از چه عشقی بنويسم ؟ عشق شيخ صنعان به دختر ترسا ؟٬ عشق مولانا به شمس ؟٬ عشق مجنون به ليلی ؟٬ عشق فرهاد به شيرين ؟٬ عشق مريم مجدليه به مسيح ؟٬ ......... فکر کنم بهتره عاقل باشم ! دوستانی که از نزديک منو ميشناسن راجع به وبلاگم اين مثل رو می گن که : بر عکس نهند نام زنگی کافور !
و من به همين دلخوشم ! که هنوز چو خر در گل نشدم و شما هم زياد جديم نگيريد !!!!!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 4:2  توسط میر تورج امجدی  | 

در میان سنگ و آهن و سیمان

در میان سنگ و آهن و سیمان

معماری از آن رشته های عجیب است ؛ بعضی ها آن را جزئی از رشته های هنری می دانند و بعضی مهندسی ( فنی ) !
البته چیزی که در حال حاضر در ایران ، خصوصا در شهری مثل تهران می بینیم هیچ کدام از اینها نیست . ملغمه ایست از نظرات بساز بفروشها ، مقدار بسیار کمی طراحی های معمارانه ، کپی هایی از معماری های اشل بزرگ اروپایی و امریکایی و اجرای آنها در اشل کوچک شهری ، مد ، که نمی فهمم چطور با این سرعت ، حتی سریعتر از روند تغییر کفش و لباس تغییر می کند و ...
ولی قضیه اینست که فرم و رنگ ساختمانها ، مبلمان شهری ، خیابانها و ...همه بدون اینکه خیلی از ما احساس کنیم تاثیر فراوانی در زندگی روزمرهء ما ، حال و هوا و انرژی ما و منظر بصری ما دارد . مثلا در" فنگ شویی" ، یادمی گیریم با طراحی و چیدمان خانه و محل زندگی و کارمان چطور از انرژی های طبیعت بهترین استفاده را بکنیم و چطور عناصر چهارگانه در هر فضایی می تواند بر روی انرژی ما تاثیر بگذارد و حتی جایگزینی آشپزخانه به عنوان سمبل عنصر آتش و یا حمام به عنوان عنصر آب ، یا حتی حضور مناسب یک گلدان در اتاق چه طور می تواند به تنظیم انرژی های ما کمک کند .
" معماری " هنر است و هنری بسیار جامع هم هست .این را به خاطر خودم نمی گویم و سعی دارم مطلبی بسیار عمومی و غیر تخصصی بنویسم و قصدم هم این نیست که برای بچه های کنکوری تبلیغ این رشته را بکنم !
در صنعت و علوم مهندسی ما با پدیده ای به نام "اتومبیل" سر وکار داریم که در مقیاس کلان تولید می شود و با همهء کاربرانش به طور یکسان برخورد می کند . مثلا کارخانهء " مرسدس بنز " برای انسان استاندارد اتومبيلش را تولید می کند و در نظر نمی گیرد که طرف چاق است یا لاغر و یا قد بلند است یا کوتاه . این " صنعت " است . که استانداردهای آن ثابت است و اگر هنری هم در آن به کار رود مربوط به طراحی های خرد مثل دستگیره و فرم صندلی و فرمان و ...است .
ولی در روند طراحی معماری اگر به طور متداول باشد ، سلیقهء کارفرما ، آب و هوا ، منطقهء بومی ، روانشناسی مردم منطقه و بعضا سایز آدمها در نظر گرفته می شود . یک معمار لزومی ندارد علامهء دهر باشد ولی لازم است که همهء اینها را بداند ، بشناسد و یا لا اقل در نظر بگیرد .
خیلی از معمارها را می شناسم که از این امر عصبانی می شوند و به خاطر اینکه مجبورند مثلا سلیقهء کارفرمای بیشعورشان را رعایت کنند ( نقل قول بود ...) بهشان برمی خورد . ولی قضیه اینست که اگر کسی بتواند هم سلیقهء طرف را تا حدی که حیثیت هنری اش آسیب نبیند رعایت کند ، هم معماری زیبایی ارائه دهد و بتواند کارفرما را متقاعد کند او " هنرمند " است . زیبایی چیزی نیست که با آن مخالفت شود و هیچ عقل سلیمی آن را رد نمی کند . ولی همین زیبایی مکان و زمان را هم در بر دارد . بنایی که در مکزیک با نمای سیمانی و رنگهای تند سبز و سرخابی زیباست در همان جا زیباست و اگر در تهران ساخته شود شبیه کیک تولد می شود .



معماری یک " فرا هنر " است ، چرا که با همهء جنبه های زندگی انسان ارتباط دارد و همهء هنرها را در بر می گیرد . و لزومی ندارد که کسی فقط درس این رشته را خوانده باشد تا بتواند در این زمینه صاحب نظر باشد . ما هر روز راجع به غذا خوردنمان نظر می دهیم ولی الزاما اطلاعاتی در زمینهء تغذیه و میزان کالری ، ویتامین و پروتئین غذاها نداریم . معماری هم غذای ماست که انگار قبول کرده ایم همینطور دهانمان را باز کنیم و دیگران به خوردمان دهند . شهرهای ما زشت و بی اصل و نصب اند . معماری ما یا صرفا فرمالیستی است یا کارکرد را رعایت می کند وانگار نمی تواند هردوی این ها را در خود داشته باشد برای همین هم هست که مردم در محل کارو خانه انرژی از دست می دهند و نمی دانند برای چیست . البته منظورم چیزی خارج از روابط آدمها در طی روز است .
معماری موسیقی مجسم است . معماری عکاسی است چرا که عکس ثبت لحظه است و معماری ثبت لحظه های بیشمار . معماری نقاشی است زیرا مانند نقاشی مناظر بصری ارائه می هد . معماری رقص است ، رقص نور در شیشه های رنگی کوچک ، رقص باد در بادگیرهای یزد ، و رقص آتش در آتشکده های زردشت . معماری سینماست ، چون مانند سینما همهء ابعاد هنر را به اضافهء فضا داراست و فضای معماري خارج از کادر است .
دوستی چند وقت پیش با اعتراض به من گفت که مدت زیادی ست منتظر است تا مطلبی معمارانه از من بخواند و من در جواب گفته بودم که من " معمار " نیستم .
واقعیت امر اینست که من شغلم معماری ست و از این راه پول در می آورم ولی هیچ وقت معماری کردن در یک فضایی اینچنین برایم ارضا کننده نبوده است . من چون تنها راه درآمد برایم اینست هنوز آن را رها نکرده ام و قضیه اینست که معماری ما نا امید کننده است ... معماران زیادی را می شناسم که بعد از گذراندن این دوره ، ابعاد دیگری از وجودشان را کشف کرده اند و هیچ گاه یک " آرشیتکت " نشده اند ...
میرحسین موسوی ( نقاش و نخست وزیر ) ، فیروزه گل محمدی ( تصویرگر ) ، آناهیتا تیموریان ( نقاش و تصویرگر ) ، آلفرد هیچکاک ، پینک فلوید ، تهمینه میلانی ( فیلمساز ) ، همایون ارشادی ( بازیگر ) ، لئونارد کوهن ( خوانندهء محبوب ضد جنگ ) ، محمد علی نجفی ( بازیگر ) ، هومن جاوید ( خواننده ) ، محمد رضا حائری ( نوازنده و البته شهرساز ) و...
شاید معماری برای انسان مدرن و دنیای مدرن و خواسته های نه مدرن و نه سنتی کار بسیار دشواری باشد . ولی قضیه اینست که این انسان قبل از همه چیز نمی داند از فضای جسمانی زندگیش ( وبالطبع فضای ذهنی ) چه می خواهد . انسان امروزی انسان گمگشته و سردرگمی ست که این را به طور وضوح می توان در ابعاد ظاهری مثل معماری و پوشش او دید .
این لینک را ببینید و باز هم بیشتر افسوس بخورید
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 4:1  توسط میر تورج امجدی  | 

• مسابقه معماري شهر آفتاب

مسابقه معماري شهر آفتاب

مسابقه معماري شهر آفتاب به منظور طراحي مركز فرش ايران يا يك چيزي شبيه اين در تبريز براي ثبت نام از شركت كنندگان فراخوان داده است.

داوران اين مسابقه:

آقاي مهندس مهرداد جاويدي نژاد

آقاي مهندس بهروز پاكدامن

آقاي دكتر بيژن صفوي

آقاي مهندس شهروز مدني

آقاي مهندس كورش رفيعي

پروفسور جورج كاتو از انگلستان

آقاي مهندس رم كولهاس

براي ثبت نام به دفتر مجله معماري و ساختمان مراجعه كنيد ...
یک نکته یک روز بیشتر برای دریافت مدارک وقت ندارید. پس بشتابید بشتابید.......... فقط 10000 تومان !!!!!

نکته یک ونیم این مسابقه به شدت بین المللی است. اما مدارک را فقط خودتان یا پیک بادپا می تواند از آدرس ره نگاشت عمران ( همان شرکت تولیدات انبوه لوح فشرده های علمی که می شناسید؟!) بگیرید.
نکته دوم مدارک مسابقه شامل یک پوشه گلبهی مایل به نارنجی است که داخل آن چند برگ توضیح کاملا (تاکید میکنم دقیقا) علمی راجع به فرش ایران است. یک برگ برنامه فیزیکی خیلی خیلی کامل و در نهایت دقت و ذکاوت تهیه شده و یک برگ که کد هر گروه شرگت کننده رویش است (احتمالا جهت آموزش حق کپی رایت) و یک لوح فشرده 150 تومانی که حاوی یک فیلم بسیار آرتیسیتی و کاملا گویا و با سرعت اسلوموشن برای معماران با آی کیو 120 به بالا و یک نقشه کدی از سایت پروژه است.در مجموع مدارک مسابقه به طرزی شگفت آور بسیار کامل و حائز ارزش مادی و معنوی است!!!! ضمنا بشتابید بشتابید که مدارک در روزهای آخر ممکن است تمام شود و شما مجبور شوید در بازار سیاه به قیمت چند برابر بخرید!!!!!
نکته سوم می خواستم از دست اندرکاران این مسابقه بسیار تشکر کنم چون اگه آقای زهادی نبود ما معماران ایرانی که شیفته جمالات و کمالات رم کولهاس هستیم از این نعمت بسیار اثر گذار در معماری مملکتمان محروم می شدیم که او داور از راه دور مسابقه مان باشد.
از استاد مسلم معماری کشورمان هم شایسته است تشکر کنیم که اگر حضور معمارانه او در مجله ساختمان و معماری نبود، مسابقه از هر حیث سطح پایینتری می داشت و داوری ایشان در کنار رم کولهاوس به طور حتم تا سالهای سال در اذهان خیال پرداز جامعه معماری خواهد ماند!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 3:51  توسط میر تورج امجدی  | 

آتلیه معماری لب

آتلیه معماری لب

donaldbates.jpg
آتلیه معماری لب گروه معماری است که از سال 1995 پا به عرصه معماری
اروپا و جهان گذاشت.
پیتر دیویدسن مدیر آتلیه معماری لب در سال 1980 از انستیتو تکنولوژی سیدنی فارغ التحصیل شد. پس از اینکه به لندن مهاجرت کرد، در سال 1981 همکار و دستیار سردبیر مجله بین المللی معمار بود. به مدت یک دهه او به همراه کارهای ژورنالیستی به تدریس در مدارس معماری مختلف از جمله مدرسه معماری AA و مدرسه معماری بارتلت مشغول بود. او در مکانهای مختلف و سمینارهای مختلف به نقد و بررسی موضوعات مختلف معماری می پرداخت. در همین راستا برگزارکننده سمینارهای بسیاری در مدرسه معماری AA بود. در سال 1995 او شرکت دیودسن و همکاران را تاسیس کرد که پس از آن به آتلیه معماری لب تبدیل شد. پیتر می گوید من از سن ده سالگی می خواستم معمار بشوم و مهم نبود از کجا آغاز شود. او به اقتدار در کارش بسیار توجه دارد. هم اکنون منتقد معماری مدعو بسیاری از مدارس معماری است. او به طنین شمرده، لغات جسورانه و هوش و ذکاوتش مشهور است.
دونالد ال بیتس (Donald L. Bates) دیگر مدیر آتلیه معماری لب است. او که در سال 1978 لیسانس معماری اش را از دانشگاه هوتسن گرفت. در سال 1980 مدرک فوق لیسانسش را از آکادمی کرنبروک با راهنمایی دانیل لیبسکیند گذراند. او با دانیل لیبسکیند در برلین به عنوان همکار و شریک کار کرد. در پروژه هایی مانند مسابقه لبه شهر برلین و موزه یهود برلین همکاری داشت. او تا سال 1995 در دانشگاههای مختلف اروپا و آکادمی های غیر انتفاعی مشغول به تدریس بود. بیتس پس از 1995 بیشتر در آتلیه مشغول به کار است و کمتر به تدریس اشتغال دارد.

آتلیه معماری لب، مسیری انتقادی برای طراحی پروژه هایش را طی میکند. در این مسیر آنها به کشف و آشکار کردن پیچیدگی ذاتی در ساختمان و ساخت وساز می پردازند و در طرحهایشان این پیچیدگی را با ایده طراحی مستحکم و مناسب محیط مهار می کنند. آنها معتقدند که معماری ما از دنیای اطرافمان ایده می گیرد. دیویدسن می گوید در تلاش برای نشان دادن عمارت، چیزی جز فرم های تشریفاتی دیده نمی شود. اما معماری درست پس از هندسه و فرم شکل می گیرد. در تجزیه و تحلیل هایی که بواسطه درک ما از جهان صورت می گیرد و با بیانی امروزین آن را به ظهور می رسد. به عنوان مثال برج بابل تصویری مهم از اسطوره شناسی مسیحیان است که در راستای تلاشی واحد برای ساختن سازه ای عظیم، می خواهند به آسمان برسند. اما خدا به این بی حرمتی آنها با خلق زبانی دیگر پاسخ داد. اگر بشر نتواند ارتباطی با ان زبان برقرار کند، پس نباید فکر کند که خدا وظیفه اش را کامل انجام نداده است. اما پس از آن بشر مصر و سمج تصمیم گرفت که با ساختن ایده ال های هندسی با این زبان ارتباطی دگر را بیابد. او بر روی زمین با هندسه و فرمهایش می خواهد به آن زبان نزدیک شود. اما زبان رایج و معاصر به هندسه رسیده است. اما هر چه شناختی کاملتر از جهان هستی وجود داشته باشد، این هندسه به زبان مشترک فطری انسان نزدیکتر خواهد شد.
گروه معماری لب تلاشی هم جانبه برای نزدیک شدن به آن معماری دارد که فراتر از هندسه است و در این راستا آنها با دقت در طبیعت و شناخت آن سعی می نمایند تا هندسه را به معماری نزدیکتر کنند. دیودسن و همکارانش با دقت در نظم، آشفتگی و نوسان در پدیده های طبیعی و زمین و اقلیم، به این نتیجه رسیدند که در هر روندی، از پیچیدگی های موجود در ذات آن مساله به یافتن آن زبان مشترک برسند. به گفته دیویدسن آموختن و درک کردن این الگوها خود علمی جدید با پیچیدگی های فراوان است.
این کار آنها تمرینی است که سبب می شود با وجود قیود و اجبارهای فراوان و توسعه های پیش بینی نشده که در طراحی هر پروژه ای از کوچک تا بزرگ اعمال می شود، کار را آنگونه که شایسته است، اداره کنند. این توانایی نه تنها پذیرفتن تغییر و تحول است، بلکه استفاده از انتقادهایی است که به کار می شود و با کمک آنها می توان جانی دوباره به طرح معماری داد.

لب با سایر رشته ها و گرایش های ساختمان سازی شراکت و همکاری دارد. مهندسان سازه، مهندسان محیط، شرکتهای مدیا و گرافیک و همین طور هنرمندان که در این همکاری ها تمرینات مشترک بسیاری صورت میگیرد. کار این استودیو در واقع نشان دادن موارد مهم و حایز اهمیت هر پروژه و شاخص کردن تفاوت و تمایز آن از دیگر کارها است و لب سعی می کند با تعمق و تفکر به آشکارسازی و تقویت وجه تمایز کارها با هم بسیار اهمیت دهد، تا هر کاری از شخصیت و مبانی خاص خودش پیروی کند، در عین حال که نیازمندیهای پروژه را به نحو شایسته ای پاسخ بگوید. این نحوه پرداختن به طرح برای آتلیه لب مختص پروژه های ویژه نیست، بلکه آنها این شیوه را در تمام کارهایشان اجرا می کنند و هر کاری که در آتلیه طراحی می شود بارها و بارها به نقد گروهی از سوی تمام شاخه های همکار با پروژه گذاشته می شود. شاید نکته برجسته و وجه تمایز این تیم معماری همان نگاه انتقادی آنها به کار معماری است که سبب ایجاد یک آتلیه معماری شده است، نه اینکه صرفا یک شرکت مهندسین مشاور باشد. از جمله کارهای آتلیه معماری لب می توان به موزه بریستل، پارک آزادی، نمایشگاه ب.ام.و.، دانشگاه سیدنی، تایوان جدید، پاریس در2012 و ... در سراسر جهان اشاره نمود.
برای معمار استرالیایی پیتر دیدویسن، کار کردن در چین یک فرصت عالی برای تبادل ایده ها می باشد و او با هدف مباحثه ای منتقدانه، چونانکه خلق و خویش این گونه است، به چین می رود نه اینکه برای او پکن مکانی باشد که معمار غربی بتواند تفکرات و ایده هایش را به آسانی تحمیل کند. او می گوید: " من از این تنوع واقعا خوشحالم." دیوید سن هم اکنون معمار ارشد و مدیر پروژه 170000 مترمربعی سوهو شانگ جو است، پروژه ای چند عملکردی که در مرکز شهر پکن چین واقع شده است. در کشوری که در سالهای اخیر از توسعه شهری موفقی برخوردار شده است.
طراحی آتلیه لب حرکتی یگانه و منحصر به فرد در راستای فعال سازی مرکز شهر پکن می باشد. سوهو چین از بین چندین تیم بین المللی معماری، آتلیه لب را برای توسعه پروژه شانگ جو سوهو انتخاب کرد.
دیوید سن می گوید وقتی شما به چین می آیید. متوجه شهری پر از بی نظمی و پیچیدگی می شوید. در این حالت شما نیاز به مسیری دارید که این پیچیدگی را مهار کند و شما را به آن زبان اصلی نزدیک کند که البته بسیار مشکل است.
او علاقه مندی خاصی در به چالش کشیده شدن قیود و اجبارهای ایده های معماری و رسیدن به راه حلی نو در آن دارد.
سوهو واقع در بخش تجاری مرکزی شهر است که در لبه غربی شریان شمالی- جنوبی این منطقه قرار گرفته است. در حالیکه مقابل آن در لبه شرقی، بخش دیپلماتیک ناحیه مرکزی شکل گرفته است. پلی ارتباط دو بخش مورد نظر را برای توسعه برقرار میکند. این پروژه به احتمال زیاد در سال 2006 به اتمام خواهد رسید. دو برج تقریبا بلند مرتبه با نوار ساختمانی کم ارتفاعی به هم متصل شده اند. این دو برج شامل فضاهای اداری، مسکونی، آتلیه و کارگاهها و همین طور انبار عمودی سوهو می باشد.
دو بخش ساختمانی کم ارتفاع هم که شامل نمایشگاههای تجاری و خرده فروشی ها می باشند، اتصال این دو برج هستند. نمای شیشه ای مجموعه تقسیم بندی متنوع و خاصی دارد. تقسیماتی که از قطعات فراکتالی بزرگ شروع شده و به تقسیمات خرد رسیده است. تقسیمات هندسی اولیه در شب نورپردازی شده و در نتیجه بسیار خود نمایی می کنند. او در مورد فراکتالی بودن نما می گوید: ساختار برگ به درخت ساقه و شاخه هایش مربوط است. همین الگو با مقیاسی متفاوت در نما ها استفاده شده است. طراحی فراکتال به دیویدسن این امکان را داد که به طور غیرمستقیم با طبیعت و معماری و آداب ورسوم مردم ارتباط مناسبی برقرار کند. این یک گزینه برای تعریفی از معماری مورد علاقه اوست.
او می گوید: ما ایده مان را شکل دادیم و آن را در لفافی ناهموار پیچیدیم. در روز و در نور با ظرافت خاصی ساختمان تغییر می کند و جهت خورشید واسطه ای است که نما بسیار متنوع تر از آنچه هست، به نظر برسد.
این کیفیت های فضایی در فضاهای داخلی شانگ جو به اشتراک گذاشته می شوند و همینطور با اندازه و اشکال متنوعی که به شکل های فضاهای خارجی مربوط است، طراحی شده اند. او می گوید ساختمان به سبب انعکاس نورهای مختلف در سوسو زدن می باشد، مانند یک سطح پویا که هر طبقه با طبقه ی دیگر و هر بخش با بخش دیگر متفاوت است.
مجموعه اداری و خرده فروشی ها تصوری است از یک فضای داخلی معاصر و پویا که حجمی هندسی و بلوری آن را که بیش از پنج سطح است، در بر گرفته می گیرد. داخل و خارج ساختمان با یکدیگر و آب وهوای پکن وفق یافته اند. خرد ه فرو شی ها و بخش اداری 167000 متر مربع را شامل می شوند. بخش توسعه شامل 427 مغازه و 270 بخش اداری است. انتظار می رود فروش بخش های مختلف حدود 3.2 میلیون دلار آمریکا برای سوهو سود داشته باشد.
دیویدسن بسیار باهوش است، زیرا پتانسیلی در معماریش قرار داد که ایده هایش را فراتر از عملکرد ساختمان های سوهو بیان کند. او برای بیان ایده هایش از شیوه ای مجذوب کننده که انعکاسی از گفتمان امروزی و معاصر جهانی است، استفاده کرده است.
برای یک استرالیایی کار کردن در چین، به طور قطع ملهم از ایده های منشعب از درک او از فرهنگ چین می باشد.
ایده فراکتال هم به نظر می رسد به الگوی مرسوم اشعه یخ "ice ray" چینی متمایل است که در شیشه ها و پنجره ها گاهی دیده می شود. او می گوید ما تلاش کردیم از همان اشعه یخ استفاده کنیم. البته تلاش ما بیشتر برای استفاده ای مدرن از آن الگوی قدیمی بود.
او می گوید: امیدوارم که با استفاده مدرن از الگویی سنتی، بتوان نشان داد که کارکردن در چین یک تبادل فکر است نه اینکه تحمیل فکر به چینی ها باشد.
بیشتر ساختمانهایی که در پکن ساخته شده یا قرار است ساخته شود با سبکی درون گرا شکل گرفته است و دوری جستن از خیابان برایشان یک اصل به شمار می رود. اما این ساختمان بر خلاف عملکرد کاملا درونگرایش فرمی برونگرا دارد. هر چند که او اقلیم پکن را شناخته است و میداند که نیاز به فضاهای درونگرا دارد. اما می گوید ما تلاش کردیم که مطمئن شویم ساختمان با خیابان ارتباط مناسبی دارد و هر چه بیشتر ساختمان را به خیابان نزدیک کردیم تا این دو با هم تلفیق شوند.
زیرا دیویدسن اعتقاد دارد که شهر تشکیل شده از فضاهایی که ما بین ساختمانها خلق می شوند، یعنی فضاهایی که اتصال ساختمان ها را به عنوان یک کل واحد به مثابه شهر تعریف می کنند. مشکلی که به نظر دیویدسن در پکن وجود دارد از هم گسیختگی ساختمانها و خیابانها است. او می گوید در آمریکا نسبت بین خیابانها و ساختمانها تقریبا برابر است و در جاهایی تراکم بسیار بالایی هم وجود دارد. اما در پکن فاصله خیابانها از ساختمان ها بسیار زیاد است و ارتباط و تعامل کمی میان ساختمان و شهر برقرار می شود.
در نهایت شخصیت انتقادی دیویدسن در کار چین هم تاثیر گذار بوده است. زیرا بر خلاف معمارانی که هم اکنون در چین در حال طراحی هستند؛ مانند هرتزوگ-دمورن، آروپ، گروه تحقیقات و طراحی چین و ... با آموزه های سنتی چین منتقدانه برخورد می کند و نتایج تفکراتش را در کار شانگ جو سوهو می توان دید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 3:47  توسط میر تورج امجدی  | 

دیدنی‌های شهرستان نور

دیدنی‌های شهرستان نور
شهرستان نور از شمال به درياي مازندران، از مشرق به شهرستان‌هاي محمودآباد و آمل، از جنوب از طريق كندوان و قله دماوند به استان تهران و از غرب به شهرستان نوشهر محدود است و 5/3 درصد جمعيت استان را در خود جاي داده است.

نور كه تا چند سال قبل سولده ناميده مي‌شد از شهرهاي مهم رستمدار بخشي ميان رويان و مازندران است. اين شهر داراي دو منطقه سردسيري و گرمسيري با بلوكات بسيار است كه مهمترين آنها بالاده ناميده مي‌شود.

شهرستان نور به لحاظ توسعه صنعتي و گردشگري شرايط ممتازي در استان دارد و محصول غالب كشاورزي منطقه، برنج است.

نور داراي آثار تاريخي و ديدني بسياري از جمله قلعه پولاد بلده، بقعه متبركه آقا شاه بالو زاهد، بقعه متبركه جمشيد كيا سلطان، خانه نيما در بلده، پل خشتي نور، تكيه تاكر، روستاي ناتل، امامزاده احمد در بلده، كاخ تميشان، سواحل زيبا، پارك جنگلي، آبشار آب پري، آب گرم معدني لاويج (بلده)، فيل سنگي (بلده)، مسجد جامع بلده، غار كهو و كاروانسراي زمستاني يالو است.

پارك جنگلي نور: در شرق شهر نور قرار دارد که با مساحتی حدود 4000 هکتار بزرگترين پارک جنگلی خاورميانه است وجود سبزه‌زارهایی در زير درختان، رستوران زيبا در ميان انبوه درختان سر به فلک كشيده، آلاچيق‌های متعدد چوبی، پارک کودک، مسجد، سرويس‌های بهداشتی، زمين‌های ورزشی فوتبال و واليبال و ... مسافران را مشتاق گذراندن اوقات فراغت در آن كرده است.

پارک جنگلی کشپل: اين پارك در غرب شهر چمستان در کنار رودخانه زيباي لاويج واقع است که به دليل وجود چشمه‌سارهای متعدد و سالم‌سازی آن درختان انبوه و تنومند پهن برگ ،پارک کودک و ... مکان مناسبی برای تفريح و استراحت مسافران به شمار مي‌آيد.

آب بندان نور: در جنوب غربی شهر و بخش شمال شرقی روستای عباسا واقع است اين آب بندان علاوه بر تامين نياز آبياری زمين‌های کشاورزی هر ساله در فصول مختلف سال پذيراي تعداد زيادی از پرندگان مهاجر است که هر کدام جلوه خاصی به آن مي‌بخشند.

خشت پل: در روی رودخانه لاويج رود شهرستان نور در ضلع جنوبی مسجد جامع شهر واقع شده و از بناهای دوران ميرزا آقا خان نوری محسوب مي‌شود كه تنها طاق مرکزی آن باقی مانده است.

آبشار آبپری: آبشار طبيعي آبپری با نام محلی "پری او " در مسير جاده ييلاقی رويان به گلندرود جاده سياه‌سنگ قرار دارد که جريان آب بر روی دامنه سنگي و وجود درختان در حاشيه بر زيبايي چشم‌انداز آن افزوده است.

آبشار حرم آب: با نام محلی حرم او در بيشتر فصول سال دارای آب بوده و در مسير جاده رويان -کپ در نزديكي دوراهي دونکوه (مسير جاده سياه سنگ) قرار دارد و بسيار ديدني و دل‌انگیز است.

قله سوردار: اين قله در جنوب شهر نور با ارتفاعی حدود 2000 متر کاملا مسلط بر مناطق جلگه‌اي است که در روزهای آفتابی و صاف چشم‌انداز زيباتري را از مناطق روستايي و شهری پايين دست و سواحل نور ایجاد می‌کند.

اليمالات: در مسير جاده ارتباطی نور به چمستان در جنوب دو راهی روستای کارگر کلا در بين درختان انبوه و سر به فلک كشيده قرار دارد و چشم‌انداز بسيار زيبايي را ايجاد كرده است.

آبادي يوش: اين آبادی از توابع بخش بلده و در مسير جاده ارتباطی بلده به جاده کندوان واقع است. بافت معماری سنتی، اقليم خشک و کوهستانی و وجود آرامگاه نيما شاعر نوپرداز فارسی، در آن، بر جاذبه‌های ديدني اين روستا افزوده است.

بقعه سلطان احمد: اين بقعه در حاشيه شرقی شهر بلده قرار دارد و دومين بنای مرتفع شهرستان نور است. گنبد آن از داخل داراي نقش شيری است که ماری به دور آن حلقه زده است.

بقعه آقا شاه بالو زاهد: در مسير جاده چمستان به آمل در روستای آهودشت شهريار قرار دارد. شاه بالو عارف، استاد شيخ آملی است که وی مرشد شيخ حسن جوری از رهبران مذهبي سربداران به شمار مي‌آيد. آقا شاه بالو در اواخر قرم هفتم و اوايل قرن هشتم مي‌زيسته است.

پولاد: در شهر بلده واقع شده که نام ديگر آن قلعه نور است. پولاد از اقلاع مهم رويان و رستمدار قديم نور و کجور و پايگاه مهم پادوسبانان در سال‌های 22 تا 1006 هجری بوده است.






نسخه قابل چاپ
ارسال برای دوستان
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 3:32  توسط میر تورج امجدی  | 

نور در معماری و معماری داخلی

نور در معماری و معماری داخلی ۸۴/۳/۲۳ - ۱۴:۵۸ - آسیا - نسیم چیت‌سازان - نسیم ایران‌منش در معماری برای تاكید بیشتر بر روی برخی از بخش‌های نما می‌توان از نور طبیعی بهره جست بدین گونه كه با ایجاد برآمدگی‌ها و فرورفتگی‌هایی بر روی محل مورد نظر، سایه‌هایی در بخش‌هایی از نما ایجاد نمود كه تاكیدی بر روی بخش مذكور باشند. برای مثال به منظور كشیده‌تر نمایش دادن ارتفاع یك حجم می‌توان با ایجاد برآمدگی‌هایی باریك و بلند سایه‌های عمود و طویل ایجاد كرد تا نما كشیده‌تر به نظر آید و یا اینكه برای نمایش بخش‌های شاخص بنا همانند ورودی‌ها می‌توان با ایجاد حفره‌هایی عمیق بر روی حجم، بخش‌های مورد نظر را با سایه مشخص نمود. از روش‌های دیگری كه كاربرد پوشاندن سطوح یكپارچه نما با عناصر همسان و برجسته می‌باشد كه منجر به ایجاد بافتی مركب از نور و سایه است كه در این گونه بناها، سایه به عنوان عنصری مهم در طرح نماد دخیل می‌باشد. استفاده از مصالح متنوع در كنار یكدیگر كه دارای خاصیت انعكاسی متفاوتی باشند نیز می‌تواند جلوه‌های خاصی در نما ایجاد كند. برای مثال به منظور تاكید بر روی بخش‌هایی از نما می‌توان آنها را با پوشش‌های فلزی آراست و در سایر سطوح از مصالحی با خاصیت انعكاسی كمتر استفاده نمود. بدین ترتیب در اثر انعكاس شدید حاصل از برخورد نور به سطوح فلزی، بخش‌های مورد نظر مهمتر جلوه می‌كنند. نور و فضاهای داخلی نور طبیعی یكی از عناصری است كه در تغییر ماهیت فضای داخلی بنا تاثیر بسزایی دارد. ما می‌توانیم‌نور را به گونه‌ای بارز و مشخص داخل بنا هدایت كرده و بدین ترتیب با ایجاد عرصه‌هایی از نور و تاریكی، فضای یكپارچه را بدون استفاده از عناصر و مصالح جداكننده به بخش‌های مجزا تقسیم كنیم. روش دیگر استفاده از نور، برای شدت بخشیدن به هدفی مانند مرتفع نشان دادن فضاست. برای مثال در معبد پانتئون نوری كه از نورگیر موجود در مركز گنبد معبد به درون می‌تابد فضای تاریكتر داخلی را از لحاظ عمودی كشیده‌تر نشان می‌دهد. همانگونه كه می‌دانیم نور در تاریكی حامل پیام‌ها و اشاراتی برای انسان است. از این خاصیت می‌توان در مشخص نمودن مسیرهای ورودی و خروجی مربوط به فضاهای تاریك و عاری از نور داخلی بهره گرفت. بدین ترتیب كه فرد در یك محیط نیمه تاریك با مشاهده یك منبع نور در محل ورودی كه در حكم راهنما است می‌تواند مسیر حركت و موقعیت خود را در فضای داخلی شناسایی كند. از نور برای القای حسی خاص در انسان نیز می‌توان استفاده كرد. برای مثال فضایی كه با نور ضعیف مزین شده باشد می‌تواند نوعی حالت خلسه در انسان ایجاد كند. از این رو در بسیاری از آرامگاه‌ها و یا بناهای مذهبی می‌توانیم شاهد تابش شعاع‌های خفیف‌تر به درون فضای تاریك داخلی باشیم. نور و فضاهای شهری نور در ساعات متفاوت روز جلوه‌های گوناگونی به فضاهای شهری می‌دهد. در گذشته عنصر نور برای ایجاد تنوع در فضاهای شهری كاربرد فراوان داشت. برای مثال از آنجا كه رنگ سفید، نور آسمان را در خود منعكس كرده و هاله‌ای از رنگ آن را در برمی‌گیرد، برخی از بناهای بزرگ شهری و یا بافت كلی یك روستا را سفید رنگ می‌ساختند تا بدین ترتیب با توجه به رنگ آسمان كه از طلوع آفتاب تا غروب، رنگ‌های متنوعی از جمله زردملایم، آبی روشن، نارنجی و ... را به خود می‌گیرد بافت شهر یا روستان نیز دستخوش تغییر و تحول شده و جلوه‌های ملایم رنگی متنوعی را در برگیرد. روش دیگر این بود كه با سرپوشیده كردن بخش‌هایی از كوچه و مسیرهای شهری نوعی بازی پیوسته نور و سایه در آنها به وجود می‌آوردند و بدین وسیله برای رهگذران به گونه‌ای تنوع در مسیر ایجاد كرده و حس طولانی و كسل‌كننده بودن راه را در فرد از بین می‌بردند. در برخی از بخش‌های شهر نیز با ساختن رواق و ایجاد یك هارمونی تاریك و روشن توسط سایه و نور در فضای تحت پوشش آن نوعی تنوع در فضا پدید می‌آوردند. در بازارهای ایران نورگیرهای سقفی، مسیر حركت را در فضای تنگ‌و تاریك راسته بازار مشخص می‌كنند ضمن آنكه دالان‌های مستقیم كه از یك سمت به راسته بازار متصل بوده و ازسمت دیگر به فضای باز خارجی منتهی می‌شوند در تاریكی مسیر بازار توسط شعاع‌های تابیده شده نور به درون دالان افراد را به سمت مسیر خروج از راسته بازار هدایت می‌كنند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 3:25  توسط میر تورج امجدی  | 

تغيير تاريخ آزمون كارشناسي ارشد دانشگاهها

تغيير تاريخ آزمون كارشناسي ارشد دانشگاهها

معاون سازمان سنجش آموزش كشور با اعلام تغيير تاريخ برگزاري آزمون گفت: آزمون كارشناسي ارشد دانشگاهها امسال طي روزهاي 17، 18 ، 19 و 20 بهمن ماه برگزار مي‌شود.

دكتر حسين توكلي، در گفت‌وگو با خبرنگار صنفي آموزشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا(، با اعلام اين خبر، درباره چگونگي ثبت‌نام در اين دوره گفت:‌ ثبت‌نام اين دوره‌ از آزمون كارشناسي ارشد تنها از طريق اينترنت امكان پذير است، به عبارت ديگر داوطلبان امسال تنها از طريق كامپيوتر و اينترنت مي‌توانند نسبت به ثبت نام در آزمون كارشناسي ارشد دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالي كشور اقدام كنند.

دكتر توكلي در خاتمه گفت:‌ اطلاعيه سازمان سنجش در رابطه با تاريخ و نحوه ثبت نام از متقاضياني كه از طريق اينترنت انجام مي‌شود در نشريه پيك سنجش روزدوشنبه 17 مهرماه منتشر مي‌شود.

امير مرادی

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 3:23  توسط میر تورج امجدی  | 

تفسير معبد آمون

تفسير معبد آمون

از موارد شك بر انگيز اين بنا اين است كه براي نمايش قدرت از ستونهاي بزرگ در سرسراي آن استفاده شده. نوع معماري اين ساختمان كه با آن ستون هاي ايستاده اش جنگل را در ذهن انسان تداعي مي كند ريشه در معماري يونانيان دارد. جايي كه جشنواره و ميهمانيهاي رسمي و عبادات آنجا انجام مي شد. جايي كه فقط پادشاهان و پرنسس ها حق ورود داشتند (معابد مصري محلي براي اين گونه تجمعات گروهي نداشتند). محلي در وسط معبد كه راه ورود به جهان ديگر را نشان مي داد.

بناي آمون در زمان رامسس دوم (d. 1225 B. C.) به پايان رسيده و و بعد از هزار سال هنوز در بهترين شرايط به زندگي دراز خود ادامه مي دهد. محدوده اين معبد با 134 ستون در حياطي با 338 فوت طول و170 فوت عرض مشخص مي شود.

ستونهاي مشخص كننده راهرو وسط69 فوت ارتفاع دارند در حالي كه بقيه آنها42 فوت هستند، اين اختلاف ارتفاع با سنگهاي مشبك و تعدادي پنجره بام پر شده است. ستونها و آثاري كه روي آنها حكاكي شده تقريبا دست نخورده باقي مانده و مي تواند درتاريكي سحر بيننده را مجذوب خود كند.

بله، ما حتي امروز نيز به اين ستونها تعزيم مي كنيم.

معماري اين چنين تالارهاي غول آسايي كار ساده اي نيست و بسيا كم ياب است.

از G.E Kidder Smith . كتاب نگاه يك معمار صفحه 14.

مشخصات

134 ستون

388 فوت طول

170 فوت عرض

داراي يك سرسرا با ستونهاي 69 و 42 فوتي

منابع

چشمه اي در معبد آمون

هوارد ديويس: جمع آوري عكس ها

سر بانيستر فلچر: كتاب تاريخ معماري 1987

جي اي كيدر اسميت: كتاب نگاه يك معمار صفحه

جان جوليوس نورويچ: كتاب ميماري يوناني در جهان

كوين متيوس: طراح سي دس

منبع:http://www.memaran.ir

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 3:21  توسط میر تورج امجدی  | 

معماری غیر خطی ,معماری سیال

معماری غیر خطی ,معماری سیال

معماری غیر خطی ,معماری سیال

در دو دهه اخیر شا هد گرایش تعدادی از معماران به سبک خاصی از طراحی هستیم که از ان با عنوان معماری غیر خطی یا معماری سیال نام برده می شود فرمهای دارای معماری غیر خطی عمو ما دارای سه مشخصه زیر می باشند:

1- دارای فرم توپولوژ یک هستند به عبارت دیگر برای بررسی فرم انها باید از اصول توپولوژی استفاده کرد ]توپولوژی شاخهای از ریاضیات است که قوانین حاکم بر شکلها و حجم ها را مورد بررسی قرار می دهد[ اجسام مورد مطالعه در این علم تنها اشکال کلاسیک ومتعارف مانند صفحه کره رویه معمو لی نیستند بلکه همه اشکال معمولی را میتوان مورد مطالعه قرار داد شکلهایی مثل قوری ,کوزه,شکل حاصل از تقاطع چند خیابان و......

در توپو لوژی حالتهای مختلفی را می توان برای یک شکل متصور شد و در هر لحظه می توان اینحالتها را تعریف کرد مثلا اگر فرض شود پروژه معروف موزه گوگنهایم اثر ]فرانک گه ری[شکل یک کاغذ مچاله شده را به معرض نمایش میگذارد توپولوژی بیان میکند که این سطح مچاله شده همان مربع مستطیل یک کاغذ صاف است و می توا ن ارتباط بین این دو حالت از کاغذ را با فرمول های ریاضی بیان کرد .

2- دراین پروژه ها از ا دوات الکترونیکی و ارتباطی درمقیاس بسیار گسترده ای استفاده می شود به طوری که وقتی فرد به داخل یکی از ساختمان ها وارد می شود احساس میکند در یک دنیای مجازی وارد شده است مثلا با دست زدن به دیواره نازک یکنمایشگاه تصاویر مختلفی در ان ایجاد می شود یا بسته به وضعیت رفتاری افراد داخل ساختمان وتعداد انها ]که توسط سنسور های الکتریکی کنترل می شوند [موزیک مناسبی انتخاب و پخش می شود

3- در طراحی همه این پروژه ها از نرم افزارهای پیشرفته سه بعدی سازی و ایجاد انیمیشن در مقیاسی گسترده استفاده می شود به گونه ای که بدون این نرم افزار ها طراحی ساخت و اجرای این سا ختمان ها غیر ممکن است . قضاوت کردن در موردمعماری غیر خطی بسیار مشکل است واین پرسش معروف که ایا معماری نوعی هنر است یا بر طرف کننده نیاز های انسان و دارای مقیاس انسانی ؟ در مورد معماری غیر خطی نیز مطرح است .کاربرد فناوری های پیچیده درداخل این گونه ساختما نها و نیاز به ابداع روشهای جدید برای ساخت و تکمیل انها به گونه ای است که انها را بیشتر به صورت تجسم فناوری امروز ی و نماد پیشرفت بشر در ابداع ساز و کار های پیچیده در اورده است تا نمایی از یک معماری انسانی .

مسلما فرم هر یک از این ساختمانها فریبنده و جذاب است و هر یک از انها می تواند به معرو فیت مکانی که در ان احداث شده منجر و حتی با عث جذب درامد های توریستی شود . ولی موضوع بسیار مهم مدت زمان محدودی است که استفاده کننده گان از این گونه ساختمان ها در ان به سر میبرند . چنین ساختمانهایی معمولا نمایشگاه ,ترمینال,بانک هستند که حضور در مجاورت و داخل انها برای مدت زمانی محدود هیجان انگیز و دلنشین است ولی کسی نمیتواند در دراز مدت در داخل ان احساس ارامش کند . بنابر این استفاده از این شیوه طراحی و به کار بردن فرم ها و خم ها ی پیچیده و نا مانوس در پروژ هها ی معمو لی که امروزه در سطح دنیا با ب شده است در همه جا جوابگو نیست و چه بسا به نوعی ضد تبلیغ برای طراح تبدیل شود . مسئله بسیار مهم دیگر سیستم های سازه ای مورد استفاده برای بر پایی طرحهای غیر خطی است سیستم های سازه ای کلاسیک موجود با معماری غیر خطی نا متجانس هستند و از ان فا صله دارند .

از دهه نود میلادی به این طرف شاهد ظهور فرم های عجیب قارچی شکل روی صفحات مجلات معتبر معماری هستیم فرمهایی که معماری دیکانستراکشن]ساختار شکن[ که زمانی سر و صدای زیادی به پا کرده بود در مقابل ان به یک اسباب بازی میماند و انسان با مشاهده ان از خود می پرسد :ایا این واقعا معماری به حساب می اید ؟

به نظر میرسد معماران از ناشناخته ترین تا مشهور ترین انها دچار این اپید می واگیر شده اند واز معماران جوان گرفته تا افرادی نظیر فیلیپ جانسون همگی با استفاده از نرم افزار های گرا فیکی و کامپیو تری مشغول خلق حجمهای حباب مانند و توپولوژیک هستند . منتقدان معماری نظر چندان خوشی نسبت به این نوع معماریندارند و معمولا از ان به عنوان ]سیب زمینی[ یا ]معماری ا بکی [ نام میبرند .

شاید هنوز زود با شد که بتوان از معماری غیر خطی به عنوان یک سبک یا روش در معماری نام برد به احتمال زیاد معماری غیر خطی تنها یک مد گذراست و طراحی و ساخت ان به اندازه ای مشکل است که شاید نتوان در دراز مدت ان را ادامه داد . حقیقتا چه عاملی باعث ظهور این گونه معماری شده است؟

جمیلا پیشه ور مجله معمار 35 www.archcenter.ru

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 3:19  توسط میر تورج امجدی  | 

همه چيز درباره گنبد:

همه چيز درباره گنبد:

پوشش گنبد در ايران پييشنه ای ديرينه دارد . کمبود چوبهای استوار و کشيده که در حقيقت عنصر اصـلی پوشش تخت است ، سبب شده است که پوشش سغ sagh
و گنبد روايی پيدا کند و بخصوص در دهانه های وسيع ترجای پوشش تحت را بگيرد . قديميترين شکل های منحنی در پوشش زيرين چغازنبيل متعلق به هزاره دوم ديده شده است
.
با وقفه طولانی در دوران هخامنشی معماری درخشانی با پوشش مرتفع و مسطح در اوج قدرت و کارائی جلوه دارد ولی چه قبل و چه بعد از آن بعلت فراهم نبودن شرايط خاص اقتصادی در اين دوران آوردن چوب سدر از جبل عامل و ساج از گنداره هميشه ميسر نبوده و در جنگل ها و جلگه های اين سرزمين هم چوب مناسب پوشش پرورش نمی يافته است لذا طاقهای منحنی و گنبد جای اصلی خود را به عنوان يک پديده ساختاری و اقليمی در معماری ايران به آسانی پيدا می کنند
.
در متون موجود ، ديرينه ترين گنبدی که به آن اشاره می شود مربوط به دوران اشکانی و اوايل ساسانی است . اين گنبد در شهر فيروز آباد و به قطر 10/16 متر بنا شده است . چنانچه ابن البلخی در توصيف شهر فيروز آباد و گنبدی که در ميانه شهر برپا شده می گويد : اردشير شهر فيروزآباد ، که اکنون هست بنا کرد و شکل آن مدور است چنانک دايره پرگار باشد . در ميان شهر آنجا که مثلاً نقطه پرگار باشد دکة انباشته برآورده است و نام آن ايوان کرده و عرب آنرا طربال گويند و بر سر آن دکه سايها ساخته و در ميان گاه آن گنبدی عظيم برآورده و آنرا گنبد کيرمان گويند و طول چهار ديوار اين گنبد تا زير قبه آن هفتاد و پنج گز است و اين ديوارها از سنگ خارا برآورده است و پس قبه عظيم از آجر بر سر آن نهاده و آب از يک فرسنگ از سر کوه رانده و به فواره بر اين سر بالا آورده و دو غدير است که يکی بوم پير گويند و ديگر بوم جوان و بر هر غديری آتشگاهی کرده است
.
در دوران ساسانی گنبدسازی آنچنان رواج می گيرد و تکامل می يابد که از آن پس تا امروز پوشش گنبدی از نظر ساخت و افزير بصورت الگو و دستور العمل کلی مورد بهره برداری قرار می گيرد
.
روش گنبدسازی چه در دوران ساسانی چه در دورة اسلامی آنچنان با استفاده از نظم دقيق رياضی در شکل بندی و ساختمان و با کاربست شيوه های صحيح صورت می گيرد که در همه انواع ، گنبدها بدون احتياج به گاه بست و کالبد و قالب در برابر همه نيروهای فشاری و رانشی به خوبی مقاومت می کنند ، گرچه در گوشه سازيها از اوايل دوران اسلامی تاکنون تحولاتی چند صورت گرفته است اما روش گنبدسازی در ايران همواره ويژگی اجرائی و فرهنگی خاص خود را دنبال کرده است . آنچه قابل ذکر است آنکه اين ويژگی چه در شکل چه در اجرا ( نداشتن قالب ) آنرا با گنبدهای مشرق زمين همواره متفاوف می کند
.

تعريف هندسي گنبد:

در تعريف هندسی ، گنبد مکان هندسی نقاطی است که از دوران چِفدی مشخص حول يک محور قائم به وجود می آيد . اما در زبان معماری : گنبد پوششی است که بر روی زمينه ای گرد برپا شود .
گنبد از سه قسمت تشکيل شده است
:
1ـ گنبد خانه يعنی زمينه گنبد

2ـ بَشن = هيکل يعنی قسمتی که روی زمينه ته رنگ به صورت مکعب بالا می آيد و يک يا دو طرف آن باز است ( در گنبدهای قبل از اسلام هر چهار طرف به دهانه های باز منتهی می شد
. )
3ـ چپيره = جمع شده

از آنجائيکه در معماری ايرانی به ندرت به ته رنگ گرد بر می خوريم و معمولاً قسمت انتهائی بشن به شکل ، مربع و گاهی مستطيل است با چپيره کردن آنرا تبديل به دايره می کنند بعد گنبد روی آن سوار می شود . به همين دليل مرحله چپيره شدن در گنبدسازی شايان توجه است زيرا امکان داشتن زمينه گرد است که اجرای نهايی پوشش گنبد را ميسر می سازد
.
معمولاً در نقشه هائی که پوشش به صورت گنبد طراحی می شود زمينه را به شکل مربع در نظر می گيرند تا به سادگی بتوان آنرا تبديل به 8 و 16 و 32 و بالاخره دايره کرد
.
گنبد سازی در ايران به ندرت روی زمينه مستطيل نزديک به مربع هم اجرا شده است در اين صورت مستطيل تبديل به 6 و 12 و سپس بيضی نزديک به دايره می شود و گنبد روی بيضی قرار می گيرد . به اين نوع گنبد که مقطع افقی آن به جای دايره بيضی است کمبيزه گفته اند . از نمونه های اين نوع گنبد با ته رنگ بيضی مسجد حاج رجبعلی تهران و امامزاده زيد بن علی در ورامين قابل ذکرند .

جدي ساروي

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 3:18  توسط میر تورج امجدی  | 

نور در معماری1

*بيودواين در يوجي Byodo-in, Uji

*تاريخچه

يكي از معدود بناهاي باقي مانده در عصر هِيان، بناي بيودو اين واقع در يوجي بوده كه در چند مايلي جنوبِ كيوتو واقع گشته است. در اوايل قرن يازدهم، فوجي وارا نوميچيناگا، يك ويلاي روستايي را در اين مكان ساخت و در سال 1052، پسرش يوري ميچي با اضافه كردن يك نوع آميدا چاپل پر طول و تفصيل مشرف به باغ درياچه كه تركيبي از هنر معماري و همچنين زيبايي طبيعي بوده و بهشت آميدا بودا را در غرب زنده نموده، اين بناها را مجدداً مدل قرار داده است ديگر باغهاي معروفِ «پيورلند» (زمين پاك) بنام سايهوجي، در اصل يك باغ آميدا بوده پيش از اينكه موسو سوسِكي، اين منطقه را به زن (گونة ژاپني مذهب بودايي) مبدل نموده و همچنين معبد جوروري جي در نزديكي نارا نيز يكي ديگر از مجموعههاي آميدا مسحوب گشته، اما بيودي اين، محبوبترين بنا محسوب ميگردد. از ميان اين نوع داراييهاي اصلي، فقط چاپل، سالن معروف فونيكس يا بقاياي هود و همچنين باغ مشرف به جنوب تنها يك ساية ضعيف از آنچه تلقي گشته كه زماني ميبايست باشد. بررسيهاي اخير و جديد نشان ميدهند كه اين نوع بركه زماني وسيعترتراز حد امروزي بوده و اينكه بناي بيودو اين و جزيرة متعلق به آن در چند مسافتي ساحل و در غرب واقع گشته است. اما هم كناري معماري و باغ لااقل تصوراتي را در اختيارمان قرار داده مبني بر اينكه ويلاهاي بزرگ عصر هيان و همچنين باغهاي آن چگونه پيدايش و ظاهر گرديده است. سبك معماري بيودو اين در چين همانطوريكه مناسب يك ساختمان مذهبي طرح گشته و نيز طراحي مربوط به اين نوع ويلا سادهتر و كم قرينهدارتر تلقي گشته ولي مجموعة كوريدورهاي داراي تاق كه به عمارت كلاه فرنگي منتهي گشته و مشرف به يك بركة بزرگ بوده، تقريباً چيزي است كه هر كسي آن را مشاهده نموده است. با وجود اين جهتيابي آن مشكل ميباشد اكثر ويلاهاي شنيدن براساس قوانين ژئومانتيك در چين و ژاپن رو به جنوب بوده، اما بيودو اين مشرف به شرق ميباشد يعني يك نوع تغيير منطقي كه اين واقعيت را مد نظر قرار داده دال بر اينكه هر شخص كه پاويليون را در امتداد بركه (حوضچه) تماشا نمايد، در واقع به جهت بهشت غرب مينگرد. گود برداريهاي اخير، يك ساحل تگرگي را نشان داده كه بيودو اين را با باغهاي معبد مرتبط ميسازد.

به نظر مي‌رسد كه اين نوع باغ به شكل كاراكتر مربوط به سانسكريت A (آميدا) بوده و براي يوري ميجي مفيد واقع گرديده است. شايان ذكر است كه يوري ميجي، پدر تاجي بانا توشيتسونا، مؤلف معروف كتاب ساكوتيكي مي‌باشد.

(1)نماي نزديكي از پاويلين (عمارت كلاه فرنگي) جنوبي در غرب.

(2)چشم اندازي از فونيكس هال رو به جنوب. گرچه سبك معماري بر اساس طراحي آن بعنوان يك معبدآميدا، پاويليونهاي مرتبط كه به يك استخر بزرگ مشرف بوده، طرح اصلي ‌اي تلقي گشته كه در قطرهاي سبك شنيدن و همچنين باغهاي عصرهيان مورد استفاده قرار گرفته است.

(3)بيودو اين در يوجي مشرف به باغي بوده كه به شكل وسترن پارادايس در آميدا بوديسم ميباشد. اين نوع باغ (آميدا) در عصر هيان عادي تلقي نگشته و بنابراين آثار چنين باغهايي در مناطقي مانند ساي هوجي قابل مشاهده بوده ولي در اينجا فقط در يوجي هر كسي مي تواند يك بناي نافذ مربوط به عصر هيان كه به باغ حوضچه آن مشرف بوده، مشاهده نمايد. كليساي مركزي و همچنين عمارات مجاور آن، در اصل بخشي از يك نوع ماترك روستايي محسوب گشته كه در اوايل قرن يازدهم و توسط فوجي‌وارا ميجي‌ناگا ساخته شده و توسط پسرش يوري‌ميجي نيز بارديگر به عنوان مدل قرار داده شده است. سبك معماري نيز، چيني بوده، طوريكه هركس ممكن است يك ساختار بوديست را انتظار كشد، اما هم كناري اين نوع باغ با پاويليونها اثري از ويلاها و باغهاي اشرافي درعصر هيان محسوب مي گردد يك نوع ديدگاه را از نقشه انتخاب نموده يااينكه براي بررسي بيشتر اين نوع باغ روي توردگاردن كليك نماييد.

(4)نگرشي به سالن فونيكس در شمال غربي

(5)نگرشي به پاويليون جنوبي از سالن فونيكس مشرف به غرب با ناديده گرفتن سبك چيني در معماري هر كسي مي تواند در روابط اين نوع پاويليون هواگيربا حوضچه‌ي مقابل (پيش‌نما)، چيزي را مشابه با عمارات ماهيگيري در ويلاهاي بزرگ هيان بيابد.

(6)نگرشي از سالن آميدا به ساحل شرقي درياچه.

مورين-آن: تاريخچه Murin-an

در سالن 1894 سرباز مي‌جي و سياستمدار آرتيومو، دومين اقامتگاه شخصي خود را در نزديكي معبد بزرگ زن بنام نانزن‌جي واقع در شرق كيوتو احداث نموده است. اين نوع ملك به خاطر وجود يك نوع باغ تفريحي كه مشرف به شرق خانه بوده وبااستفاده از تپه‌هاي مجاور هيگا شياما و همچنين آبهاي درياچه بيوا كانال بعنوان منابع جريان‌هاي آن از محبوبيت خاصي برخوردار مي باشد.

گرچه بدون شك آري‌تومو، دستي در طراحي باغها داشته طرحهاي مربوط به آن و همچنين ساختمان آن مسئوليتهاي اوگاواجي‌هي، معمار معروف كيوتو در زمان مي‌جي و تاي شو تلقي مي‌گشت. اوگاوا كه به يواجي نيز معروف بوده به احداث تعدادي از باغها در ويلاهاي شخصي مجاورت نانزن‌جي پرداخت.

با بررسي مناطق نسبتاً كوچك در باغ مورين آن، وسعت اين زمين 3000 متر مربع يا سه‌رع از يك آكر بوده و همچنين بطور استثنايي نوعي طراحي پيچيده با وجود كمتر از سه نوع منبع تأمين آب كه در روبروي خانه، همگرا بوده محسوب مي‌گردد. منبع اصلي آب،در واقع يك آبشار شگفت‌انگيز سه رديفه در انتهاي شرقي باغ بوده است،جريان آبي كه آن توليد نموده،به دو حوضچة كم عمق كه از طريق "تندآبي" از سنگهاي كوچك مرتبط گشته، مي‌ريزد. مفر آن نيز جريان آبي را تأمين نموده كه به سمت خانه در جريان بوده ودر روبروي ايوان شرقي همديگر را قطع نموده و همچنين با جريان دوم نيز همگرا بوده، بر روي يك آبشار بزرگ مي‌ريزد و در ميان اقامتگاه و يك چايخانه ديده مي‌شود. اين نوع حوضچه و جريان آب با استفاده از چمن‌هاي شيب‌دار و همچنين اقاقياي سبك و هرس شده مجارو هم قرار گرفته و اين در حاليست كه منطقه و بخش مربوط به آبشاره‌ها،كاملاً پوشيده از درخت بوده كه درختان آن خيابانهاي شلوغي را كه درست فراتر از محدوده‌هاي باغ قرار داشته، مي‌پوشانند. مسيرهاي فرعي به آريتومو و مهمانان وي امكان داده تا تقريباً هر قسمت از باغ را كه جريانهاي آب را بر روي پلها سنگهاي اصلي قطع مي‌نمايد، مورد بازديد خود قرار دهند خود اين اقامتگاه نيز، يك ساختار و بناي دو طبقه بوده كه عناصر مربوط به معماري غرب و ژاپن را تلفيق نموده و تا حدودي نيز اين باغ، "بين‌المللي" تلقي مي‌گردد يا به عبارتي، گستره‌هاي عريض چمن، تأثير معماي سبك انگليسي را تحت‌الشعاع قرار مي‌دهد. بعبارتي ديگر، اين نوع باغ كوچك داراي يك نهر سرگردان بطور شگفت‌انگيزي با يكي از قديمي‌ترين باغهاي معروف ژاپن يعني باغ كيوسكي در قرن هشتم كه اخيراً از سوي باستانشناسان كه در نارا فعاليت نموده معرفي گشته، مشابه مي‌باشد. آري تومو و جي‌هي از اين نوع طرح اوليه آگاه نبوده، اما ممكن است تحت تأثير و صفيات مربوط به باغهاي مشابه داراي نهر در چين و كره قرار گيرند.

در سال 1941، شهر كيوتو، صاحب بناي مورين آن گرديد كه بعدها بعنوان يك نوع دارايي فرهنگي در نظر گرفته شده است، كه براي عموم آزاد مي‌باشد.

(7) در سال 1984، سرباز مي‌جي و دولتمرد آريتومو، اقامتگاه شخصي خود را در مجاورت معبد نانزن جي در شرق كيوتو، احداث نموده است. اين زمين بخاطر يك باغ تفريحي كه در شرق خانه قرار گرفته و با استفاده از تپه‌هاي مجاور هيگاشياما همانند يك منظرة قرضي (عاريه) و همچنين آبهاي درياچة بيواكانال بعنوان منبع نهرهاي آن، از محبوبيت خاصي برخوردار مي‌باشد. نوعي ديدگاه را از نقشه انتخاب نموده و براي نگرش بيشتر به يان باغ روز «توردگاردن» كليك نمائيد.

(8) باغ مورين آن كه از سايه‌هاي خانه تماشا شده، يك مثلث كشيده را تشكيل داده كه رأس آن آبشاره‌اي بوده كه هر اصلي را تأمين مي‌نمايد. گردش‌مان در باغ از اين آبشاره‌ها آغاز شده و به سمت خانه نيز ادامه مي‌يابد. (در تبه نقشه و در سمت چپ واقع گرديده است).

(9) نهر اصلي و همچنين حوضچه‌اي كه آن ايجاد نموده،از طريق يك آبشار شگفت‌انگيز و سه ‌طرفه در انتهاي شرقي باغ، تغذيه مي‌گردد.

(10) نگرشي نزديكتر به آبشار سه رديفه. منبع آب مورين آن،كانالي بوده كه آب درياچة بيوارا به كيوتو مي‌آورد.

(11) سنگهاي پله‌اي به هر كسي امكان داده تا از نهر اصلي كنار منبع آن در آبشارة سه رديفه، عبور نمايد.

(12) با برگشت به سمت غرب از اينگونه سنگها كه در نزديكي آبشاره قرار گرفته، هر كسي از نگرشي در خصوص حوضچه‌اي كه از طريق نهر ايجاد گشته، برخوردار مي‌باشد.

(13)جايي كه نور مدنظر بوده، مورين آن، بررسي كنتراست تلقي مي‌گردد.

مسيري كه در طرف جنوبي حوضچه واقع شده، همواره در سايه بوده و درختان آن نيز در برابر حوضچة آفتاب‌گير و چمنهايي كه آنرا در شمال احاطه نموده سايه‌نما گرديده‌اند.

(14)باغهاي كيوتو براي بسياري از پرندگان، دوزيست‌ها و جانوران ديگر، آشيانه محسوب مي‌گردد.

(15)يك نوع ساحل تگرگي بخش مياني خط ساحلي را مشخص مي‌سازد.

(16)همانگونه كه نهر اصلي به سمت غربي جريان داشته، مسير آن تنگ شده و بر روي تعدادي از آبشارهاي كوچك مي‌ريزد.

(17)آنچه كه از ايوان اين خانه پيداست، دو نوع نهر وجويبار براي تشكيل يك " y " همديگر را قطع نموده و سپس به سمت غرب جريان يافته و وارد خانه و باغ مي‌گردد. اين نوع نهر در قسمت جلويي خانه، از حوضچه جريان يافته و اين درحاليست كه در قسمت پيش نما ي منبع مجزا در درختاني كه كنارة جنوبي باغ را احاطه نموده ديده مي‌شود.

(18)همگرايي اين دو نهر بر خلاف اكثر باغها در ژاپن، بخشي از باغ مورين آن، از چمنهايي به سبك انگليسي برخوردار بوده يا به عبارتي، بازتاب واقعيتي كه اين خانه، هم داراي سبك معماري ژاپني بوده وهم داراي معماري غربي

(19)نكتة همگرايي اي دوجريان،از ايوان خانه، صداي آرام آب كه بر روي سنگها فرود آمده يكي از برجسته‌ترين ابعاد اين باغ مي‌باشد.

(20) بعد از همگرايي، نهر مجزا به داخل سايه‌هاي كنارخانه و نزديكي چايخانه جريان مي‌يابد. گرچه خيابانها شلوغ درست بيرون ديوارهاي مربوط به باغ وجود داشته، منظرة عاريه كه از طريق تپه‌هاي شرقي مشخص بوده، يك موقعيت روستايي را نشان مي‌دهد.

(21) نگرشي از زاوية شمالي خانه از ايواني كه از آن هر كسي مي‌تواند كاملاً به باغ اشراف داشته باشد.

(22)مورين آن يك باغ تفريحي محسوب گشته ، مسيرآن در ايوان شرقي زاوية خانه آغاز مي‌گردد.

(23) زماني ديگر، نگرشي ديگر مورين آن زير آسمان خاكستري و باران دائمي.

نوع سنگ پله‌اي مدور كه در پيش‌نماي چپ اين نوع منظره قابل رويت بوده، اغلب تقاطعي از دو مسير را نشان داده و مخصوصاً در باغهاي چاي نيز، عادي تلقي مي‌گردد. اينگونه سنگها كه اغلب گارانسكي يا گران ايشي يعني "سنگهاي قديمي معبد" ناميده شد، بنيانهاي ستوني تلقي گشته كه از معبدهاي تخريب شده خارج شده كه در اين صورت استفادة مجدد از آنها نه تنها عملي نبوده بلكه فلسفي نيز مي‌باشد كه توريست طبيعت ناپايدار تلاشهاي انساني را به ياد مي‌اندازد. اما آنهايي كه در باغهاي آتيه يافت شده، به احتمال زياد و مخصوصاً به اين خاطر ارائه گرديده‌اند.

باغ نينومارو، قلعة نيجو: تاريخچه. Ninomaru Garden, Nijo Castle

توكوگاوا اياسو، اولين شوگان عصر ادو، درسال 1603 شروع به ساختن قلعة نيجو نموده و آنرا بعنوان اقامتگاه موقتي خود بعد از ملاقات از كيوتو برگزيد و در تملك شوگونات تا سال 1867 باقي مانده، زمانيكه به خانوادة سلطنتي تعلق يافته است. نام خود را (نيجو-جو) زماني بدست آورد كه توسط شهر كيوتو در سال 1939 بر روي آن نهاده شد. گرچه، باغهاي زيادي در داخل ديواره‌هاي قلعه وجود داشته، مهمترين و معروف‌ترين آنها، باغ نينومارو بوده كه در امتداد ضلع غربي قصر نينومارو قرار گرفته است. اين باغ كه به كوبوري انشو نسبت داده شده، (1647-1579) به وسعت يك آكر بوده و از يك درياچة نسبتاً معمولي با سه جزيره كه به نظر مي‌رسد هوراي جيمو، تسوروشيما، و كامشيما باشند، تشكيل شده است. با اين همه،همانگونه در بسياري از موارد مشاهده نموديم، اينگونه شناسايي‌ها تاريخ ساختمان مربوط به باغ را ديرتر نشان مي‌دهد. پلهاي تخته‌اي، دو جزيره را به ساحل مرتبط ساخته و درياچه نيز از طريق يك آبشار دو رديفه بر رويگشوة شمال غربي حوضچه تغذيه مي‌گردد. اين باغ بخاطر تعداد زياد صخره‌هاي استفاده شده در ساخت آن و همچنين تجملهايي كه برخي شهرها را بعنوان نمونه‌اي از رغبتهاي متظاهرانة موموياما و شوگانهاي اولية توكوگاوا نشان مي‌داد، معروف مي‌باشد. برخي از صخره‌ها نيز ممكن است از باغهاي هيويوشي جوراكوداي كه درست در شمال نيجو واقع گشته، عاريه گرفته شده وهمچنين ممكن است در اينجا قبل از كوبوري انشو كه بر روي باغ كار مي‌نمود (تصور بر اينست كه انشو، باغ را در سال 1626 با پيش‌بيني يك ديدار سلطنتي، گسترش داده است) قرار گرفته باشد.

اين نوع درياچه، در طول مسير و روند تاريخچة خود، گاهي اوقات خشك بوده و باعث شده تا برخي مقامات نسبت به اين مسئله تعجب نمايند.

(24) قلعة نيجو در اوايل قرن هفدهم بعنوان يك اقامتگاه موقتي دركيوتو و براي توكوگاوا شوگان، ساخته و احداث گرديده است. معروف‌ترين باغ آن، باغي بوده كه قصر نينومارو را به هم نزديك مي‌نمايد. اين باغ كه به كوبوري انشو، نسبت داده شده، از درياچه‌اي تشكيل گشته كه داراي سه جزيرة متصل به ساحل از طريق پلها مي‌باشد كه اين جزيره‌ها يكي از جزاير نام دااويست از بلست ، درنا و همچنين لاك‌پشت را زنده مي‌نمايد. تعداد زياد صخره‌هاي آن برخي شهرها را واداشت تا اين باغ را بعنوان نمونة مخصوص طرحهاي افراطي در خصوص عصر ادو، تلقي نمايند.

نكته‌اي را از نقشه انتخاب نموده يا اينكه روي توردگاردن جهت بررسي بيشتر، كليك نمائيد.

(26)ساحل غربي اين نوع درياچه، نقش مهمي را هم در آبشارها وهم ترتيب صخره‌ها كه نوع آبشاره‌هاي خشك موجود در باغهايي مانند تنريوجي و جينكاكوجي را نشان داده ايفاء مي‌نمايد.

(27)نگاه دقيق‌تر به پل در نظرية قبلي، خاطرنشان گرديده است.

(28)ساحل غربي اين نوع درياچه، نقش مهمي را هم در آبشارها و هم ترتيب صخره‌ها كه نوع آبشاره‌هاي خشك موجود در باغهايي مانند تنريوجي و جينكاكوجي را نشان داده، ايفاء مي‌نمايد.

(29) اين نوع نگرش به ساحل غربي باغ نينومارو، دو نوع از صخره‌هايي را كه اغلب در باغهاي ژاپن مشاهده شده، نشان مي‌دهد: صخرة چهار تراشه و صاف و همچنين "تيزه‌هاي كوهستاني" عمودي. قديمي‌ترين كتاب‌هاي مباني مربوط به اين نوع باغها نشان مي‌دهد كه مجموعه‌اي از صخره‌ها در لبة آب يك نوع ساحل صخره‌اي را زنده نموده يعني توصيفي كه طراح باغ نينومارو آنرا درذهن داشته است.

(30) تلفيق اين نظريه با نظرية قبلي، دورنماي وسيعي از اين باغ را در اختيارمان گذاشته، همانطوريكه از نظرية مربوط به قصر نينومارو، تلقي گشته است.

(31)يك نوع پل تخته‌اي (چوبي) كه در كنار اين نوع نظريه مشهود بوده، جزيرة اصلي را به ساحل غربي مرتبط مي‌سازد.

(32)در مقايسه با باغهاي سلطنتي ادوپريود مانند باغهاي واقع در كاشورا و شوگاكااين، كه در آن كش و قوسهاي طولاني از خط ساحلي از هيچ‌گونه صخره‌اي برخوردار نبوده، سواحل نينومارو و ديگر باغهاي متعلق به شوگان با سنگهاي داراي اندازه و شكل متفاوت، خط‌كشي شده‌اند.

(33) انتهاي شمالي باغ درياچه، گوشه‌اي از قصر نينومارو در سمت راست قابل رويت مي‌باشد.

(34)هر كسي با نگاه كردن به سمت غرب درامتداد بخش شمالي درياچه، بزرگترين جزاير را در سمت چپ و آبشاره‌هايي كه در سمت راست تغذيه نموده، مشاهده مي‌نمايد.

(35)گوشة شمال غربي باغ. نظرية بعدي بر روي آبشاره‌ا ، متمركز مي‌گردد.

(36)طراحي (طرح) آبشاره كه آب درياچه را تأمين نموده با رهنمودي كه در كتابهاي مباني مربوط به باغ همراه با آبشارهاي كه از طريق صخره‌هاي عمودي شكل گرفته مشاهده شده، مطابقت مي‌نمايد.

(37)نظريه‌اي در خصوص باغ از جايگاه مربوط به قصر نينومارو با نگريستن به جنوب

نام: سنتو sento

(38) قصر سنتو در اوايل قرن هفدهم و در داخل مجموعه قصرهاي بزرگتر سلطنتي بعنوان يك اقامتگاه براي امپراتور بازنشسته بنام گوميزونو احداث گرديده است. عمر اين قصر زياد به طول نيانجاميد، اما باغي كه در قسمت شرقي قصر واقع گشته به شكل اصلي خود باقي مانده است.

اين باغ كه به كوبوري انشو نسبت داده مي‌شد، از دو درياچه (حوضچه) تشكيل شده كه از طريق يك آبراهة باريك با يكديگر در ارتباط بوده و با استفاده از مسيرهايي جهت قدم زدن، احاطه شده است. درياچة جنوبي، شامل دو نوع جزيره بوده كه به يكديگر و همچنين ساحل متصل بوده است، و بخشي از خشكي نيز، از يك ساحل سنگي تشكيل شده كه هر سنگ از آن كاملاً از روي اندازه و شكلشان انتخاب گشتند. ديدگاهي را از نقشه انتخاب نمائيد يا بر روي توردگاردن كليك نمائيد.

(39)نظريه‌اي كلي در خصوص درياچة شمالي

(40)شكل‌گيري صخره‌ها در طول و امتداد سوحل شمالي درياچه

(41)درياچة جنوبي. نگرشي از ساحل سنگي با نگريستن به شمال غرب

سنگهاي گرد و صاف، در نزديكي ام.تي.فوجي جمع‌آوري شده و به عنوان هديه و كادو به امپراطور بازنشسته از اوداوار اهداء گرديد. هر يك از اين سنگها، ظاهراً در داخل كاغذهاي ابريشمي به اين منطقه آورده شده است.

(42)نگرشي به سمت جنوب از پل غربي. عمارت چاي سيكاتي از دور قابل رويت مي‌باشد. Gosho) Sento Imperial Palace (Sento

قصر سلطنتي سنتو (سنتو گوشو): تاريخچه

در اوايل قرن هفدهم، توكوگاوا شوگونات دستور به احداث دو قصر داده تا در جنوب شرقي قصر سلطنتي كيوتو واقع گردد. يكي از اين قصرها بنام سنتو بعنوان اقامتگاهي براي امپراطور بازنشسته گوميزونو در نظر گرفته شده است و ديگري نيز بنام قصر اوميا، خانة ملكه دوواگر توفوكومون اين (دختر توكوگاواشوگان دوم) محسوب مي‌گشت.

اين دو قصر چندين بار بواسطة آتش تخريب گشته و مجدداً نيز بازسازي شده، بگونه‌اي كه امروزه فقط قصر اوميا باقي مانده است اما مقياس آن به اندازه زيادي كاهش يافته است. باغهايي كه نسبت به جهت شرقي قصرها قرار داشته، در مركز دو حوضچه قرار گرفته كه زماني توسط يك ديوار از يكديگر تفكيك گشته اما درحال حاضر از طريق يك خيابان (راه اصلي) باريك به يكديگر متصل شده است. اين باغها تفريجي محسوب شده، كه داراي مجموعه مسيرهايي بوده كه حوضچه‌ها را دور زده و دستيابي به برخي جزاير را در حوضچة جنوبي كه پيچيده‌ترين قسمت اصلي‌آب بوده امكان‌پذير مي‌سازد و اساساً به دو جزيره تقسيم گشته و پلهايي نيز وجود داشته كه آنها را به يكديگر و همچنين سواحل درياچه‌ها متصل مي‌سازد. يكي از غيرمعمول‌ترين عناصر مربوط به اين نوع حوضچة جنوبي، ساحل سنگي بوده كه در امتداد خشكي‌هاي غربي و جنوبي ديده مي‌شود و هر يك از سنگهاي آن با توجه به شكل و اندازه‌هايشان انتخاب گرديده‌اند. سنگهاي برداشته شده از منطقه‌اي در نزديكي ام. تي. فوجي هديه‌اي از دايميوا اوداوا را محسوب گشته و گفته مي‌شود كه هر سنگي با يك كاغذ ابريشمي كه سنگ در آن قرار داشته به اين منطقه آورده شده است.

شواهد باستان شناختي وجود داشته دال بر اينكه اين نوع ساحل سنگي (ايشي‌هاما) نمادي از قديمي‌ترين باغهاي اوزاكاونارا تلقي مي‌گرديد.

طرح اصلي اين دو باغ كه هر دوي آنها تا حدودي طي سالها، تغيير يافته به كوبوري انشو (1647-1579) نسبت داده مي‌شود. با اين همه، احتمال اين وجود دارد كه امپراطور گوميزونو در اين نوع طراحي نقش داشته،چرا كه وي نسبت به ابعاد زيبايي شناختي زن من جمله مرتب نمودن گل، متعهد بوده است.

وي علاوه بر اين، دوستدار جشن چاي بوده و يكي از جالبترين نظريات وي در خصوص حوضچه‌هاي جنوبي از ايوان سي‌كا-تي بوده كه در انتهاي جنوبي آن ساخته شده است.

(43)شكل‌گيلي صخره‌ها درامتداد سواحل درياچة شمالي.

(44)نگاه كردن به شمال، در امتداد درياچة جنوبي، اساساً نگرش حاصل از عمارت چاي سي‌كا- تي. پلي كه در سمت چپ درياچه قابل رويت بوده، نوعي ساختار "زيگ زاگ" محسوب گشته كه از طريق داربست ويستريا در بر گرفته شده است. اين پل كه در اصل از چوب ساخته شده بعدها با سنگ درست و مرمت گرديد. اين پل از نظر شكل فعلي خود، به اواخر قرن نوزدهم تعلق دارد.

(45)نگرشي به شمال شرق. پل قوسي، يكي از پلهايي بوده كه دو جزيره و همچنين سواحل شرقي و غربي درياچه را به يكديگر ربط مي‌دهد.

(46)نگرشي دقيق‌تر به ساحل غربي درياچه و نيز پل سنگي‌اي كه آنرا به جزاير ارتباط مي‌دهد.

(47)با نگريستن به امتداد سواحل سنگي بسمت جزيرة كوچك در بخش جنوب شرق درياچة جنوبي.

تنجوآن : تاريخچه Tenju-an

تنجوآن، يكي از معبدهاي فرعي نانزن جي‌محسوب مي‌گردد. و در سال 1336 توسط كوكانشيرن، كشيش اصلي نانزن‌جي،تأسيس گشته است. همانند بسياري از معابد قديمي كيوتو، اين معبد در طول جنگهاي مربوط به سالهاي 1466 و 67 توسط‌ آتش تخريب گشته و تا سال 1602 نيز بازسازي نگرديده است.

تاريخ دو مورد از باغهاي تنجو آن بر مي‌گردد به تأسيس اين معبد، هر چند كه بخشها و قسمتهايي نيز در عصر ادو و مي‌جي به آن اضافه يا تغيير يافته است.

يكي از دو مورد باغهاي معروف آن، باغ خش بوده كه در سمت شرق تالار اصلي قرار گرفته يعني اينكه مستطيل كشيده‌اي از سنگ سفيد رنگ در مقابل بك دراپ درختان، بوته‌ها، خزه و صخره‌ها قرار دارد. مهمترين ويژگي آن پله‌هاي سنگي‌اي بوده كه از ايوان شرقي تالار شروع شده و تا شمال آن ادامه دارد و به جايي ختم شده كه زماني دروازة اصلي باغ محسوب مي‌گشت (ورودي جديد در سال حاضر بر روي محوز سالن مطالعه قرار گرفته است). طراحي آن يا به عبارتي تركيبي از شن خزه و سنگهاي چهارتراش با استفاده از مسير دومي كه در سال 1610 ساخته شده و به آرامگاه هوسوكاوايوسااي يا دي ميويي كه بازسازي اين معبد را در سال 1602 بعهده گرفته ختم شده بطور ضمني تأئيد گرديده است.

باغ شمالي، كه در جنوب دو ساختمان اصلي واقع گرديده يك باغ تفريحي مي‌باشد.

يك نوع شبه جزيرة طويل نيز اساساً درياچه را به دو قسمت اصلي تقسيم نموده كه قست كوچكتر و شرقي آن بر روي محور تالار اصلي و قسمت غربي آن نيز با سالن مطالعه تراز شده است. يكي از جالبترين عناصر مربوط به درياچة شرقي، نوعي پل چوبي و مبهوت كننده بوده كه در مقابل جايگاهي از زنبق آبي كه در امتداد ساحل شمالي كاشته بوده قرار دارد. اين نوع تركيب زنبق و پل چوبي ساده، الوارهاي آن كه در زواياي راست نسبت به يكديگر قرار گرفته، فني بوده كه در بسياري از هنرهاي ژاپني مانند پرده‌هاي نقاشي شده، سراميك‌ها و همچنين كارهاي جلايي،مشاهده مي‌گردد و بنابراين مرجعي است به يكي از معروف‌ترين لحظات در تاريخ شعر ژاپن يا به عبارتي اپيزودي كه در قرن دهم در داستان و قصة ايسه مونوگاتاري به نمايش گذاشته شده بود.

درباري و شاعر قرن نهم بنام آريوارا نوناريهيرا به استان‌ميكاوا زماني كه وي وهمراهان وي به يك جايگاه زنبق‌ها كه در كنار پلهاي چوبي در حال رشد بوده رسيده، سفر مي‌نمود. آنان كه با زيبايي اين صحنه به هيجان آمدند،در سرودن يك مصرع از شعر ناتوان مانده كه هر خط آن با يك هجا از واژة ژاپني براي زنبق (كاكيتسوباتا)، آغاز مي‌گردد. بايد خاطرنشان گرديم كه هر كسي كه با اين نوع داستان آشنا بوده، بلافاصله به تلميح آن زماني كه در يك كار هنري مانند باغ تنجو آن رخ داده، پي‌‌ مي‌برد. به عبارتي ديگر، هماهند بسياري از مولفه‌هاي مربوط به باغهاي سنتي ژاپن، اين نوع تركيب المنتهاي طبيعي و تدوين شده، از "مفهومي" برخوردار بوده كه فراتر از اهميت كاملاً رسمي يا زيبايي شناختي آن مي‌باشد.

(48)تنجوآن يكي از معبدهاي نانزن‌جي محسوب مي‌گردد. و در سال 1336 توسط كوكانشيرن، كشيش اصلي معبد نانزن‌جي در مراسم بزگرداشت تأسيس نانزن‌جي در قرن گذشته، تأسيس گرديد. تاريخ دو مورد از باغهاي تنجوآن، به تأسيس معبد بر مي‌گردد،گرچه بخشهايي نيز به آن اضافه شده يا اينكه درعصرهاي ادو و مي‌جي،اصلاح گرديده است. از ميان اين دو باغ، يكي از معروفترين باغها،باغ خش بوده كه در شرق سالن اصلي واقع شده، اما درياچه و باغ تفريحي نسبت به جنوب ساختمانهاي اصلي نيز بد نيست كه ملاقات و بازديد گردند. ديدگاهي را از نقشه انتخاب نموده يا اينكه براي نگرش‌هاي بيشتر بر روي تور دگاردن كليك نمائيد.

(49)تاريخ باغ خشك واقع در قسمتشرقي تالار اصلي به اوايل قرن هفدهم مربوط مي‌گردد. راههاي مربوط به كنارة باغ به دروازه‌اي منتهي گشته كه ورودي و مدخل اصلي به معبد بوده است (ورودي جديد در قسمت شمالي سالن مي‌باشد). اين مسير در جلو نيز به سال 1610 ساخته شده و به مرقد هوسوكاوايوسااي يا به عبارتي دايميويي كه بازسازي معبد را در سال 1602 برعهده گرفته، ختم مي‌گردد.

(50)فراتر از راههاي سنگي و همچنين قسمتي از شنهاي سفيدرنگ، تعداد دكورهاي سنگي وجود داشته كه تركيبي از درختان، بوته‌ها و خزه مي‌باشد. بسياري از سنگها نيز، گرداله‌هاي صاف بوده كه از سوي بسياري از طراحان باغ، تائيد گرديده است.

(51)مسيري كه به ورودي زمينهاي معبد منتهي شده، سالن اصلي را ترك نموده و يك چرخش زاوية راست را بسمت شمال موجب مي‌گردد. اين راه در كنارة باغ به آرامگاه هوسوكاوايوسااي ختم مي‌گردد. يك نوع پياده‌روي سنگي كه از سنگهاي چهارتراش تشكيل گشته و برخي از آنها نيز در زاوية 45 درجه نسبت به راه‌هايي كه كناره‌هاي آن موازي بوده ، قرار گرفته پياده‌روي مقياس پيش‌بند ناميده مي‌شود (ايروكوجيكي)

(52)در گوشة جنوب غربي تالار اصلي، يك مسير سنگي به قسمت پائين‌تر باغ ختم مي‌گردد. تلفيق سنگ قواره‌هاي مستقيم‌الخط و همچنين سنگ‌هاي تراش نخورده مخصوص راههاي مربوط به باغ‌هاي ژاپن مي‌باشند.

(53)راه سنگي كه از باغ خشك به قسمت شرق سالن اصلي منتهي شده بلافاصله به يك پول چوبي روستايي و ساده ختم مي‌گردد. اين پل و محل زنبق آبي كه در كنار آن وجود داشته، بدون شك مرجعي است به يكي از معروفترين اپيزودهاي مربوط به تاريخ ادبي ژاپن (لطفاً براي اطلاعات بيشتر به صفحة مربوط به تاريخچة اين باغ مراجعه نمائيد.)

راه سنگي در قسمت پشت باغ به دو قسمت بزرگتر آب كه حوضچه را تشكيل داده منتهي مي‌گردد.

(54)جدا از پرورش درختان و بوته‌ها، زنبق‌ها نيز جزء محدود گياهان چند ساله‌اي بوده كه در باغهاي قديمي ژاپن يافت مي‌گردد. در اينجا جايگاه زنبق سفيد، با استفاده از مرزبندي‌اي از ديركهاي چوبي كه به انتهاي حوضچه كشانده شده يا به عبارتي يك وسيلة تثبيت كننده و معمولي در امتداد سواحل در ياچه‌ها و نهرها، محصور گرديده است.

(55)باغ پائيني يك نوع باغ تفريحي و حوضچه‌اي بوده كه در قسمت جنوب اين دو ساختمان اصلي واقع گرديده است.

(56)خشكي جنوب غرب درياچة مربوط به تنجوآن. شبه جزيره‌اي كه به چراغ دريايي سنگي منتهي شده، از جملة ويژگيهاي طبيعي باغهاي ژاپن تلقي مي‌گردد.

(57)يك تختة سنگي، نوعي بارانداز را درامتداد ساحل شمالي درياچه ايجاد مي‌نمايد(اصطلاح مناسب براي آن، فوناتسوكيايشي و يا "سنگ بارانداز قايق" مي‌باشد.) چنين باراندازهايي (پاگرد) درحوضچه‌هاي داراي اسكلة بزرگ در باغهاي ژاپن، مسئله‌اي عادي تلقي گشته، اما دراين درياچة كوچك ممكن است اين نوع اسكله، تجديد خاطره‌اي تلقي گردد.

(58)آب اين نوع درياچه (حوضچه) از طريق آبشارهاي كه در ميان سايه‌هاي ساحل جنوبي پنهان بوده تأمين مي‌گردد و گرداله‌اي را دراين بخش از نهر تشكيل داده كه در شكوفايي درختچه‌ها و گياهان ديگر مؤثر واقع مي‌گردد.

(59) در نزديكي و مجاورت اين نهر كه به درياچه و حوضچة تنجوآن مي‌ريزد، گردالة بزرگي وجود داشته كه مانند يك مخزن آب يا يكي از جالبترين حوضه‌هاي سنگي و طبيعي كه غالباً در باغهاي كيوتو مشاهده شده ، عمل مي‌نمايد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم آبان 1385ساعت 20:53  توسط میر تورج امجدی  |